دکتر حسین رفیعی عضو برجسته شورای فعالان ملی – مذهبی از جمله شخصیتهای ملی ایران است که از ابتدای آغاز مناقشه هستهای خواستار پایان دادن به این مناقشه بودند. آنچه میخوانید بخشهایی از ارزیابی این استاد بازنشسته دانشگاه تهران از توافق لوزان است که در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ منتشر شده است . دکتر رفیعی به دلیل این مواضع صریح و شفاف و نقد روندهای مخالف منافع ملی هم اکنون در بند ۸ زندان اوین در شرایط بسیار نامناسبی زندانی است.
حفظ دستاوردهای غنیسازی
تداوم غنیسازی با 5060 سانتریفوژ موجود، ، برای ده سال و حداکثر غنیسازی تا ۳/۶۷ در صد برای 15 سال نه تنها تکنولوژی موجود را حفظ خواهد کرد بلکه شرایط ارتقاء و وقوف بر ریزهکاریهای این تکنولوژی را هم فراهم خواهد کرد. محدود کردن کمّی ذخایر اورانیوم غنی شده و تعداد سانتریفوژها هیچ تأثیری بر کیفیت تکنولوژی کنونی نخواهد گذاشت. مخصوصاً که سوخت رآکتور بوشهر توسط روسیه تضمین شده و تا ساخت احتمالی رآکتورهای جدید فاصلهی طولانی در پیش داریم. مابقی سانتریفوژها، حدود 15 هزار، در این ده سال بتدریج جایگزین سانتریفوژهای مستهلک و از رده خارج شده، خواهند شد. این سانتریفوژها حدود 60 سال از تکنولوژیهای جدید فاصله دارند و مصرف برق آنها هم غیراقتصادی بودن تکنولوژی را تشدید میکند و شهد گلوسوزی نیستند و فقط مفید خواهند بود که دست آوردهای کنونی را تأمین کنند.
دوم ـ فوردو
تبدیل مرکز فوردو به مرکز تحقیقات صلحآمیز هستهای، فیزیک، تکنولوژی و… هوشمندترین ابتکار تیم مذاکرهکننده بوده است. تمامی کشورهای پیشرفته؛ مراکز تحقیقاتی خود را در امنترین و محفوظترین نقاط جغرافیایی کشور خود برپا میکنند. مراکز تحقیقاتی، قلب خلق تکنولوژیها هستند که باید با وسواس و دوراندیشی از آن محافظت کرد. و این بهترین اقدام بوده است.
سوم ـ توسعه و تحقیق در مورد سانتریفوژها
ایران برای ده سال مجاز خواهد بود که روی نسل بعدی سانتریفوژها؛
یا ، امر تحقیق و توسعه را انجام دهد. و این هم، امکان پیشرفت تکنولوژی غنیسازی را برای ده سال بعد فراهم خواهد کرد. چیزی که در صورت اصرار حاکمیت به ایجاد نیروگاههای هستهای در آینده به آن احتیاج خواهد بود.
چهارم ـ رفع سوءتفاهم از راکتور آب سنگین اراک
راکتور آب سنگین در اراک که هم اکنون در دست ساخت است، مقدار قابل توجهی پلوتونیوم تولید میکند که میتواند مانند اورانیوم 235 در سلاح هستهای به کار رود. برای تضمین حسن نیت، مذاکرهکنندگان موافقت کردهاند که طراحی این راکتور به شکلی تغییر کند که اولاً پلوتونیم کمتری تولید شود و ثانیاً باقیمانده سوخت آن از کشور خارج گردد
پنجم ـ شفافسازی و بازرسیها
آژانس مجاز خواهد بود که به منظور شفافسازی و اطمینان از اینکه فعالیتهای هستهای ایران صلحآمیز و غیرنظامی است از مراکز هستهای و اماکن “مشکوک” بازدید به عمل آورده و نتیجه بازدید خود را گزارش کند. این بخش از تفاهمنامه، برای رفع سوء تفاهمها، و شفاف کردن فعالیتهای گذشته ضروری بوده است و ایران نمیتواند با آن موافقت نکند. موقعی که ایران میگوید که فعالیتهایش صلحآمیز است، “راستیآزمایی” مورد درخواست آژانس، فقط با شفافسازی و بازرسیهای مکرر رسمی و در یک دورهی مشخص میتواند تأیید شود.
