✍️ رسول رئیس جعفری

خریب مصدق، تخریب امید

در دورانی که فساد و زد و بندهای مالی در ساختار سیاسی رایج بود، مصدق نماد پرهیزگاری و ساده‌زیستی بود. این ویژگی به او اعتبار بی‌نظیری نزد توده‌های مردم بخشید. او نه با وعده‌های اقتصادی فریبنده، بلکه با نمایش یک زندگی اخلاقی، وفاداری مردم را جلب کرد. این «خودسازی» بود که به رهبری او وزنه‌ای معنوی بخشید. بزرگ‌ترین آزمون این سیر اخلاقی، دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد بود. انزوای اجباری، محاکمات فرمایشی و سال‌ها اسارت در تبعیدگاه‌ها، نتوانست او را از اصول اولیه‌اش دور کند. تداوم بر این اصول در شرایط شکست آشکار، نشان داد که رهبری او ریشه در توانایی‌های مقطعی نداشت بلکه از یک هسته سخت اخلاقی سرچشمه می‌گرفت. این تداوم، الگویی برای مقاومت در برابر ستم و فساد شد. خودسازی مصدق، در واقع، به مردم ایران نشان داد که چگونه یک فرد می‌تواند با حفظ تمامیت اخلاقی خود، در برابر بزرگ‌ترین قدرت‌های جهان بایستد. در این شرایط و با این ویژگی ها، تخریب مصدق، تخریب امید است زیرا او تنها شخص نیست، «نماد امکان اصلاح از درون ملت» است. تخریب او یعنی القای این‌که صداقت در سیاست ممکن نیست، که هر اصلاحی سرانجام شکست می‌خورد، و هر پاک‌دستی عاقبت قربانی می‌شود اما اگر جامعه این باور را بپذیرد، روح امید می‌میرد. حتی مخالفان اندیشه‌اش پذیرفته‌اند که او دروغ نگفت، رشوه نگرفت و از رنج مردم برای نفع شخصی بهره نبرد. بدین‌سان، دفاع از مصدق دفاع از یک شخص نیست؛ دفاع از «امکان صدق در سیاست» است. اگر این تلاش‌ها برای تخریب مصدق موفق شوند، پیام مخربی به جامعه ارسال می‌شود: “ایستادگی بر اصول ملی و اخلاقی در برابر قدرت‌های بزرگ، حماقت است؛ نتیجه نهایی، شکست و سقوط خواهد بود” و این همان مرگ امید است.

مطالب مرتبط

د. مولاي أحمد صابر:مترجم علی سرداری

می‌کنند. این امر به تقویت تصویر وحدت در میان نیروهای مذهبی و کاهش پراکندگی آرا کمک می‌کند. در مقابل، سلفی‌ها نیز از حمایت‌های سیاسی، امتیازات قانونی و منابع مالی لازم برای گسترش فعالیت‌های تبلیغی خود بهره‌مند می‌شوند. با این حال، این اتحاد منفعت‌طلبانه پیامدهای منفی مهمی برای روند اصلاحات واقعی به همراه دارد؛ زیرا اهداف کلان اصلاحی را به سطح منافع سیاسی کوتاه‌مدت فرو می‌کاهد، توجه را از مسائل بنیادین توسعه و نوزایی فکری منحرف می‌کند و به‌جای تقویت عقلانیت و گفت‌وگوی انتقادی، زمینه را برای گسترش بسیج عاطفی و مذهبی و تقویت رویکردهای یک‌جانبه‌گرایانه در عرصه سیاست فراهم می‌سازد.

حسین هوشمند نویسنده

بزرگ ‌ترین دستاورد عصر سکولار چارلز تیلر شاید تغییر خودِ پرسش باشد. پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا دین در حال نابودی است؟» یا «آیا سکولاریسم بر دین پیروز شده است؟» پرسش این است که چگونه شرایط تاریخی و فرهنگی ما چنان دگرگون شده است که ایمان و بی ‌ایمانی هر دو به امکان ‌هایی آگاهانه، قابل مناقشه و تا اندازه‌ ای شکننده بدل شده ‌اند. مؤمن دیگر نمی ‌تواند به ‌آسانی فرض کند ایمان او تنها شیوه معقول زندگی است و نامؤمن نیز نمی ‌تواند بدون استدلال فرض کند دین صرفاً بازمانده جهل گذشته است. هر دو در قاب درون ‌ماندگار مشترکی زندگی می ‌کنند و با کثرت جهان ‌بینی‌ها مواجه ‌اند.

مطالب پربازدید

مقاله