همسر قدیانی در گفت و گو با سایت ملی-مذهبی

وضعیت کنونی چه تفاوتی با قبل از انقلاب دارد؟

ابوالفضل قدیانی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب که از آذرماه سال گذشته به طور غیرقانونی در زندان بسر می برد هفته گذشته به دادسرای زندان اوین احضار و به اتهام توهین به رهبری و به خاطر نامه سعید جلیلی تفهیم اتهام شد. پرونده چهارم در حالی برای این مبارز انقلابی تشکیل شده است که کمتر از یک ماه پیش حکم یکسال حبس تعزیری پرونده سوم بطور شفاهی به او ابلاغ شده بود. طی سه سال گذشته این چهارمین پرونده ای است که برای وی تشکیل می شود. وی در سه پرونده مجموعا به پنج سال حبس محکوم شده است که یک سال حکم پرونده اول در چهارم آذر ماه به پایان رسیده است اما از آن زمان تاکنون به شکل غیرقانونی در زندان نگهداری می شود.

زهرا رحیمی، همسر آقای قدیانی در این زمینه به سایت ملی مذهبی می گوید: “دوشنبه هفته گذشته آقای قدیانی را به دادسرای اوین برده و ایشان را تفهیم اتهام کرده بودند. پرونده چهارمی را برای ایشان مثل همان اتهامات قبلی تشکیل داده اند. بخاطر مصاحبه با کلمه و بخاطر نامه آقای جلیلی به تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری متهم شده اند. اساسا نگهداری آقای قدیانی با توجه به پایان یافتن حکم غیرقانونی است و الان هم که پرونده بر روی پرونده برای ایشان تشکیل می دهند!”

گفتنی است، سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی با ارسال نامه ای به دادستانی تهران، با اشاره به مواضع ابوالفضل قدیانی از درون زندان، خواستار برخورد و تشدید مجازات این زندانی سیاسی شده است.

همسر قدیانی با اشاره به فشارهایی که بر خانواده می آورند، ادامه می دهد: “چندین بار برای مرخصی که آقای قدیانی بتوانند در عروسی پسرمان حضور داشته باشند، مراجعه کرده ایم و به دادستان تلفن زدیم، اما هیچ پاسخی نگرفتیم. یعنی سه روز مراجعه می کنم تا پاسخی به درخواست و نامه من بدهند اما دریغ از پاسخ! این هم وضعیت خانواده است که آنها را این جوری اذیت می کنند…”

در فروردین ماه سال جاری این مبارز دوران ستمشاهی در مصاحبه با سایت کلمه با تاکید بر اینکه در راه مبارزه باید صبر داشت، عنوان کرده بود: “دستگاه سرکوب حاکمیت اساساً اعتقادی به قانون ندارد و سعی می‌کنند با اعمال تبعیض و اهمال در اجرای قانون به زندانی فشار بیاورند تا مأیوس شود و واداراش کنند که از کار سیاسی کنار بکشد، ساکت شود و به مقاومت و مبارزه با استبداد ادامه ندهد… اما وظیفه‌ی دینی ماست که در حد توان مان در مقابل جور و ظلم بایستیم، ظلم و جور از فربه گی هرچه بیشتر فرو می‌پاشد.”

وی که سالها برای رسیدن به آزادی و برقراری عدالت مبارزه کرده و زندان رفته و شکنجه شده است، در ادامه یادآور شده بود: “نظامی که برای استقرار و تثبیتش هزاران شهید و جانباز داده‌ایم و زندان‌های رژیم شاه را تحمل کرده‌ایم، الان مدت‌هاست که جمهوری اسلامی براندازی شده است. دیگر از اصل تفکیک قوا هیچ نمانده است. با نظارت استصوابی مجلس تحت فرمان رفت، قوه‌ی مجریه هم مطیع شد و قوه‌ی قضاییه هم که از اول زیر نظر ولی فقیه بود و اساساً مستقل نبود…”

اواخر فروردین ماه سال جاری ماموران به بهانه بردن قدیانی به پزشک او را به دادگاه برده بودند. او نیز در واکنش به اتهامات واهی و تشکیل پرونده های غیرقانونی در دادگاه گفته است: “به جای سه پرونده که تا کنون برای من تشکیل داده اید سی پرونده، سیصد پرونده، سه هزار پرونده تشکیل دهید و اصلا مرا به سه هزار میلیارد سال زندان محکوم کنید! اما دادگاه شما “غیر قانونی” است و تحمل زندان شما نیز تغییری در عقاید من ایجاد نخواهد کرد.”

همسر قدیانی که خود از مبارزان قدیمی دوران ستمشاهی است با ابراز تاسف از وضعیت کنونی کشور تصریح می کند: “مطابق با قانون اساسی، ابراز نظرآزاد است و همه در برابر قانون مساوی هستند. کسی که اعتراض و نقد دارد باید بتواند آزادانه بیان کند، اما متاسفانه نه تنها خبری از آزادی نیست، بلکه هر کسی را که نظر دهد و انتقاد کند به زندان می اندازند.”

خانم رحیمی خاطرنشان می کند: “سوال من از آقایان این است که ما برای چه انقلاب کردیم؟ در دوران شاه مردم آزاد بودند از عملکرد نخست وزیر و همه مقامات کشور انتقاد کنند و تنها شاه را نمی توانستند نقد کنند. بخاطر همین مردم اعتراض کردند و مبارزین که خود ما هم جزو آنها بودیم به زندان افتادیم. خب، همه اینها برای این بود که بیان و نقد “آزاد” شود. اما الان می بینیم که این همه به جرم آزادی بیان و انتقاد در زندان بسر می برند. واقعا جای سوال است که فلسفه انقلاب چه بود و برای چه انقلاب کردیم؟ آن زمان که آزادی اجتماعی بود و تنها برای رسیدن به آزادی سیاسی انقلاب کردیم. خود آقای قدیانی سالها را در زندان دوران شاه بخاطر مبارزه با استبداد بسر بردند. الان هم اگر بخواهند بخاطر نقد در زندان باشند پس چه تغییری صورت گرفته است؟ تشکیل پرونده های پشت سر هم آن هم برای کسی مثل آقای قدیانی که جوانی خودشان را صرف مبارزه با استبداد کرده و پس از انقلاب هم به مردم و کشور خدمت کرده است، چه معنایی دارد؟ سوال من این است تفاوت وضعیت کنونی با دوران شاه چیست؟ چرا امثال قدیانی ها که عمر خود را صرف انقلاب و مردم کردند باید الان در گوشه زندان روزگار بگذرانند؟!”

شایان ذکر است که ابوالفضل قدیانی، از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رییس کمیته تشکیلات این حزب مسن‌ترین زندانی حامی جنبش سبز در بند 350 زندان اوین است که در تاریخ 19 دی ماه سال 89 برای گذراندن حکم یک سال حبس به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رییس جمهور به بند 350 اوین رفت و از آن زمان علی رغم پایان یافتن حکمش بطور غیر قانونی در زندان نگهداری می شود.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.