شرحی بر فتوای اخیر آیت الله بیات زنجانی

پاسخ هایی برای اندیشیدن

  رفع عطش به قدر ضرور در ماه رمضان سنتی است که سابقه داشته و در زمان خودمان حداقل چند نفر از نواندیشان به غایت مؤمن و مبادی آداب دینی (از جمله زنده یاد مهندس بازرگان در سالیان اخیر عمرشان) از آن استفاده می کردند. از این رو آقای بیات بدعتی ننهاده است که محتاج این همه جار و جنجال باشد. حداکثر ایشان اجتهاد خود را اظهار کرده است.

با سلام و تحیت

نظر شما در مورد فتوای جدید آقای بیات در مورد مجاز بودن خوردن آب در زمان روزه داری برای جلوگیری از تشنگی شدید چیست؟

با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات

در مورد پرسش شما. من نمی توانم در این باره پاسخ اجتهادی بدهم که محتاج بررسی دقیق ادله است اما لازم است به نکته مهمی اشاره کنم:

همه اعم از فقیهان و روشنفکران نواندیش می گویند اسلام هم دین عقل و استدلال است و هم دین فطرت و هم با مقتضیات زمان هماهنگ، در این صورت، لازم است در مورد احکام روزه به جد بازنگری بشود. چرا که روشن است طبق صریح قرآن روزه، مانند دیگر عبادات و آداب و مناسک اسلامی، برای تقویت ایمان و ایجاد تقوا و پاکی و پارسایی است و طبعا شکل و فرم اصالت ندارد. و همین طور عقلا و شرعا روزه نباید برای جسم مضر باشد. یعنی روزه هم لازم است به مقتضای فلسفه اش زمینه ساز ایمان و معنویت و تقوا باشد و هم با سلامت روزه داردر تعارض نباشد. تا آنجا که قرآن در آیه 184 سوره بقره تصریح می کند در صورتی که «طاقت ندارید» روزه نگیرید و کفاره بدهید. در رساله های عملیه نیز کم و بیش همین موضوع تکرار شده است.

حال باید پرسید در روزهای گرم و طولانی سال حدود شانزده ساعت (و در نقاط قطبی گاه بیست و یا بیست و سه ساعت) تشنگی و گرسنگی مطلق به لحاظ روحی و معنوی عامل رشد و تصعید اخلاقی و از نظر جسمی برای بدن و سلامتی روزه داران بی زیان است؟ در این مورد خود روزه داران باید بگویند و ملاحظات و تعارفات معمول را کنار بگذارند و صریحا بگویند یک ماه روزه داری با این حال و هوا و شرایط چه تأثیر روحی و جسمی حتی در جوانان می گذارد. فرمالیسم مذهبی یعنی به ظواهر احکام چسبیدن و مضمون و اهداف و غایات (مقاصدالاحکام) را به کلی فراموش کردن، هم خلاف عقل است و هم خلاف شرع و هم در نهایت رنج بی حاصل.

چنان که گفتم من در مقام فتوا نیستم اما به جد معتقدم که باید فقیهان و نواندیشان مسلمان در این مورد و موارد مشابه فکر بکنند و راه حل های معقول البته در چهارچوب اصول و مبانی متقن دینی و فلسفه احکام ارائه کنند. به گونه ای که هم سلوک دینی و روزه مبارک رمضان پاس داشته شود و هم غایات احکام حاصل گردد و هم مایه رنج روحی و جسمی مؤمنان نشود.

البته در این باب سخن سه گروه حجت است: در مرحله نخست خود روزه داران، در مرحله بعد پزشکان حاذق و در مرحله سوم فقیهان و مجتهدان و آن هم فقیهانی که به واقع به قرآن و عقل و زمان باور دارند و در اجتهادشان به این ادله وفادارند.

فقیهان خود آموخته اند که «تشخیص موضوع در شأن فقیه نیست»، پس باید در مرحله اول برای شناخت دقیق موضوعات، و در اینجا موضوع روزه داری در شرایط سخت و پر رنج و احتمالا مایه زیان جسمی و روحی، بکوشند و از موضوع شناسان (یعنی خود روزه داران و نیز پزشکان) بپرسند تا فتوای آنان از وثاقت کافی و حجیت علمی و کارشناسانه و عقلی و منطبق بر فطرت بهره داشته باشد. و گرنه با استناد به یک آیه قرآن و یا چند روایت فتوا دادن و گسست طولانی زمان را لحاظ نکردن و شرایط صدور حکم شرعی و فلسفه و غایات آن را در نظر نگرفتن نه به سود دین است و نه به نفع دینداران.

