در گفتگوی سایت ملی-مذهبی با خانواده های زندانیان معترض اعلام شد:

اعتراض به انواع زندان در زندان

صبح جمعی از زندانیان در اعتراض به اعمال فشارها از حضور در ملاقات خودداری کردند. عصر هم زندانیان روزه‌دار که به مناسبت سالگرد شهادت صابر در حال برگزاری مراسم بودند، با قطع برق و هجوم گارد ویژه  روبرو شدند.

.

صبح روز دوشنبه جمعی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ در اعتراض به اعمال محدودیت ها و فشارها از حضور در سالن ملاقات خودداری کردند. عصر همان روز زندانیان سیاسی روزه‌داری که به مناسبت سالگرد شهادت هدی صابر در حال برگزاری مراسم بودند، با قطع برق و هجوم گارد ویژه  روبرو می شوند.

 بهمن احمدی امویی، سعید جلالی‌فر، فرشاد قربان‌پور، آرش سقر، سعید متین‌پور و جواد علیخانی بوسیله گارد ویژه به سلول انفرادی منتقل می شوند و پس از آن بهمن احمدی امویی نیمه شب به زندان رجایی شهر کرج منتقل می شود. این روزنامه نگار زندانی که با دمپایی، زیر پیراهنی و پیژامه و دستنبد و پابند منتقل شده، به هنگام ورود توسط ماموران با توهین و بی احترامی، برهنه و تفتیش شده است.

گفتنی است، بهمن احمدی امویی، روزنامه‌نگار حوزه اقتصاد و فعال حقوق زنان در تاریخ ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۶ به خاطر حضور در تجمعی در میدان هفت تیر تهران برای دفاع از حقوق زنان بازداشت و مدت یک هفته را در زندان اوین سپری کرد. بهمن چند ماه پس از آن و در تاریخ پنجم مهر ماه ۱۳۸۶ بدین خاطر به ۶ ماه زندان تعلیقی به مدت دو سال محکوم شد. بعد از اتفاقات انتخابات ۸۸ او نیز چون دیگر روزنامه نگاران متعهد و مستقل بازداشت و در دادگاه به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.

محمد یوسف، برادر جواد علیخانی با ابراز بی خبری از وضعیت برادرش به سایت ملی‑مذهبی می گوید: ” تلفن ها قطع است و هیچ راه تماسی با برادرم نداریم. ما دیروز برای ملاقات رفتیم اما حدود چهل – پنجاه نفر در اعتراض به شرایط بند و محرومیت از حقوق اولیه خود که در آیین نامه زندان ها آمده است، دست به اعتصاب ملاقات زده بودند و به سالن نیامده بودند. یکی از این حقوق تماس تلفنی است که زندانیان سیاسی از آن محروم هستند، در حالیکه زندانیان غیر سیاسی آزاد هستند و هر روز با خانواده های خود تماس تلفنی دارند. حقوق دیگرملاقات حضوری و مرخصی و … است. یکی دیگراز موارد اعتراضشان هم این است که نماینده بند 209 که اطلاعاتی است، در بند ۳۵۰ مستقر شده  و دفتر زده است و هراز گاهی بچه ها را صدا می زند و می خواهد در بین بچه ها نفوذ کند… دوشنبه هفته آینده هم تعطیل است و روز ملاقات را به چهارشنبه انداختند اما چون رئیس زندان از این اقدام بچه ها ناراحت شده، گفته است که زندانیانی که امروز دست به اعتصاب ملاقات زدند چهارشنبه نمی گذاریم به ملاقات بیایند. البته مسئول زندان خیلی سعی می کرد بچه ها را به سالن ملاقات بیاورد زیرا این اقدام بچه ها برایشان هزینه دارد. اما زندانیان سیاسی بر سر حرف خودشان ماندند و به سالن ملاقات نیامدند. الان هم که شرایط بسیار بد شده و نمی دانیم چه اتفاقی در آنجا می افتد.”

وی خاطرنشان می کند: “جواد پنجم تیر ماه همین سال دوران محکومیتش تمام می شود اما اینقدر از اینها دروغ شنیدیم که امیدی به آزادی نداریم. باز امیدمان بخداست و انشالله روزی برسد که اصلا زندانی سیاسی و عقیدتی نداشته باشیم و هر کسی حق آزادی بیان داشته باشد.”