ششم ـ خروج پرونده ایران از فصل هفتم شورای امنیت و رفع شبح جنگ
با لغو قطعنامههای قبلی و تصویب موافقتنامهی مورد مذاکرهی ایران و 1+5 در شورای امنیت، عملاً پرونده ایران از فصل هفتم شورای امنیت که مربوط به اقدامات نظامی بینالمللی بر علیه کشورهایی است که امنیت جهان را به خطر میاندازند، خارج خواهد شد و این دستاورد مهمی است که شبح جنگ بر علیه ایران، آنهم توسط شورای امنیت را رفع، خواهد کرد.
هفتم ـ رفع تحریمها
طبیعی است که رفع تحریمهای گسترده و متعدد و متنوع[2]، 37 سالهی علیه ایران توسط امریکا، اروپا و شورای امنیت که مربوط به فعالیتهای هستهای میشود، مرتبط میشوند با گزارشهای آژانس در رابطه با تعهداتی که در این توافقنامه، ایران داده و مکانیسمهای پیچیدهای که هر کدام دارند.
لذا، به نظر میرسد که تحریمهای شورای امنیت و جامعهی اروپا لغو و یا تعلیق خواهند شد. تحریمهای مربوط به دستور اجرایی رئیسجمهور امریکا به سرعت میتوانند لغو شده و تحریمهای مربوط به کنگره امریکا با دستور اجرایی رئیس جمهور امریکا تعلیق خواهند شد تا شرایط لغو آنها در کنگره فراهم شود. لغو یا تعلیق این تحریمها، هم وابسته به گزارشات آژانس بینالمللی انرژی اتمی و هم وابسته به منبع تحریمکننده بوده و باز هم طبیعی است که لغو یا تعلیق آنها مرتبط خواهند شد با دورهی زمانی توافق و دورهی زمانی شفافسازی و بازرسیهای آژانس. نباید انتظار داشت که تا “راستیآزمایی” تأیید نشود، این تحریمها کاملاً لغو شوند.
هرچند بروکراسی رفع تحریمها پیچیده و زمان بر باشد ولی نفس توافق در تیرماه 1394 کشورهای اروپایی ـ مخصوصاً آلمان، اتریش، انگلیس، ایتالیا و… ـ و ژاپن را عملاً به موتوری قدرتمند در جهت رفع تحریمها و مبادلات اقتصادی ـ تجاری سوق خواهد داد. و تحریمهای مربوط به هستهای با سرعت در سراشیبی رفع و حذف قرار خواهند گرفت. ایران چون مصمم است که قصد فعالیت نظامی هستهای ندارد، مطمئناً تحریمها حذف خواهند شد. اوباما در مصاحبه خود با فریدمن که متعاقباً خواهد آمد، تایید کرده است که اکثر تحریمها پس از اقدام ایران به تعهدات خود در فوردو و سانتریفوژها، تعلیق خواهند شد. این دو اقدام در ظرف چندین هفته میتوانند انجام شوند و سانتریفوژهای اضافی تحت نظر و کنترل آژانس قرار گیرند. تاکید روی دو اصطلاح “تعلیق” و “لغو” بیمورد است. اگر ایران مصمم باشد که این توافق را اجرا کند، که چنین به نظر میرسد، لذا در مدت زمان تعهد شده توسط دو طرف، تحریمها هم برچیده خواهند شد. مهمترین بخش تحریمها (بانکی، نفتی، حملونقل، بیمه، سوئیفت، و…) به سرعت برداشته خواهند شد. خطر و اشکال کار در این دوره زمانی در جای دیگری است که به آن خواهیم پرداخت.
هشتم ـ تغییر شرایط اقتصادی جامعه
آقای روحانی در 20 ماه گذشته فقط توانسته تورم را مهار کند و روند رکود و رشد منفی را متوقف سازد. با رفع تحریمها و آزادی پولهای بلوکه شده ایران و البته با رویکردی جدید؛ رویکردی تولید محور و نه مصرف محور و واردات کالاهای سرمایهای، رشد اقتصادی و به تبع آن ایجاد اشتغال، کاهش بیشتر تورم و رونقی نسبی در جامعه ایجاد خواهد شد که در کاهش بحرانهای اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی هم مؤثر خواهد بود. و رضایت مردم را به دنبال خواهد داشت.
