اخضر ابراهیمی نماینده سابق سازمان ملل در امور سوریه در ماه می 2014 از سمت خود استعفا داد. او بعد از دو سال تلاش بی حاصل در اعتراض به بن بست به وجود آمده در مذاکرات از سمت خود کناره گیری کرد تا به تعبیر خودش توجه جهان را به بحران سوریه بیشتر از پیش جلب کند. حالا او رویکرد انتقادی به پرونده سوریه دارد و در کلیت امر معتقد است همه طرفین درگیری در این بحران مقصر هستند اما در عین حال به 200 هزار کشته و میلیون ها آواره سوری هم اشاره می کند و معتقد است از پس این کشته ها باید تغییری رخ دهد. ترجمه مصاحبه وی با سایت http://orientxxi.info/ به شرح زیر است:
از چهارسال پیش جنگ در سوریه جولان می دهد. آمار جنگ وحشتناک است. بیش از 200 هزار کشته، یک میلیون زخمی،نیمی از جمعیت سوریه آواره. ارزیابی تان از این وضعیت چیست؟
احساس می کنم همه اعتقاد دارند این جنگ مشکل بی نهایت جدی است. اما به نظر می رسد کسانی که ابزارهای لازم را برای پایان جنگ دارند حاضر به دادن امتیازهای مورد نیاز نیستند.
نزدیک به دو سال شما به عنوان فرستاده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در بحران سوریه بودید. شما مذاکرات را رهبری کردید. به چه دلیل ماموریت تان شکست خورد؟
ماموریت من شکست خورد برای اینکه طرفین تخاصم در وهله نخست در سوریه و البته باید گفت در خارج از خاک سوریه خواستند پیرزی کامل به دست بیاورند. دولت همیشه می گفت این توطئه ای است که از خارج از کشور آمده و دولت هم باید وظیفه اش را در قبال محافظت از مردم انجام دهد. از طرف دیگر مخالفان رژیم یعنی سوری ها وحامیانشان در خارج از سوریه همیشه می گفتند گام نخست راه حل سوریه استعفای بشار اسد و سقوط رژیم است. هیچ یک از طرفین به راه حلی جز تحمیل دیدگاهشان فکر نمی کردند. من نمی خواستم با توهمات کار کنم. خیلی خوب می دانستم راه حل مشکل چیست اما پیشرفتی نداشتیم و در یک زمان مشخص باید می گفتم “کافی است”. در واقع، پایان دادن به این ماموریت بهتر بود و استعفا تنها ابزاری بود که برای جلب توجه بیشتر به این مشکلات بسیار دردناک در اختیار داشتم. مشکلی که برای مردم سوریه هزینه سنگینی داشت.
بشار اسد اخیرا گفته همیشه مورد حمایت ملت سوریه بوده. شما چند بار با او دیدار داشتید. او در چه واقعیتی زندگی می کند؟
او خیلی خوب اطلاعات دارد. همه زمانی احساس می کردند حقایق را از او مخفی می کنند و او از جزئیات واقعی اطلاعی ندارد.اما این موضوع واقعیت ندارد. من تردید دارم که او به گفته خودش به طراحی توطئه توسط قدرت های خارجی (آمریکا،فرانسه،اسرائیل،بریتانیا،ترکیه عربستان سعودی و قطر) اعتقاد داشته باشد. واقعیت این است همه این کشورها دشمن رژیم اسد و شخص خودش هستند. با این وجود گفتن اینکه همه مشکلات به این قدرت ها خلاصه می شود واقعیت نیست. بچه ها که 15 مارس در درعا شروع کردند(منظور شروع اعتراض ها در درعا توسط دانشجویان است)نمی توانستند بخشی از یک توطئه خارجی باشند. مردم سوریه مانند بسیاری از مردم جهان یک تغییر واقعی می خواستند و او از تن دادن به این تغییر خودداری کرد.
آیا می توانید کمی از شخصیت او برای ما بگویید؟
معتقدم که او منطقی است. او انتحاری نیست. برداشت خاصی از دولت و قدرت دارد. یک قدرت خانوادگی که از پدرش به ارث رسیده است. من تصور می کنم که او اکنون می داند کمی دشوار است قدرت را به پسر نه ساله اش واگذار کند. اسد قصد ندارد بلافاصله قدرت را رها کند.