هاجر زمانی، همسر فرشاد قربانپور روزنامه نگار در بند هم با ابراز نگرانی و بی خبری عنوان می کند: “هیچ خبری ندارم و واقعا نگران هستم. هفته گذشته به علت تعطیلی پسرم نتوانسته بود به ملاقات پدرش بیاید و دلتنگ پدرش بود و به من گفت من هم می خواهم بیایم. بعد از مدرسه پسرم به زندان رفتیم اما گفتند دیر شده و کارت ملاقات ندادند و اصلا نتوانستیم او را ببینیم و الان هم که این خبرها را می شنوم نگران می شوم ، اما هیچ دسترسی ندارم ببینم چه اتفاقی افتاده است. متاسفانه تلفن ها از مدت ها پیش قطع است و از این طریق هم نمی توانیم خبر بگیریم.”

هفته پیش خانواده های ۴۶ زندانی سیاسی این بند در نامه به دادستان تهران، از بی قانونی و بی بهره ماندن زندانیان از حقوق ابتدایی خود به شدت انتقاد کردند و نوشتند: “ما برای عزیزان خود خواسته هایی فراتر از همه حقوقی که سایر زندانیان از آن برخوردارند و تا پیش از تصدی شما در مورد زندانیان سیاسی بعد از انتخابات به بند ۳۵۰ حتی در این زندان به رسمیت شناخته می شد، نداریم. آیا در کشوری که مدعی اجرای عدل اسلامی است اینها انتظاری گزافه است؟”

همچنین عطیه طاهری، همسر سعید متین پور فعال حقوق بشر دربند با اشاره به افزایش فشارها اظهار می کند: “دیروز سعید را ملاقات کردم البته خیلی از زندانیان به سالن ملاقات نیامدند اما سعید بخاطر ما آمد و می گفت حداقل این تنها راه ارتباطی را داشته باشیم. خیلی از زندانی ها و همینطور سعید دیروز بخاطر سالگرد هدی صابر که در زندان به شهادت رسید، روزه گرفته بودند. سعید به من گفت عصر هم به این مناسبت مراسم دارند که خبر دار شدیم که با قطع برق از برگزاری برنامه ممانعت بعمل آوردند و به مسجد آنجا ریختند. حالا نمی دانم الان در چه وضعیتی هستند و متاسفانه تلفن ها هم قطع است و در بی خبری بسر می بریم و دوشنبه هفته آینده هم تعطیل است. حالا طبق خبر اگر آقای متین پور را به انفرادی 209 منتقل کرده باشند طبق تجربه ای که داریم معمولا بیست روز در آنجا نگهشان می دارند. این را هم بگویم که انتقال به بند 209 یک تنبیه محسوب می شود!”

وی تصریح می کند: “شرایط اصلا شرایط خوبی نیست. تلفن‌ها قطع است و روزهای تعطیل فاصله ملاقات را زیاد می کند و عملا در بی خبری هستیم. مخصوصا هفته گذشته که تعطیل بود و خیلی از زندانیان می خواستند با فرزندان و پدرانشان تماس تلفنی بگیرند اما اجازه تماس ندادند. خلاصه تمام این محدودیت‌ها که البته یکی و دو تا هم نیست، دست به دست هم داده تا این زندانیان صدای اعتراض خود را به این شکل برسانند. روز به روز هم محدودیت ها برای زندانیان بیشتر می شود و عملا در زندان برای زندانی انواع زندان ها درست شده است. اینها که بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشند فقط بخاطر ابراز عقایدشان که با عقاید دولت و حاکمان سازگار نیست در دادگاههای ناعادلانه به حبس محکوم شده اند. حرف من این است خب، حالا که اینها را بی گناه زندان کرده اید، حداقل باید از حقوق یک زندانی برخوردار باشند یا نه؟! گویا زندان برای آقایان این است که زندانی را از زندگی ساقط کنند…”


مطالب مرتبط

هاشم آقاجری: ۱۲۰ سال پس از مشروطه همچنان در تعلیق بین رعیت‌بودگی و شهروندی هستیم/ انقلاب ۵۷ محصول منطقی کودتای ۲۸ مرداد بود