بیفزایم که رفع عطش به قدر ضرور در ماه رمضان سنتی است که سابقه داشته و در زمان خودمان حداقل چند نفر از نواندیشان به غایت مؤمن و مبادی آداب دینی (از جمله زنده یاد مهندس بازرگان در سالیان اخیر عمرشان) از آن استفاده می کردند. از این رو آقای بیات بدعتی ننهاده است که محتاج این همه جار و جنجال باشد. حداکثر ایشان اجتهاد خود را اظهار کرده است.

اما از همین مجال سود جسته خدمت دوست ارجمند جناب آقای بیات عرض می کنم که اجتهادهای تازه محتاج تنقیح مناط اصول و مبادی بسیاری است و بدون طرح و استوار کردن آنها نه اجتهادهای جدی و سازوار شکل می گیرد و نه برای مخاطبان و به ویژه مجتهدان دیگر دلایل و مستندات عقلی و اصولی و نقلی شما روشن است و همین ابهامات موجب ایرادها و شبهات می شود. امیدوارم که شما در دام مهلک «شهرت فتوا» نیفتید و «شجاعت در فتوا» را برگزینید.

 نقل از وبسایت نویسنده

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

خلدون النبوانی:مترجم علی سرداری

در میان همه، هابرماس با شور و اشتیاق از ایده‌های روسو حمایت می‌کرد و وظیفه خود می‌دانست آنها را عملی‌تر کند. او بر برابری همه و عقلانیت مشترک تأکید می‌کرد و می‌گفت برای رسیدن به توافق، باید دائماً درباره شکل دولت بحث کنند؛ بحثی آزاد، عقلانی و بدون پیش‌داوری. میدان زیر درخت نارگیل به «حوزه عمومی» تبدیل می‌شد. شعار او: «دموکراسی عقلانی مبتنی بر گفت‌وگو و تفاهم.»

روزنامه‌نگار مصری– عبدالمجيد الشرفي:مترجم علی سرداری

او خواستار لغو برخی احکام فقهی می‌شود که آنها را ناعادلانه می‌داند؛ از جمله قوانین مربوط به ارث، ازدواج و طلاق. شرفی تأکید می‌کند که قرآن اصولی را در خود دارد که عدالت را ترویج می‌کنند و این اصول باید مبنای هر تفسیر جدیدی برای دستیابی به برابری جنسیتی در جوامع مسلمان باشند.
با وجود حمایت شرفی از اصلاحات دینی، او به ضرورت جدایی دین از دولت باور دارد. به اعتقاد او، اسلام نیازی به تحمیل از سوی قدرت سیاسی ندارد و باید در چارچوب آزادی فردی عمل کند. شرفی معتقد است دولت مدرن باید سکولار باشد و رابطه دین و سیاست باید در چارچوب حقوق بشر و دموکراسی تعریف شود.

صبحی نایل، محقق مصری — مترجم: علی سرداری


او ادعا می‌کند که «تشکیل جامعه اسلامی یک ضرورت انسانی و یک الزام فطری است» و «نظام اسلامی بر اساس عدالت خدا قضاوت می‌کند، با ترازوی خدا وزن می‌کند و پرچم عدالت اجتماعی را تنها به نام خدا برافراشته و آن را پرچم اسلام می‌نامد؛ آن را با هیچ نام دیگری پیوند نمی‌دهد و بر آن می‌نویسد: لا اله الا الله». «جامعه اسلامی جامعه‌ای است که تمام سبک زندگی اسلامی را اتخاذ می‌کند.» چنین شعارهایی عمیقاً—و شاید حتی به‌گونه‌ای جادویی—در میان مسلمانان طنین‌انداز می‌شود. آرزوی هر مسلمانی نظامی است که مطابق عدالت خداوند عمل کند و بر اساس وحی او حکم نماید. اما قطب خود این نظام را تعریف و اداره می‌کند و هرگونه مخالفت با آن را مخالفت با خداوند می‌شمارد.

مطالب پربازدید

مقاله