مساله قتل های ناموسی زنان در ایران

سه زن‌کشی، سه شهر و یک بحران ساختاری

ملی مذهبی _ در روزهای اخیر سه پرونده قتل زنان در نقاط مختلف در رسانه‌های داخل ایران بازتاب یافته است؛ قتل‌هایی که هرچند جزئیات و موقعیت‌های متفاوتی دارند، اما همگی در بستر خشونت خانگی رخ داده‌اند. به گزارش زمانه، این سه قتل بار دیگر نشان می‌دهد که زن‌کشی در ایران نه اتفاقی پراکنده، بلکه بخشی از یک الگوی تکرارشونده است. در ادامه، روایت این سه پرونده را می‌خوانید.

تهران: قتلی بر سر خرید یک جاکفشی

در تهران، مردی که متهم است اوایل فروردین‌ماه ۱۴۰۴ همسر خود را در جریان یک مشاجره خانوادگی به قتل رسانده، در شعبه دوم دادگاه کیفری تهران محاکمه شد. به گزارش رکنا، این پرونده زمانی به جریان افتاد که زن جوانی در خانه‌اش جان باخت و پزشکی قانونی علت مرگ را «خفگی» اعلام کرد.

متهم ابتدا ادعا کرده بود همسرش هنگام برداشتن وسیله‌ای از ارتفاع، از چهارپایه سقوط کرده است؛ اما بررسی صحنه و گزارش متخصصان هیچ نشانه‌ای از سقوط نشان نداد و او بازداشت شد.

در ادامه تحقیقات، مرد جوان به قتل اعتراف کرد. او در دادگاه گفت تنها ۹ ماه از ازدواجشان گذشته و مدعی شد اختلاف آن‌ها بر سر خرید یک «جاکفشی بزرگ آینه‌دار» بوده است. به گفته او، همسرش اصرار داشت این جاکفشی را بخرد و او به دلیل کمبود فضای خانه مخالفت می‌کرد. مرد افزود هنگام بالا گرفتن مشاجره «برای اینکه صدایش به همسایه‌ها نرسد» با دست دهان همسرش را گرفته و هر دو روی زمین افتاده‌اند. لحظاتی بعد زن نفس نکشیده و جان باخته است.

 سلماس: قتل با سلاح سرد و بازداشت در شهری دیگر

در شهرستان سلماس، مردی به اتهام قتل همسرش بازداشت شده است. به گزارش روزنامه اعتماد، به‌گفته ناصر مظلومی، فرمانده انتظامی سلماس، پس از وقوع قتل در یکی از روستاهای شهرستان و فرار متهم، رسیدگی به موضوع به‌صورت ویژه آغاز شد. مأموران پس از جست‌وجو، متهم را در یکی از شهرهای شمال‌غرب کشور شناسایی و بازداشت کردند.

این مرد در بازجویی‌ها به قتل همسرش با سلاح سرد «به دلیل اختلاف خانوادگی» اعتراف کرده و پس از تشکیل پرونده، به مرجع قضایی تحویل داده شده است. در این گزارش به هویت افراد یا تاریخ دقیق وقوع خشونت اشاره‌ای نشده است.

بندرعباس: قتل همسر و مردی دیگر، سپس خودکشی

در بندرعباس، شامگاه جمعه ۷ آذر ۱۴۰۴، مردی با استفاده از سلاح گرم همسر ۳۰ ساله خود را به قتل رساند و سپس مرد دیگری را که در منزل حضور داشت، هدف قرار داد. به گزارش خبرگزاری تسنیم فرمانده انتظامی شهرستان بندرعباس اعلام کرد فرد مهاجم ابتدا همسرش را با شلیک گلوله کشته و سپس مرد دیگری را که حدود ۴۵ سال داشته، با ضربه چاقو از ناحیه زیر بغل و سپس شلیک گلوله به قتل رسانده است.

در ادامه مشخص شد که متهم ۳۳ ساله با همان سلاح کمری اقدام به خودکشی نیز کرده و جان خود را از دست داده است. در بازرسی خانه، یک قبضه سلاح کلت کمری کشف شد. مأموران همچنین دو خودرو پژو ۴۰۵ و تیبا متعلق به مقتولان را ضبط کردند. بررسی انگیزه‌ها همچنان در دست پیگیری است.

زن‌کشی در ایران: بحران بی‌پایان در غیاب قوانین بازدارنده

سه روایت بالا، سه شهر و سه شکل از خشونت خانگی را نشان می‌دهند، اما در نهایت یک حقیقت تلخ را بازتاب می‌دهند: زن‌کشی در ایران پدیده‌ای فردی یا اتفاقی نیست؛ ساختاری است.

بنابر آمارهای پراکنده‌ای که توسط منابع مستقل، فعالان جامعه مدنی و گزارش‌های رسانه‌ای تجمیع شده‌اند: سالانه صدها زن در ایران قربانی قتل‌های مبتنی بر جنسیت می‌شوند. بسیاری از این قتل‌ها در بستر روابط خانوادگی و زناشویی رخ می‌دهند. خشونت‌های خانگی در آمارهای رسمی اغلب گزارش نمی‌شوند یا مشمول طبقه‌بندی‌های مبهم می‌گردند.

ضعف قوانین بازدارنده نیز نقش مهمی در تداوم این بحران دارد. ایران همچنان فاقد قانون جامع حمایت از زنان در برابر خشونت است؛ لایحه‌ای که بیش از یک دهه میان مجلس، قوه قضاییه و دولت در رفت‌وبرگشت بوده و هیچ‌گاه به شکل کامل اجرایی نشده است. قوانین موجود نیز، از جمله درباره قتل‌های موسوم به «ناموسی» یا خشونت‌های خانگی، در بسیاری موارد مجازات‌های سبک‌تری برای مردان در نظر می‌گیرد یا از زنان حمایت کافی نمی‌کند. البته این بدان معنا نیست که قتل زنان می‌بایست به اعدام قاتلان بینجامد، چرا که حکم اعدام، حکمی غیرانسانی است. اما آزاد کردن زودهنگام متهمان یا صدور حکم حبس‌های کوتاه‌مدت به مردانی که اغلب جزوی اعضای خانواده یا همسر سابق زنان هستند، از قدرت بازدارندگی کافی برخوردار نیستند.

از این روست که در نبود قوانین حمایتی، سازوکارهای حمایتی، آموزش عمومی و سیاست‌های پیشگیرانه، زنان همچنان در معرض خشونت‌های خانگی و قتل‌های مبتنی بر جنسیت قرار دارند و سه پرونده اخیر تنها نمونه‌هایی کوچک از واقعیتی بزرگ‌اند.

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

مطالب پربازدید

مقاله