فرونشست زمین در اصفهان به مرحله فاجعه رسیده است

تنوره یک دیو خاموش و تهدید مردم و میراث فرهنگی

ملی مذهبی _  هفته گذشته آن اتفاق هولناکی که همه در انتظارش بودیم رخ داد: فرونشست زمین در اصفهان به حدی حاد شده که برای نخستین‌بار یک شهرک مسکونی و ۴۰ مدرسه به دلیل فرونشست «خیابان هشت بهشت» تخلیه کامل شدند. به گفته رییس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، اصفهان از نظر فرونشست زمین خطرناک‌ترین شهر ایران است. آثار تاریخی در این شهر نه تنها در مخاطره‌اند، بلکه هم‌ا‌کنون چندین اثر در نتیجه فرونشست زمین ترک خورده‌اند. فرونشست زمین در اصفهان، نتیجه سوءمدیریت منابع آبی زاینده‌رود و برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی است که با نرخ ۱۵ تا ۱۸ سانتی‌متر در سال، به‌ویژه در شمال شهر با خاک واگرا، شدت بیشتری دارد.

خاک واگرا (Dispersive Soil) نوعی خاک است که در برابر جریان آب یا رطوبت، به‌ویژه در شرایط خاص، خاصیت چسبندگی و پایداری خود را از دست می‌دهد و به راحتی متلاشی شده یا پراکنده می‌شود. این ویژگی باعث می‌شود خاک واگرا در برابر فرسایش بسیار آسیب‌پذیر باشد و در پدیده‌هایی مانند فرونشست یا فروریزش زمین نقش تشدیدکننده داشته باشد.

فرونشست و فروریزش: دو روی یک سکه

حوالی ساعت ۱۰ صبح دوشنبه ۱۷ شهریور بود که ناگهان در خیابان هشت بهشت در یکی از محله‌های میراث فرهنگی، مرغوب و گران شهر اصفهان، یک حفره عظیم به عمق حدود ۱۵متر و قطر ۶ متر، ناگهان پدید آمد. گودالی که در اثر «فرونشست ناگهانی» در این نقطه از شهر به‌وجود آمد به قدری عمیق بود که تیر چراغ برق خیابان در محل حادثه را بلعید. برخی رسانه‌ها با به کارگیری «فروریزش زمین» تلاش کردند این پدیده را از «فرونشست زمین» در اصفهان متمایز کنند. در حالی که چنین نیست. فروریزش (Collapse) به فروپاشی ناگهانی و محلی سطح زمین اشاره دارد که ممکن است به شکل ایجاد گودال‌های عمیق (فروچاله) یا ریزش ناگهانی معابر رخ دهد و اغلب نتیجه مستقیم یا تشدیدکننده فرونشست است، اما با سرعت بالا و بدون هشدار قبلی اتفاق می‌افتد. این وضعیت به ساخت‌وسازهایی مانند مترو نیز مرتبط است، اما ریشه اصلی آن در مدیریت نادرست منابع آبی نهفته است.

استاندار اصفهان فرونشست را به «آتشفشانی فوران‌کرده» تشبیه کرده. عیسی کلانتری، رئیس سابق سازملان محیط زیست نیز هشدار داده که برداشت سالانه بیش از یک میلیارد متر مکعب آب زیرزمینی، خلأیی ۱۰ متری زیر زمین ایجاد کرده که در مساحتی حدود ۲۷۰۰ کیلومتر مربع، تهدیدی جدی برای آثار تاریخی و زیرساخت‌های شهر است.

علی بیت‌اللهی، رئیس بخش زلزله‌شناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی نیز اعلام کرد که مهم‌ترین عامل فرونشست زمین در اصفهان، علاوه بر خشک شدن زاینده‌رود، برداشت بی‌رویه از حدود صدها چاه آب در راستای این رودخانه برای مزارع و باغ‌ها، و گسترش باغ‌ها در بالادست سد زاینده‌رود است. در این میان کاهش ۱۵ تا ۲۰ درصدی بارش‌ها، تغییر الگوی بارندگی از برف به باران‌های ناگهانی در ارتفاعات کوهرنگ و غرب اصفهان، و انتقال آب به یزد و کاشان فشار بر منابع آبی را تشدید کرده است. بیت‌اللهی در گفت‌وگو با دیده‌بان ایران به تأکید گفت: حدود ۴ هزار حلقه چاه درست در راستای زاینده‌رود برای تامین آب مزارع، باغات و ویلاهای گسترده‌ای که متاسفانه حتی در قطعات زمین بسیار کوچک ایجاد شده‌اند، حفر شده است و این چاه‌ها، آب سطحی متعلق به زاینده‌رود را می‌بلعند.

تهدیدی برای میراث و مردم

فرونشست زمین اکنون در اصفهان زندگی بیش از شش میلیون نفر، به ویژه ساکنان شمال شهر و حومه در شهرک کاوه، حبیب‌آباد و دولت‌آباد را تهدید می‌کند. در بسیاری از خانه‌ها در این مناطق ترک‌خوردگی‌هایی قابل رویت است. علی بیت‌اللهی، رئیس بخش زلزله‌شناسی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، اظهار داشت: در محله شهرک کاوه در شمال شرق اصفهان شاهد آن هستیم که دیوار حیاط‌ها و کف زمین دچار ترک‌خوردگی شده است و داخل منازل نیز شکاف‌هایی به اندازه پهنای دست انسان روی دیوارها ایجاد شده بود که طرف دیگر اتاق‌ها از پشت دیوار دیده می‌شد.