از نقش قدرت های غربی بگوییم. شما چندین بار گفتید که آنها با روشی گمراه کننده بهار عربی را تحلیل کرده بودند .در مورد بحران سوریه این حرف شما مصداق دارد؟
بله آنها اشتباه کردند. در کل همه ما اشتباه کردیم. همه به طرز وحشتناکی به اشتباه خود نه تنها در سوریه بلکه در جاهای دیگر پی بردند. شما “میشل آلیوت ماری” را در تونس به خاطر بیاورید که فکر می کرد این موجی از اعتراضات است و رئیس جمهور زین العابدین بن علی این اعتراضات را مهار خواهد کرد. در حالی که واقعا اینگونه نبود. در مصر،گفته می شد که حسنی مبارک در نهایت نظم را برقرار خواهد کرد. وقتی که به مورد سوریه رسید این اشتباه باز هم خیلی راحت تکرار شد.گفته می شد که این اعتراضات خیلی زود به ثمر خواهد رسید. از همان روز بعد گمان می شد که رژیم فروریزی خواهد شد. اما این رژیم حفظ شد. روس ها، چینین اشتباهی را مرتکب نشدند و آنها از همان ابتدا می گفتند سوریه متفاوت از سایر کشورهاست و رژیم مقاومت خواهد کرد.
به چه علت تحلیل روس ها درست بود؟
حضور غربی ها با سفارت خانه هایشان در سوریه سطحی بود و مدت زمان زیادی هم نبود. در حالی که روسها در سوریه جای پای محکمی داشتند. در چندین حوزه نظامی و صنعتی، با دمشق همکاری داشتند. صدها شاید هزارها کارمند و مهندس روس از آغاز سال های 1950 در سوریه مستقر بودند. آنها اطلاعات بهتری نست به بقیه داشتند.
از بازیگر جدید بگوییم. سازمان دولت اسلامی(داعش). وقتی شما مذاکرات را رهبری می کردید این گروه وجود نداشت. اکنون چه جایگاهی در وضعیت سوریه برای این گروه قائل هستید؟
این گروه وجود داشت اما دیده نمی شد. ریشه این گروه به عراق بر می گردد. در حمایت از القاعده شکل گرفت و در سوریه گسترده شد. همه این گروه را می دیدند. اما هیچ کس توجهی نمی کرد. زیرا همه بر براندازی رژیم اسد متمرکز شده بودند. به مرور زمان این سازمان دولت خودخوانده شد، بعد خلافت اما چیز بزرگی را تغییر نمی دهد. اعضای این سازمان حضور واقعی دارند. با این وجود از همان روز نخست می گفتم آنها شکست خواهند خورد. اینکه چقدر زمان می برد؟ بستگی به همکاری کشورهای مختلف دارد. از چند ماه پیش ائتلاف، مواضع این گروه را در سوریه وعراق بمباران می کند.
شما چه ارزیابی از این راهبرد(بمباران داعش) دارید؟
در یک مقیاس مشخص این (بمباران ها) به رژیم اسد کمک می کند. حمله به عراق و سوریه خیلی زود به حل مشکل منتهی نخواهد شد. اگر این حملات در چارچوب راه حل سیاسی برای عراق و سوریه نباشند کارآیی نخواهند داشت. بمباران ها به تنهایی نمی توانند مشکل را حل بکنند.
راه حل جایگزین برای کشورهای غربی چیست؟ آن هم در زمانی که احساس می کنند بیش از پیش از سوی دولت اسلامی در معرض تهدید هستند.
باید ابتدا دانست از چه چیزی صحبت می کنیم. اگر از 2 تا 3 هزار اروپایی که برای پیوستن به دولت اسلامی ترک وطن کرده اند صحبت می کنیم این مسئله مشکلی را حل نخواهد کرد.نه اینجا و نه در هر جای دیگری.این سازمان جایگزین القاعده شده است. از چه زمانی ما با القاعده در حال جنگ هستیم؟ چه موفقیتی به دست آورده ایم؟در حال حاضر ما با دومین سازمان روبرو شده ایم. فردا هم شاید سومین سازمان. چیزی را که باید حل کرد مشکلات سوریه و عراق است. سپس از طریق نتایج این راه حل مشکلاتی که در کشورهای غربی به وجود آمده حل خواهد شد. اگر ما نگاه ساده انگارانه به تعداد جهادی ها که از غرب می آیند داشته باشیم از کنار مسئله به آسانی گذشته ایم. این سازمان ده ها هزار جنگجو در منطقه دارد بدون اینکه بسیارای از طرفدارهای مردمی را در عراق، سوریه و بسیاری از جاهای دیگر در نظر بگیری. باید به قلب مشکل واقعی حمله کرد نه به فرعیات قابل مشاهده مسئله.
با این وجود اروپایی ها از عزیمت بیش از پیش جوانان خود برای همراهی سازمان “دولت اسلامی” نگران هستند. چه پیامی می توان به این جوانان رساند؟
باید هر یک از ما کمی هم به آنچه که در کشورش می گذرد نگاه کند و دقیقا همان سئوالی را که پرسیدید از خودش بپرسد:برای چه هلندی ها به این نتیجه می رسند که نیازمند این هستند زندگی شان را در دوردست ها در معرض خطر قرار دهند؟مشکل با بازداشت پسرها و دخترها در فرودگاه حل نمی شود. باید کاری کرد که آنها به رفتن به آنجا(سوریه و عراق) احساس نیاز نکنند.
