وضعیت معیشتی روزنامه‌نگاران داخل کشور

بحران دستمزد، ناامنی شغلی و فشار اقتصادی سهم خبرنگاران

ملی مذهبی _ بر اساس اولین گزارش جامع «دستمزد و وضعیت کاری روزنامه‌نگاران» که توسط انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران منتشر شده است، جامعه رسانه‌ای ایران با چالش‌های عمیق معیشتی و شغلی روبرو است. این گزارش که حاصل یک پیمایش میدانی از ۱۶۵ روزنامه‌نگار از ۲۹ رسانه مختلف در پاییز ۱۴۰۳ است، تصویری نگران‌کننده از واقعیت‌های زندگی و کار این قشر ارائه می‌دهد. ۵۹ درصد پاسخگویان به پرسش‌های این پژوهش زن و ۵۵ درصد پاسخگویان متاهل بوده اند. میانگین سنی پاسخگویان ۳۸ سال است. ۹۷ درصد پاسخگویان تحصیلات دانشگاهی دارند و نیمی از آنان (۴۹.۱ درصد) مدرک کارشناسی ارشد دارند. اعدادی که نشان می‌دهد تحریریه‌های رسانه‌های داخل ایران نسبتا جوان و تحصیل‌کرده است.

این گزارش تصویری کمابیش روشن از وضعیت تحریریه‌های داخل ایران ارائه می‌دهد. براساس نتیجه استخراج شده از داده‌های این تحقیق اکثریت روزنامه‌نگاران جوان، تحصیل‌کرده و عمدتاً زن هستند؛ بیش از نیمی اجاره‌نشین‌اند و سابقه بیمه‌شان کمتر از سابقه کاری‌شان است. یک‌سوم بدون قرارداد رسمی کار می‌کنند و اغلب ملزم به حضور ثابت در محل کارند. دستمزدها در رسانه‌های خصوصی به‌طور معناداری کمتر از رسانه‌های حاکمیتی و دولتی است. رضایت از دستمزد، احساس امنیت شغلی و آزادی حرفه‌ای در سطح پایینی قرار دارد. و در نهایت بسیاری از روزنامه‌نگاران به ترک حرفه فکر می‌کنند و احتمال بازگشت به آن را کم می‌دانند.

این سند، زیست حرفه‌ای روزنامه‌نگاران را در میانه آرمان‌های رسانه‌ای و واقعیت‌های اقتصادی به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که اکثریت روزنامه‌نگاران با دستمزدهایی پایین‌تر از خط فقر شهری، ناامنی شغلی و نبود حمایت‌های کافی بیمه‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند.

رسانه‌هایی که در این نمونه آماری مشارکت داشتند شامل اطلاعات، اعتماد، اکوایران، انصاف نیوز، ایران، ایرنا، ایسنا، ایلنا، پانا، پیام ما، پیوست، تجربه، خبر آنلاین، خبر ورزشی، دنیای اقتصاد، زومیت، سازندگی، شرق، صبا، عصر ایران، عصر تراکنش، فرهیختگان، فوتبال ۳۶۰، فیلم امروز، مهر، ورزش ۳، هفت صبح، همشهری و هم‌میهن است.

دستمزدهایی که کفاف نمی‌دهد

یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که دو سوم از روزنامه‌نگاران ایران دستمزدی بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان در ماه دریافت می‌کنند که ۶۵.۴ درصد از پاسخ‌دهندگان را شامل می‌شود. حدود ۲۰ درصد از روزنامه‌نگاران درآمدی کمتر از ۱۰ میلیون تومان دارند. این وضعیت مالی، آن‌ها را در شرایطی قرار می‌دهد که بخش قابل توجهی از آنان با درآمدی کمتر از خط فقر زندگی می‌کنند.

دستمزد و رضایت از دستمزد

این آمارها به‌طور مستقیم بر رضایت شغلی تأثیر گذاشته است. ۷۳.۷ درصد از روزنامه‌نگاران از دستمزد خود رضایت کم یا خیلی کم دارند و ۷۰ درصد نیز معتقدند که درآمدشان به میزان «کم» یا «خیلی کم» هزینه‌های زندگی آن‌ها را پوشش می‌دهد.

مسکن و بیمه؛ شرایط شکننده معیشتی

این گزارش وضعیت مسکن و بیمه روزنامه‌نگاران را نیز بحرانی توصیف می‌کند. ۴۸.۵ درصد از روزنامه‌نگاران اجاره‌نشین هستند، در حالی که تنها ۳۶.۸ درصد مالک خانه خود هستند. این وابستگی به بازار پرنوسان مسکن، فشار اقتصادی مضاعفی بر زندگی روزنامه‌نگاران وارد می‌کند.

وضعیت مسکن

در زمینه بیمه نیز، وضعیت نگران‌کننده است. ۵.۷ درصد از پاسخ‌دهندگان هیچ سابقه بیمه‌ای ندارند و ۴۸.۴ درصد کمتر از ۱۰ سال سابقه بیمه دارند. این آمار نشان می‌دهد که بیش از نیمی از روزنامه‌نگاران یا فاقد سابقه بیمه کافی هستند یا اصلاً بیمه ندارند. همچنین، ۱۵.۹ درصد از روزنامه‌نگاران تمام‌وقت فاقد بیمه کاری هستند. در مورد بیمه درمانی تکمیلی نیز، ۳۷.۶ درصد از این پوشش درمانی حیاتی محروم‌اند.

سابقه بیمه کاری

ناامنی شغلی فراگیر و فرسودگی روانی

این گزارش، ناامنی شغلی را یکی از چالش‌های اصلی روزنامه‌نگاران معرفی می‌کند. بسیاری از آن‌ها با قراردادهای موقت و بدون پشتوانه کار می‌کنند و هر لحظه ممکن است حذف شوند. این عدم ثبات شغلی، فشار روانی زیادی را به خبرنگاران وارد کرده و منجر به فرسودگی شغلی، اضطراب و افسردگی شده است.

افزون بر این، ترس از سانسور و خودسانسوری به بخش جدایی‌ناپذیر کار روزمره بسیاری از روزنامه‌نگاران تبدیل شده است و آزادی بیان، که جوهره این حرفه است، به یک آرزو تبدیل شده. این عوامل در نهایت، بسیاری از روزنامه‌نگاران را به فکر ترک حرفه انداخته و احتمال بازگشت به آن را کم می‌دانند.

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

مطالب پربازدید

مقاله