علاوه بر خانه و کاشانه ساکنان شهر، میراث فرهنگی اصفهان هم در خطر جدی‌ست. این کارشناس در ادامه گفت‌وگو با دیده‌بان ایران هشدار داد که فرونشست زمین مانند بیماری‌ای پیشرونده، تهدیدی جدی برای آثار باستانی و تمدن چندهزارساله اصفهان است که در صورت بی‌توجهی، خسارت‌های جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت. بیت‌اللهی با اشاره به لزوم اقدام فوری برای حفظ میراث فرهنگی ایران گفت: اگر امروز برای مقابله با این پدیده اقدام نکنیم، ممکن است در آینده خیلی دیر شود؛ بخصوص در شهری مثل اصفهان که دارای آثار باستانی فراوانی است که جزو تاریخ و ریشه‌های ملت ایران هستند و اگر این آثار از بین برود، دیگر قابل ترمیم و بازآفرینی نیستند.

 بیت‌اللهی برای کنترل فرونشست زمین در اصفهان بر لزوم ساماندهی باغ‌های غیرمجاز بالادست سد زاینده‌رود که حجم زیادی از آب را مصرف می‌کنند، تأکید کرد و گفت: اگر جریان آب حداقلی در زاینده‌رود جریان داشته باشد، می‌تواند در کاهش شدت فرونشست تاثیر مثبت بگذارد.

او همچنین پیشنهاد داد که با نصب کنتورهای هوشمند، بهره‌برداری از چاه‌های پرمصرف حداقل ۱۰ درصد کاهش یابد و تغذیه مصنوعی سفره‌های زیرزمینی انجام شود.

راه‌حل‌ها: از مُسَکن موقت تا اصلاح‌های ساختاری

راه‌حل‌هایی که رئیس بخش زلزله‌شناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی پیشنهاد داده است (ساماندهی باغ‌های غیرمجاز، نصب کنتور هوشمند، کاهش ۱۰٪ برداشت از چاه‌ها و تغذیه مصنوعی سفره‌ها) همگی درست، ضروری و بخشی از راه‌حل هستند. اما ابعاد فاجعه آنقدر بزرگ و سریع است که این اقدام‌ها به تنهایی و در بهترین حالت، تنها می‌توانند سرعت پیشرفت بیماری را کاهش دهند، نه اینکه آن را متوقف یا معکوس کنند. کاهش ۱۰٪ در برداشت زمانی که سالانه بیش از یک میلیارد مترمکعب اضافه‌برداشت داریم، پاسخگو نیست.

علاوه بر این، راه‌حل‌ها بیشتر بر «مدیریت تقاضا» متمرکزند و لاجرم از چالش اصلی که همانا «مدیریت کلان آب در حوضه زاینده‌رود» است طفره می‌روند. تا زمانی که مسئله انتقال آب به استان‌های دیگر، الگوی کشت نامناسب در کل حوضه، و اولویت‌بندی میان کشاورزی، صنعت و شرب حل نشود، این اقدام‌ها مانند مُسکنی موقت است.

در درازمدت بازنگری کامل در تخصیص آب حوضه زاینده‌رود دردناک اما ضروری‌ست. هیچ راه دیگری جز تغییر الگوی کشت، نوع محصول‌ها و مساحت زیرکشت در کل حوضه آبریز زاینده‌رود و منع کشت محصول‌های پرآب‌بر وجود ندارد.

چاره کار در توقف حفر هرگونه چاه جدید و تعیین تکلیف چاه‌های غیرمجاز و همزمان تغذیه مصنوعی سفره‌های آب زیرزمینی (آبخوان‌داری)‌ست. باید با احداث سامانه‌هایی، آب‌های سطحی (مانند سیلاب‌های ناگهانی) را به دشت منتقل کرد و به عمق زمین تزریقشان کرد. این کار می‌تواند تا حدی خلأ ایجادشده را پر کند. استفاده از روش‌های نوین آبیاری و مدیریت پایدار آب در شهرها از دیگر اقدام‌های ضروری است.

برای حفاظت از میراث فرهنگی هم انجام بررسی‌های ژئوتکنیک و ژئوفیزیک دقیق برای پایش سلامت پی بناهای تاریخی و اجرای طرح‌های تقویت پی و پایدارسازی برای جلوگیری از تخریب آنها ضرورت دارد.

اجرای راه‌حل‌های فنی و مهندسی برای مقابله با فرونشست، در گروی حل چالش‌های سیاسی، حکمرانی و اقتصادی است. در واقع، مشکل اصلی اصفهان کمبود راه‌حل فنی نیست، بلکه نبود اراده و توانایی نهادی برای اجرای آنهاست. دزدسالاری، تعدد مراجع تصمیم‌گیری، موازی‌کاری‌ها و تضاد منافع مانع جدی هرگونه راه‌حل پایداری‌‌اند.

فرونشست زمین در حوضه زاینده‌رود به دلیل برداشت بی‌رویه آب توسط باغ‌ها و چاه‌های غیرمجاز بالادست سد، که اغلب متعلق به افراد یا نهادهای پرنفوذ هستند، و انتقال آب به استان‌های دیگر مانند یزد و کاشان به دلایل سیاسی، نیازمند اراده‌ای فراتر از یک استاندار یا یک وزارتخانه است. تعدد مراکز تصمیم‌گیری بین وزارت نیرو، جهاد کشاورزی، سازمان محیط زیست و استانداری‌ها، هماهنگی را مختل کرده و نبود پاسخگویی واحد، تصمیم‌گیری را کند می‌کند. همچنین، فساد و رانت در پروژه‌های آب‌محور، مانند سدها و تونل‌های انتقال آب، باعث می‌شود برخی ذی‌نفعان تداوم بحران را به حل آن ترجیح دهند، زیرا پروژه‌های پرهزینه مانند پروژه انتقال آب از دریای عمان منبع رانت جدیدی هستند.

منبع: رادیو زمانه

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

مطالب پربازدید

مقاله