شما فکر می کنید جامعه بین الملل ابزارهای لازم برای حل مشکل سوریه و عراق را دارد؟
اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد حتما. اما من مطمئن نیستم این اراده در همه جا وجود داشته باشد. در عالم نظر راه حل ساده است: اگر اتحادی واقعی بین همه کشورها از جمله روسیه و ایران به وجود بیاد مشکل حل خواهد شد. اما اگر این کشورها هر یک علیه دیگری کار کنند فضا برای دولت اسلامی (داعش)فراهم خواهد شد.
از زمان آغاز حملات هوایی، نیروهای ائتلاف و رژیم اسد به صورت غیررسمی در یک اردوگاه قرار گرفته اند و هنگام بمباران مواضع دولت اسلامی با یکدیگر همکاری می کنند. آیا بشار اسد می تواند یک متحد باشد؟
او متقاعد شده که با این بحران بقا خواهد یافت. این موضع وضعیت را دشوار می کند. اینجا اما مسئله ای زجرآور است: دویست هزار نفر کشته،نمی توان به راحتی از این تعداد کشته گذشت بدون اینکه از میلیون ها پناهنده و آواره یعنی نیمی از جمعیت سخن نگفت. باید یک تغییری در سوریه به وجود بیاید. چه زمانی و چگونه این تغییر فرا خواهد رسید من نمی دانم. اما حس می کنم این تغییر فراخواهد رسید.
آیا سوریه می تواند در مرزهای فعلی اش بقا یابد؟
بله، من فکر نمی کنم این کشور متلاشی یا تجزیه شود. معتقدم سوریه دردهای بیشتری خواهد کشید اما یک دولت قدیمی با مردمی پرقدمت است. من نمی دانم چگونه می شود به عنوان نمونه برای مسیحی ها یا کردها دولتی تاسیس کرد. آنها منطقه کوچکی دارند. در مناطقشان در اکثریت هستند اما آنها تنها نیستند. تازه اکثریت چند درصدی؟ آنها 60 درصد جمعیت هستند نه 95 درصد. حفظ یکپارچگی سوریه منافع همه را تامین می کند. لبنان همسایه سوریه بیشتر به جمعیت های مختلف تقسیم شده. پانزده سال جنگ داخلی را هم تحمل کرده اما در نهایت ماند. حتی اگر بازسازی مشکل و پرهزینه باشد اما فکر کنم سوریه بعد از این بحران بقا خواهد یافت.
از همان آغاز بحران شما نسبت به شیوع منطقه ای بحران سوریه هشدار دادید. امروز شیوع این بحران در لبنان، عراق و اردن واقعیت یافته. چگونه می شود از گسترش دامنه اش جلوگیری کرد؟
باید از تکرار تاریخ جلوگیری کرد. همه می گویند بحران سوریه راه حل نظامی ندارد. اما در واقعیت همه برای راه حل نظامی کار می کنند. همه سلاح می دهند و آموزش می دهند، فقط دبیر کل سازمان ملل است که معتقد است ارسال سلاح به سوریه متوقف شود. اگر یک اراده سیاسی همگانی گسترش یابد کم کم زمینه خروج بحران فراهم خواهد شد.
بعد از گذشت شصت سال از حرفه شما در دیپلماسی بین المللی فکر می کنید مذاکره کردن دشوار تر شده است؟
آمار ها می گویند با وجود همه بحران ها سطح تنازع کاهش یافته است. البته اگر شما این حرف را به سوری ها یا عراقی ها بزنید به شما خواهند گفت :” خیلی ممنون. اما این حرف ها مشکلی از ما را حل نخواهد کرد.” اما هیچ شکی نیست وضعیت تنازعات بهتر از قبل شده است. یک اراده بین المللی برای انجام کاری و کمک و بخشش به دیگران شکل گرفته است. ده ها شاید صدها میلیارد از طرف جامعه بین الملل برای پایان دادن به تنازع ها، برای بازسازی، برای مبارزه با گرسنگی و بیماری خرج شده است. در این مورد جهان انسانیت پیشرفت های واقعی کرده است. اما در جاهایی که تنازع وجود دارد وضعیت وحشتناک است در جاهایی که جامه بین المللی نمی تواند کارش را به درستی انجام دهد یا آن را به نادرستی انجام می دهد. این همان رویکردی است که باید آن را تصحیح کرد.
آیا شما هم برای اصلاح مسیر تلاش می کنید؟
من معتقدم که نقشم را ایفا کرده ام. اینکه من مجددا برای دخالت در وضعیت های تنازع فراخوانده شوم متعجبم خواهد کرد.
و اگر فراخوانده شدید؟
اگر از من خواستند معتقدم که حق دارم بگویم نه.