نهم ـ ایجاد شکاف بین جناح جنگطلب اسرائیل و دولت اوباما
دولت راست اسرائیل و نخستوزیر دروغگوی آن که از دهه 1980مرتباً دروغپراکنی میکند که ایران به زودی به سلاح هستهای مجهز میشود. اسرائیل را بهانه کرده و سخنگوی جنگطلبان امریکا هستند. او و حزبش فقط به دنبال “تغییر رژیم” در ایران هستند. دعوت کنگره امریکا از او و بر خلاف عرف و سنت امریکا برای سخنرانی و نامه 47 سناتور به مسئولان ایرانی که این هم برخلاف سنت و عرف دمکراتیک امریکاست، حکایت از اصرار این جنگطلبان به تکمیل طرح “خاورمیانه جدید” دارد[3]. تا از تعامل ایران و غرب جلوگیری کنند و روند را به جنگ بازگردانند. این توافق به خوبی توانسته بین کاخ سفید و دولت اسرائیل شکاف بیاندازد و اگر اوباما و حزب دموکرات بتوانند این روش را در سیاست امریکا نهادینه کنند و جنگطلبان را به حاشیه برانند، برای ایران و منطقه و مالیاتدهندگان آمریکایی، موفقیت مهمی خواهد بود. البته ایران و سایر کشورهای منطقه هم برای تحقق این شیوه باید اقدامات جدی بکنند که متعاقباً خواهد آمد.
اوباما در مصاحبهای به سخنان نتانیاهو که گفته بود: در توافق هستهای با ایران، به رسمیت شناختن اسرائیل توسط ایران را قید کنید، به صراحت پاسخ داد و آن را رد کرد. یعنی تداوم مخالفت ایران با سیاستهای نژادپرستانهی اسرائیل،توسط اوباما، به رسمیت شناخته شده و این یعنی حذف یکی از درخواستهای نامعقول جنگطلبان امریکا که مرتباً در سی سال گذشته، آن را تبلیغ میکردهاند….
نتیجهگیری وپایان سخن
اوباما، این تفاهم را تاریخی نامید و گفت که چنین اتفاقی به ندرت اتفاق میافتد. او حق داشت. شرایط متعددی که در این لحظه همزمان مجتمع شدهاند و فضا را برای تفاهم و توافق ممکن ساختهاند، عبارتند از:
1- طرح دکترین جدیدی از طرف رئیس جمهورآمریکا، مستقل از دکترین جمهوریخواهان و در مواردی در تضاد آشکار با آن.
2- اعلام روسای پنتاگون در ناتوانی آنها برای شروع جنگ جدیدی در منطقه،
3- مخالفت اکثریت افکار عمومی مردم آمریکا با جنگ جدید.
4- رضایت نظام جمهوری اسلامی در توافق با آمریکا و حل مشکل هستهای از طریق دیپلماتیک.
5- تمایل شدید مردم ایران به رفع تحریمها و تغییر شرایط اقتصادی ـ اجتماعی.
6- تمایل اروپا و ژاپن همراه با چین و روسیه، به رفع تحریم و فعالیتهای اقتصادی در ایران
7- وجود یک دولت کارشناس و عقلانی در ایران و با رویکردی دیپلماتیک و کوشش برای تبدیل فضای درونی جامعه از امنیتی ـ نظامی به فرهنگی ـ سیاسی.
8-…
لذا، این موقعیت را باید مغتنم شمرد و از موضع حفظ شأن و منزلت مردم ایران در دفاع از منافع و مصالح ملی و ارتقاء امنیت ملی، به این توافق ورود کرد و به تخاصم و قهر با جامعهی جهانی پایان داد. و رشد و توسعهی همه جانبه و پایدار ایران را پس از 37 سال که عمر انقلاب عمیق، مدنی، مسالمتآمیز و مدرن ایران میگذرد، فراهم ساخت. در آن صورت است که مردم ایران؛ آرامش، رفاه و آبرومندی را حس خواهند کرد و از آن لذت خواهند برد.