احتمال جدی بازگشت مکانیسم ماشه و تحریم‌های شورای امنیت برای ایران

ایران چطور گروگان غنی‌سازی اورانیوم شد؟

ملی مذهبی _  بیش از بیست سال است که برنامه غنی‌سازی اورانیوم در ایران، این کشور را از مسیر توسعه خارج و باعث گسترش فقر در این کشور شده و آینده تاریکی برای ایرانیان رقم‌زده بدون اینکه کمترین منفعت از آن عاید شده باشد.

بنا بر گزارش ایران وایر، جمهوری اسلامی برنامه غنی‌سازی اورانیوم را «حق مسلم» می‌خواند و آن را برای «توسعه» و استفاده به‌عنوان سوخت نیروگاه‌های اتمی لازم می‌داند، اما واقعیت این است که ایران نیروگاه اتمی برای استفاده از این سوخت ندارد و تا زمانی که تحریم است، هیچ دولتی برای آن نیروگاه اتمی نخواهد ساخت؛ چنان‌که روسیه باوجود وعده‌های پی‌درپی تاکنون ساخت نیروگاه دوم بوشهر را آغاز نکرده است.

نیروگاه هزار مگاواتی بوشهر تنها نیروگاه اتمی ایران است که اگر فعال باشد، کمتر از یک‌هشتادم مصرف برق ایران را تامین می‌کند. روسیه به جمهوری اسلامی اجازه نداده از سوخت اتمی خود در این نیروگاه استفاده کند و ایران  را مجبور و متعهد کرده که سوخت تولید روسیه را برای این نیروگاه بخرد.

روسیه توان تحمیل چنین خواسته‌ای را به ایران دارد چون سازنده این نیروگاه است و باید سوخت آن را پیش از وارد شدن به راکتور تایید کند، اما این کشور کیفیت سوخت اتمی ایران را تایید نکرده است. «علی‌اکبر صالحی» که در زمان ریاست‌جمهوری «محمود احمدی‌نژاد» و «حسن روحانی» رییس سازمان انرژی اتمی بود، گفته است که روسیه حتی اجازه نداده که ایران سوخت اتمی خود را صرفا برای آزمایش، وارد نیروگاه بوشهر کند. بنابراین اورانیوم غنی‌شده ایران در تنها نیروگاه اتمی این کشور قابل‌استفاده نخواهد بود. «علی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی پیش‌ازاین گفته که ایران اورانیوم غنی‌شده تولید می‌کند تا اگر کشورهای دیگر به ایران اورانیوم غنی‌شده نفروختند، ایران از سوخت خود در نیروگاه‌هایی که در آینده خواهد داشت، استفاده کند.

واقعیتی که جمهوری اسلامی نمی‌گوید این است که تا وقتی برنامه اتمی ایران تحت تحریم‌های ایالات‌متحده است، هیچ کشوری برای ایران نیروگاه اتمی نخواهد ساخت و ازآنجاکه فناوری اتمی ساخت نیروگاه اتمی هم نیازمند انتقال دانش فنی و خرید تجهیزات از کشورهای تولیدکننده است، بازهم تحریم، مانع ساخت نیروگاه اتمی توسط خود ایران است. در حال حاضر جمهوری اسلامی در سه سطح ۳.۶۷ درصد، ۲۰ درصد و ۶۰ درصد اورانیوم غنی کرده است. سطح ۳.۶۷ مربوط به سوخت نیروگاهی است که روسیه آن را به‌اجبار به ایران می‌فروشد و عملا تولید آن بی‌فایده است. سوخت ۶۰ درصدی هم به گفته آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هیچ کاربرد صلح‌آمیز مشخصی ندارد.

خلوص ۹۰ درصدی اورانیوم غنی‌شده که با ۶۰ درصد تفاوت فنی چندانی ندارد، برای تولید سلاح اتمی است. جمهوری اسلامی در مقطعی که با انجام مذاکره با دولت «دونالد ترامپ» موافقت کرده بود، غنی‌سازی ۶۰ درصدی را دو برابر کرده است. بنابراین تولید آن از سوی جمهوری اسلامی، به‌طور مداوم به بدبینی‌های موجود دامن زده است. سوخت ۲۰ درصدی کاربرد مشخصی در راکتور تحقیقاتی تهران ازجمله برای تولید رادیوداروها دارد. تولید مداوم و بیشتر از نیاز این راکتور، علت دیگری در بدبینی به برنامه اتمی جمهوری اسلامی ایران شده است.

بنابراین تا زمانی که جمهوری اسلامی در فضای ملتهب و پر سوظن کنونی قصد غنی‌سازی اورانیوم دارد، همچنان در تحریم یا بدبینی شدید قدرت‌های بین‌المللی به برنامه اتمی‌اش باقی می‌ماند و عملا امکان ساخت نیروگاه اتمی نخواهد داشت؛ و تا زمانی که نیروگاه اتمی نداشته باشد، غنی‌سازی اورانیوم باهدف اعلام‌شده تولید سوخت اتمی، بی‌معناست.

تحریم‌های سازمان ملل متحد و تحریم‌های اروپا و آمریکا در دی‌ ۱۳۹۴ با توافق برجام رفع شد، اما این فرصت بسیار کوتاه بود چرا که آمریکا در اردیبهشت ۱۳۹۷ از توافق خارج شد و تحریم‌هایی را در پیش گرفت که اثر اقتصادی آن در عمل مشابه وضعیت قبل از برجام بود. اینک آمریکا در دومین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ می‌گوید جمهوری اسلامی باید به غنی‌سازی اورانیوم خاتمه دهد.

پس از پایان دوره ۱۰ ساله‌ای که قطعنامهٔ ۲۲۳۱ شورای امنیت تعیین کرده بود، مهرماه امسال آخرین موعدی است که دولت‌های عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌توانند با استفاده از «مکانیسم ماشه» یا بازگشت خودکار قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت استفاده کنند.

با توجه به اینکه اختلافات جمهوری اسلامی با دولت‌های عضو دایم شورای امنیت (به‌جز چین و روسیه) بر سربرنامه اتمی تهران در بی‌سابقه‌ترین وضعیت خود است، احتمال اینکه از مکانیسم ماشه استفاده و تحریم‌های شورای امنیت هم دوباره علیه برنامه هسته‌ای برقرار شود، بسیار زیاد است. آن قطعنامه‌ها غنی‌سازی اورانیوم را ممنوع می‌کند و برنامه موشک‌های بالستیک را که از موضوعات شورای امنیت خارج‌شده بود، دوباره وارد دستور کار این شورا می‌کند.

به‌این‌ترتیب، غنی‌سازی اورانیوم که اکنون در قطعنامه ۲۲۳۱ برای ایران مجاز است، دوباره به دستور شورای امنیت ممنوع می‌شود. در صورت وقوع این وضعیت، ازآنجاکه ایران بر تداوم غنی‌سازی همچون یک موضوع حیثیتی اصرار دارد، سطح اختلافات بعد از جنگی ۱۲ روزه بر سر غنی‌سازی، دوباره شعله‌ور خواهد شد.

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

مطالب پربازدید

مقاله