همه آن‌چه باید درباره اسنپ‌بک در برجام بدانید

زیر و زبر سازوکار ماشه و آن چه در پیش است!

ملی مذهبی _ رئیس سازمان انرژی اتمی ایران گفته بود که توسل احتمالی کشورهای اروپایی طرف برجام به «اسنپ‌بک» یا همان «سازوکار ماشه» به‌معنای «نقض کامل توافق انجام‌شده با ایران است». محمد اسلامی ۱۴ بهمن پارسال در تلویزیون جمهوری اسلامی همچنین گفت که چنین اقدامی از سوی اروپایی‌ها، جمهوری اسلامی «نیز پاسخ مناسب این اقدام را خواهد داد».

اما به گزارش رادیو فردا ، سازوکار ماشه یا اسنپ‌بک، که عنوانش به صورت مستقیم در برجام نیامده، چیست که این‌چنین مناقشه‌انگیز بوده و امروز سایۀ استفاده از آن تهران را تهدید می‌کند؟

اسنپ‌بک در تابستان داغ ۱۳۹۴

دقایقی بعد از آن‌که در میانهٔ تابستان داغ سال ۱۳۹۴ توافق هسته‌ای یا برجام به دست آمد و وزرای خارجه در مقابل دوربین‌ عکاسان لبخند پیروزی زدند و عکس یادگاری گرفتند، جان کری وزیر خارجه وقت ایالات متحده در محل اعلام توافق در وین، پایتخت اتریش، در یک سخنرانی برای خبرنگاران از اهمیت این توافق گفت.

در میانهٔ همین سخنرانی بود که برای اولین بار واژه «اسنپ‌بک» در اشاره به مسیر بازگرداندن تحریم‌ها در صورت عدم پایبندی تهران به تعهداتش شنیده شد.

از زمان آن سخنرانی و پس از آن انتشار فکت‌شیت یا گزاره‌برگ طرف آمریکایی، بحث دربارهٔ «اسنپ‌بک» یا «سازوکار ماشه» همواره از مسائل مناقشه‌انگیز برجام بوده است؛ خصوصاً در تهران که منتقدان و مخالفان توافق هسته‌ای می‌گفتند مذاکره‌کنندگان ایرانی با قراردادی توافق کرده‌اند که مفاد آن به ضرر تهران است.

اصطلاح «اسنپ‌بک» به معنی بازگشت فوری یک پدیده به حالت قبلی آن است. اما کدام پدیده؟

برنامهٔ جامع اقدام مشترک چه می‌گوید؟

آن‌طور که در «برنامهٔ جامع اقدام مشترک» یا برجام آمده، این سازوکار مربوط به هفت قطعنامۀ تحریمی شورای امنیت سازمان ملل متحد است. بنا بر متمم ۵ برجام که به اجرای توافق می‌پردازد، قطعنامه‌های ۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳، ۱۸۳۵، ۱۹۲۹ و ۲۲۲۴ خاتمه‌یافته تلقی می‌شوند، اما اگر ایران به‌صورت جدی و فاحش عدم پایبندی به تعهداتش را نشان دهد، از جمله در زمینه «محدودیت انتقال اقلام حساس مرتبط با اشاعه»، این قطعنامه‌ها قابلیت اجرای مجدد خواهند داشت.

همۀ این‌ها در یک قطعنامه حمایتیِ شورای امنیت به شمارۀ ۲۲۳۱ هم وارد شد تا در ساختاری بر مبنای حقوق بین‌الملل نیز قابل پیگیری باشد.

وقتی توافق برجام به دست آمد، تصور این بود که در بازه زمانی هشت‌ساله همۀ اقدامات به نتیجه می‌رسد، صلح‌آمیز بودنِ برنامه ایران توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأیید و پروتکل الحاقی توسط ایران تصویب می‌شود و وضعیت این برنامه کاملاً عادی ادامه می‌یابد.

یک بازه زمانی دوساله هم تعیین شد تا از همه جوانب امر اطمئن حاصل شود و سپس روز پایانی برای قطعنامه ۲۲۳۱ تعیین شد. آن‌چه به عنوان روز پایان در نظر گرفته شده، روز انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ است؛ یعنی ۱۰ سال پس از روز اجرای توافق که مصادف با ۲۶ مهر ۱۴۰۴ است.

اما این روند تنها در صورتی تکمیل می‌شود که طرفین ایران در برجام از «اسنپ‌بک» یا «سازوکار ماشه» استفاده نکرده باشند.

روند استفاده از سازوکار ماشه

مفاد ۳۶ و ۳۷ برجام که به موضوع «حل‌وفصل اختلافات» می‌پردازد، نحوه عملکرد این مکانیسم را این‌گونه توضیح می‌دهد که اگر یکی از اعضای برجام دیگری را به نقض فاحش توافق متهم کند و این موضوع در کمیسیون مشترک برجام و شورای مشورتی بررسی شده و به نتیجه نرسیده باشد، به شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌رود.

در این حالت، شورای امنیت ۳۰ روز فرصت دارد که با تصویب یک قطعنامه رأی به ادامه اجرای برجام دهد. اگر این قطعنامه تصویب نشود، هفت قطعنامه تحریمیِ پیشین شورای امنیت بار دیگر اجرا می‌شود.

این روند به کشورهای غربی این فرصت را می‌دهد که از وتوی روسیه و چین ( که امروز روابط نزدیک‌تری با ایران دارند) جلوگیری کنند و در عین حال خود بتوانند قطعنامه احتمالی ادامه اجرای برجام را وتو کنند.

تلاش آمریکا برای استفاده از سازوکار ماشه

ایالات متحده آمریکا یک بار درصدد استفاده از این سازوکار برآمد؛ در دوره اول ریاست‌جمهوریِ دونالد ترامپ و دو سال پس از آن‌که واشینگتن اعلام کرده بود از برجام خارج می‌شود.

مایک پمپئو، وزیر خارجه وقت آمریکا، در زمان اعلام استفاده از این سازوکار گفت: «یک کار درستی که دولت قبلی انجام داد، سازوکاری است که بر مبنای قطعنامه ۲۲۳۱، هرکدام از کشورهایی که حق خود بدانند که تحریم‌ها باید به حالت قبلی برگردد، می‌توانند از اسنپ‌بک استفاده کنند، و این کاری است که ما خواهیم کرد».

اما وقتی آمریکا برای این کار به شورای امنیت رفت، ۱۳ عضو شورا از جمله نزدیک‌ترین متحدان واشینگتن با آن مخالفت کردند؛ مهم‌ترین دلیل هم این بود که ایالات متحده از توافق بیرون رفته بود و نمی‌توانست مانند یک عضو برجام از مفاد آن استفاده کند.

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

مطالب پربازدید

مقاله