چهار گروه نخبه ایران با مساحت‌های گوناگون البته؛ یعنی منورالفکران، دیوانیان تجددخواه، تجار ایران و بالاخره روحانیان نوگرا پروژه مشروطیت را پیش بردند. خود پروژه مشروطیت حاصل به بن‌بست رسیدن تکاپوهای اصلاح‌طلبانه از بالا و درون‌سیستمی بود که تقریباً حدود ۱۰۰ سال جریان داشت و به نتیجه نرسیده بود؛ یعنی پروژه‌های ناکام اصلاح‌طلبی از جنگ‌های ایران و روس و قائم‌مقام‌ها گرفته تا امیرکبیر و سپهسالار و دیگران، حاصلش پروژه مشروطیت بود.
پروژه مشروطیت عبارت از این بود که ما چه کنیم تا آن بحران‌ها را حل کنیم؟ از کجا شروع کنیم؟ مشروطیت گفت از ساختار سیاسی و حقوقی باید شروع کنیم، تبدیل رعیت به شهروند، از حل مسئله قدرت و مسئولیت، تناسب قدرت و مسئولیت (به میزان قدرت، مسئولیت و پاسخ‌گویی)، از تمرکززدایی از قدرت و تفکیک قوا، از اصل نمایندگی، از دو اصل اساسی حریت به تعبیر امروز یعنی آزادی، و مساوات یعنی برابری، اصل نهادهای پایینی و مردمی، انجمن‌ها، اتحادیه‌ها، مطبوعات، نهادهای مدنی، انجمن‌های ایالتی و ولایتی؛ یعنی ساختار حقوقی و سیاسی را باید ابتدا دگرگون کرد تا بعد با اتخاذ برنامه‌های مختلف، برنامه‌هایی که مثلاً فرض می‌کنیم مرتضی‌قلی‌خان صنیع‌الدوله داشت؛ یکی از رجال روشن‌اندیش و مترقی ایران که خیلی خوب فهمیده بود راه ایران بعد از انقلاب مشروطه توسعه صنعتی است، در آلمان درس خوانده بود و خیلی خوب به نقش صنعت و صنعتی‌شدن ایران توجه داشت؛ ولی اول باید ساختار سیاسی دگرگون بشود، باید یک قانون اساسی، یک نظام مبتنی بر تفکیک قوا، اصل نمایندگی، اصل حاکمیت مردم و اصل آزادی باشد.

(میزگردی با حضور علیرضا رجایی، آذر منصوری، لطف‌الله میثمی، بدرالسادات مفیدی و مهدی فخرزاده)

بدرالسادات مفیدی: برخی رسانه‌های خارج از کشور ــ به‌عنوان مثال شبکه‌هایی مانند ایران اینترنشنال ــ این رخداد را صراحتاً «انقلاب» نامیدند. این نام‌گذاری بالاخره بر ذهن و روان جامعه اثر می‌گذارد؛ نوعی امید و احساس نزدیکی به پیروزی ایجاد می‌کند. حال آنکه اگر این تصویر تقویت شود و سپس نتیجه‌ای حاصل نشود، پیامدهای روانی آن می‌تواند سنگین باشد: افزایش یأس، سرخوردگی، انفعال اجتماعی و حتی در برخی موارد افزایش آسیب‌های فردی. وقتی جامعه در وضعیت انتظار برای یک «پیروزی قریب‌الوقوع» قرار می‌گیرد و آن اتفاق نمی‌افتد، انرژی اجتماعی فروکش می‌کند. در چنین فضایی، ممکن است حاکمیت نیز از کاهش انگیزه‌های اعتراضی بهره‌مند شود.

به گذارش القدس الغربی :مترجم علی سرداری

منتقدانش اما او را نمادی از ظهور گفتمان سیاسی تندتر می‌دانند که می‌تواند برای حزب دموکرات چالش‌آفرین باشد، زیرا این حزب تلاش می‌کند پایگاه جوانان خود را با رأی‌دهندگان میانه‌رو متعادل کند.

مطالب پربازدید

مقاله