در نگاه جوامع استعمارزده، زبان نه تنها وسیله بیان و ارتباط یا ابزار کسب، آموزش و اشاعه دانش است؛ بلکه هر مسئله زبانی در عمق شکلگیری فرهنگی جامعه ساکن است. ارزش زبان به زمینهای مرتبط است که رابطه با «دیگریِ استعماری» را تنظیم میکند؛ دیگریای که به دنبال اشغال میدانها و ذهنها بوده است.
بنابراین، هنگامی که زبان را ارزیابی میکنیم—even اگر این ارزیابی جنبه مشورتی داشته باشد—نباید آن را از میراث استعماری و جایگاه آن در تصور عمومی جوامعی جدا کنیم که استعمار منابعشان را دوشیده و در پی تخریب بنیانهای تاریخی و فرهنگی آنها بوده است.
اگر این ایده روشن شود، میتوانیم با رضایت به سمت هدف خود پیش برویم؛ زیرا این روزها در الجزایر بحثهایی درباره مشروعیت استفاده از زبان فرانسه و حفظ آن در برنامههای آموزشی جریان دارد. این زبان، دومین زبان در نظام آموزشی بود و گاهی حتی نخستین زبان در گردش عمومی، بهویژه در دوره پس از اخراج استعمار فرانسه و آغاز تأسیس پایههای زبانی و فرهنگی الجزایر.
وزارت آموزشوپرورش شروع به کاهش حضور زبان فرانسه در مراحل اولیه آموزش کرده است و دانشگاهها—با وجود چالشهای بزرگ—وارد پروژه آموزش زبان انگلیسی شدهاند. وزارت آموزش عالی نیز به دنبال ارائه آموزش و گسترش زبان انگلیسی برای اساتید دانشگاههای الجزایر است.
اما این ابتکار برای رهایی از سلطه فرانسه، کاملاً مورد استقبال قرار نگرفت و همه دلها شاد نبودند؛ بلکه چهرهها و احزابی ظاهر شدند که چنان رفتار میکردند که گویی زبان فرانسه «غنیمت جنگی» است؛ عبارتی که کاتب یاسین، نمایشنامهنویس، زمانی به کار برد تا بگوید ما غنایم زبانیای به دست آوردهایم که با آن میتوانیم جهان را بخوانیم و نگاه کنیم.
استقبال از استفاده از زبان انگلیسی به عنوان جایگزینی برای زبان فرانسه در الجزایر، به دلیل همراهی زبان فرانسه با بیعدالتی استعماری است. ارزش زبانها هرگز نمیتواند از تخیل تاریخی مردمان جدا شود.
تماسها، بهویژه از سوی نسلی که در مکتب فرانسه شکل گرفت و از نظر زمانی به دوره استعمار الجزایر نزدیک بود، چند برابر شد. این گروه—با وجود گرایش جهانی به سمت زبان انگلیسی و گسترش دانش آن—تحت تأثیر میراث استعماری قرار دارد که بسیاری از نهادهای مدیریتی را کنترل میکند و میخواهد در برابر اراده تغییر و تجدید زبانی، خط مقاومتی تحمیل کند.
شایان ذکر است که حوزه عمومی در الجزایر، نسل جدید دانشآموزان و دانشجویان، و نخبگان الجزایری که در قدرتمندترین دانشگاههای جهان تحصیل میکنند، از این روند و رویکرد کلی که اکنون توسط مؤسسات آموزشی اتخاذ شده است حمایت میکنند: از ابتدایی تا دانشگاه، حرکت به سوی عبور از مرزهای تنگ زبان فرانسه و رسیدن به وسعت تکثر زبانی و علمی، بهویژه در کاربرد زبان انگلیسی.
حتی آکادمیهای آموزش زبان نیز شاهد رونق چشمگیر آموزش انگلیسی هستند؛ رونقی که زبان فرانسه دیگر توان رقابت با آن را ندارد.
ارزش زبان فرانسه در الجزایر اکنون بیانگر ارزیابی منفی جدیدی از استعمار و کسانی است که اجزا و ویژگیهای آن را تطهیر میکنند.
پس بیایید بگوییم بخشی از استقبال گسترده از انگلیسی به عنوان جایگزین فرانسوی، به دلیل پیوند زبان فرانسه با بیعدالتی استعماری است؛ زیرا ارزش زبانها هرگز از تخیل تاریخی و اجتماعی مردم جدا نیست.
بحثهای جاری درباره مسئله زبانی، نشانه تقویم تازهای از استعمار فرانسه در الجزایر است؛ تقویمی که حفظ غیرقانونی زبان فرانسه را—به بهانه عبارتی که از نظر معنایی تهی به نظر میرسد، یعنی «غنایم جنگی»—رد میکند.
خطای این سخن از نگاه مادی به زبان ناشی میشود؛ نگاهی که زبان را شبیه غنایم مادی میبیند که پیروزمندان در جنگها به دست میآورند، در حالی که زبان در قلب شکلگیری فرهنگی جوامع قرار دارد. زبان بخشی از ذخایر معنوی و فرهنگی جوامع است و تابع منطق انقیاد نیست.
بنابراین میتوان گفت ارزش زبان فرانسه در الجزایر بیانگر ارزیابی منفی جدیدی از استعمار و کسانی است که ویژگیهای آن را تطهیر میکنند. اما این امر ارزش خود زبان را نفی نمیکند؛ بلکه تأکید میکند که ارتباطات فرهنگی و تنوع زبانی، نشانهای الهی و زیباییشناختی است که جوامع بهوسیله آن در حروف ساکن میشوند، همانگونه که در جهان ساکن میشوند.
سعدية مفرح:مترجم علی سرداری
شاید زیباترین چیزی که ذهن پس از سالها مطالعه و تجربه به آن دست مییابد، این باشد که دیگر نمیخواهد در هر بحثی پیروز شود. او میداند برخی پرسشها نیاز به تحقیق دارند، برخی نیاز به زمان، برخی نیاز به سکوت، و برخی دیگر اصلاً از ما چیزی نمیخواهند. شاید یکی از نشانههای بلوغ ذهنی این باشد که «نمیدانم» به یک پاسخ احتمالی تبدیل شود، «نمیخواهم دخالت کنم» به موضعی محترمانه بدل شود، و سکوت در لحظاتی به نوعی حکمت تبدیل گردد..
- 1405/05/22