زمین فرونشسته، سدهای خالی و خاک تهی

ایران در آستانه بی‌آبی و خشکسالی تاریخی

ملی مذهبی _ سال‌هاست که کارشناسان درباره بحران آب در ایران هشدار می‌دهند. اما در حال حاضر، با خشکسالی‌های پیاپی و برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی، چشم‌انداز کشور بیش از هر زمان دیگری تیره به نظر می‌رسد.

بارانی که نمی‌بارد، گرمایی که می‌ماند

به گزارس زمانه و بر اساس پژوهشی که در گاردین منتشر شده است، پنج سال اخیر برای ایران، سال‌های خشکی بوده است. در تهران، میزان بارش در سال گذشته ۴۲ درصد کمتر از میانگین بلندمدت بود. دمای هوا نیز در سه دهه گذشته حدود ۱٬۸ درجه سانتی‌گراد افزایش یافته است. شینا انصاری، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، می‌گوید این تغییرات مستقیم ناشی از تغییرات اقلیمی است و بر همه جنبه‌های زندگی اثر گذاشته است.

سدهایی که ته کشیدند

بحران آب در ذخایر سطحی کشور هم خود را نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های رسمی، در شهریور سال جاری حجم ذخایر سدهای ایران به حدود ۱۸٬۸ میلیارد مترمکعب رسیده که نسبت به سال قبل ۲۵ درصد کمتر است. میزان پرشدگی مخازن در سطح کشور تنها ۳۶ درصد گزارش شده است.

سدهای مهم اطراف تهران و البرز ـ از امیرکبیر تا لار و طالقان ـ در وضعیت نگران‌کننده‌ای قرار دارند:

  • سد امیرکبیر تنها ۱۷ درصد پر است؛ نسبت به سال گذشته ۷۳ درصد کاهش.
  • سد لار فقط ۳ درصد پرشدگی دارد؛ ۴۳ درصد کمتر از سال گذشته.
  • سد طالقان ۴۲ درصد پر شده، اما باز هم ۳۴ درصد افت نسبت به پارسال.

در سامانه شرق (لتیان–ماملو) هم وضعیت بحرانی است؛ مجموع ذخایر به ۴۱ میلیون مترمکعب کاهش یافته که معادل ۱۳ درصد پرشدگی است.

سرزمین‌های فرونشسته و دریاچه‌های خشکیده

بحران آب فقط به سدها محدود نیست. برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی، به‌ویژه برای کشاورزی، به فرونشست زمین در بخش‌های وسیعی از ایران منجر شده است. اصفهان نمونه بارز این فاجعه است: ترک‌ها و نشست‌های زمین به زیرساخت‌های حیاتی مانند مدارس، کتابخانه‌ها، بیمارستان‌ها و حتی خطوط مترو آسیب زده‌اند.

دریاچه ارومیه نیز به آستانه نابودی رسیده است. عمق این دریاچه به نیم متر کاهش یافته و کارشناسان هشدار می‌دهند اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، ارومیه به‌زودی به خاطره‌ای از گذشته بدل خواهد شد.

کشاورزی پرمصرف، سیاست‌های نادرست

بخش بزرگی از بحران کنونی ریشه در سیاست‌های کشاورزی دارد. ایران همچنان مقادیر زیادی از محصولات پرآب مانند برنج و هندوانه را تولید می‌کند. در کنار آن، هزاران چاه غیرمجاز هر سال آب بیشتری را از دل زمین می‌کشند. این وضعیت باعث شده منابع زیرزمینی با سرعتی فراتر از توان طبیعی‌شان تخلیه شوند.

راهکارها و امیدها

با این حال، بر اساس گزارش گاردین نشانه‌هایی از تغییر دیده می‌شود. مقام‌های ایران اعلام کرده‌اند که می‌خواهند در اولویت‌بندی مصرف آب بازنگری کنند؛ به‌گونه‌ای که تالاب‌ها و دریاچه‌ها در صدر فهرست حفاظت قرار گیرند.

پیشنهادها شامل:

  • تغییر الگوی کشت و کاهش محصولات پرمصرف.
  • بازچرخانی آب و استفاده از فناوری‌های نوین در آبیاری.
  • احیای روش‌های بومی مانند قنات‌ها و بادگیرها برای مدیریت بهتر منابع.
  • سرمایه‌گذاری بر انرژی‌های تجدیدپذیر، به‌ویژه خورشیدی، تا فشار بر منابع آبی کمتر شود.

آینده‌ای که مبهم است

با وجود این تلاش‌ها، کارشناسان هشدار می‌دهند تغییر اقلیم سریع‌تر از توان سیاست‌گذاری‌ها پیش می‌رود. برخی آسیب‌ها، مانند فرونشست زمین یا خشک شدن تالاب‌ها، ممکن است دیگر قابل جبران نباشد. از سوی دیگر، کشاورزان و جوامع محلی که سال‌ها به شیوه‌های پرمصرف آبیاری خو گرفته‌اند، در برابر تغییر مقاومت می‌کنند.

ایران در نقطه عطفی تاریخی ایستاده است: یا قادر است با اصلاحات سخت و بنیادین منابع آبی‌اش را برای آینده حفظ کند، یا در غیر این صورت خطر خشک شدن کامل سرزمینی که قرن‌ها بر پایه آب و قنات زنده مانده، بیش از پیش واقعیت پیدا خواهد کرد.

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

مطالب پربازدید

مقاله