مطالعۀ جدید نشان داد

تشدید ۱۰برابری خشکسالی در ایران به‌دلیل فعالیت‌های انسانی

ملی مذهبی _  مطالعه‌ای جدید نشان می‌دهد خشکسالی بی‌سابقه‌ای که طی پنج سال گذشته ایران، عراق و سوریه را در بر گرفته، بدون تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسانی، با شدتِ فعلی رخ نمی‌داد.

به گزارش رادیو فردا، دانشمندان گروه «نسبت‌دهی آب‌وهوای جهان» (WWA) روز جمعه ۳۰ آبان اعلام کردند که افزایش دمای جهانی ناشی از سوزاندن سوخت‌های فسیلی، عامل اصلی سوق دادن این سه کشور به وضعیت «استثناییِ» خشکسالی است.

بر اساس این مطالعه که تحلیل این گروه دربارهٔ وضعیت منطقه در سال ۲۰۲۳ را به‌روزرسانی می‌کند، «این بدترین خشکسالی ثبت‌شده در ایران است». با به‌روزرسانی داده‌ها تا ژوئن ۲۰۲۵، محققان ارتباط قوی‌تری بین گرمایش و خشکسالی طولانی‌مدت پیدا کردند.

مطالعهٔ این گروه، بر اساس «شواهد قوی»، نشان می‌دهد که تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسان، خطر خشکسالی را بیش از ۱۰ برابر افزایش داده و این تغییرات، دستاوردهای توسعه‌ای پس از درگیری‌های منطقه را تضعیف کرده است.

به گفتهٔ این دانشمندان، در وضعیت بدون گرمایش جهانی، دورۀ خشکسالی کنونی که از پیش آغاز شده، از شدت بسیار کمتری برخوردار می‌بود.

این مطالعه در عین حال تأکید می‌کند که ضعف‌های ساختاری از جمله مدیریت ناکارآمد یا بیش از حد مداخله‌گرانه در امور آب، چرای دام بیش از ظرفیت طبیعی زمین و گسترش کشاورزی باعث شده بحران آب در ایران، عراق و سوریه تشدید شود.

دانشمندان اقلیم‌شناس در مطالعات خود دست‌کم از سال ۲۰۱۵ به این‌ سو و به‌طور مشخص هشدار داده‌اند که آسیب‌پذیرترین بخش جهان در مقابل تغییرات اقلیمی احتمالاً خاورمیانه است.

گروه «نسبت‌دهی آب‌وهوای جهان» یک پروژهٔ همکاری همکاری بین‌المللی از دانشمندان اقلیم‌شناس، مؤسسات پژوهشی و سازمان‌های مرتبط است که هدف آن تحلیل سریع و علمی است تا نشان دهد چگونه تغییرات اقلیمی ناشی از انسان می‌تواند احتمال یا شدت رخدادهای اقلیمی شدید را تحت تأثیر قرار دهد.

مطالعه تازهٔ این گروه در مورد ایران می‌گوید: وضعیت وخیم فعلی بخشی از بحران طولانی‌مدت‌تر آب در ایران و منطقه است که ناشی از طیف وسیعی از مسائل، از جمله خشکسالی‌های مکرر با افزایش میزان تبخیر، کشاورزی پرمصرف آب و استخراج ناپایدار آب‌های زیرزمینی است.

این فشارهای ترکیبی به تنش آبی مزمن در مراکز شهری بزرگ از جمله تهران منجر شده است که بر اساس گزارش‌ها، در خطر کمبود شدید آب و جیره‌بندی اضطراری قرار دارند و در عین حال بهره‌وری کشاورزی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و رقابت بر سر منابع کمیاب را تشدید می‌کند.

بر اساس مطالعهٔ یادشده، کشاورزی بیش از ۹۰ درصد منابع آب ایران را می‌بلعد. تنش آبی به‌ویژه بر کشاورزانی که درآمدشان به محصولات کشت آبی وابسته است، تأثیر می‌گذارد.

به گفتهٔ دانشمندان گروه «نسبت‌دهی آب‌وهوای جهان»، یک دورهٔ خشکسالی پنج‌ساله مانند آنچه که از سال ۲۰۲۰ تجربه شده است، دیگر در شرایط آب‌وهوایی امروز غیرمعمول نیست. اما در وضعیت بدون گرمایش جهانی، انتظار می‌رفت که این خشکسالی تنها دو تا سه بار در هر قرن رخ دهد، و از شدت بسیار کمتری برخوردار می‌بود.

مطالعات گروه «نسبت‌دهی آب‌وهوای جهان» احتمال وقوع یک رویداد فعلی آب‌وهوایی را با احتمال وقوع آن در جهانی بدون تغییرات اقلیمیِ ناشی از دخالت انسان مقایسه می‌کند و به دانشمندان اجازه می‌دهد تا میزان تأثیر گرمایش جهانی بر وضعیت فعلی را ارزیابی کنند.

ایران تنها کشوری نیست که با کمبود آب مواجه است. تخمین زده می‌شود که تقریباً یک‌سوم از کل شهرهای بزرگ جهان تا سال ۲۰۵۰ منابع آب فعلی خود تمام کنند.

تلاقی شهرنشینی، افزایش تقاضا و امور مربوط به حکومتداری، به کمبود آب در سراسر جهان دامن زده و تغییرات اقلیمی نیز این مشکل را تشدید کرده است.

مطالعۀ گروه «نسبت‌دهی آب‌وهوای جهان» نتیجه‌گیری می‌کند که تاب‌آوری آب شهری نیازمند منابع متنوع آب، مدیریت تقاضا، زیرساخت‌های ارتقایافته و کارآمدتر آب و افزایش ظرفیت نهادی برای مدیریت منابع محدود آب است.

ایران به دلیل اقدامات وسیع دولت، از جمله بارور کردن ابرها برای ایجاد بارندگی و محدودیت‌های شدید منابع آب در بسیاری از مناطق تهران و سایر شهرها، در ماه‌های اخیر سرتیتر خبرها شده است.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، مرداد امسال گفته بود: «به دلیل توسعۀ بدون فکر، امروز نه زیر پایمان آب داریم و نه در پشت سدها.»

رئیس‌دفتر پزشکیان، محسن حاجی میرزایی، نیز اخیراً در تلویزیون ایران گفت: «مطالعات علمی و نمودارها و بررسی‌ها نشان داده که تمام سیاست‌گذاری‌هایی که در حوزۀ مدیریت آب در سال‌های قبل و بعد از انقلاب انجام شده، وضع را بدتر کرده است.»

کشور همسایۀ ایران، عراق، نیز شاهد خشک‌ترین دورهٔ از سال ۱۹۳۳ تا کنون است، در حالی که سوریه با بدترین خشکسالی خود طی چهار دههٔ گذشته دست‌وپنجه نرم می‌کند.

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

مطالب پربازدید

مقاله