برخلاف عربستان که سیاستی انعطاف ناپذیر و خشک، با تاکید برحفظ ساختارسنتی حکومت های عربی در پیش گرفته است، ایران حوزه نفوذ خودرا با تکیه برراهبرد مبتنی بر اساس باورهای دینی و “مبارزاتی” و بکارگیری عناصر اطلاعاتی کارا و مؤثر، از طریق سازمان های دینی شیعه و سُنّی مقاوم، در حوزه جغرافیایی پهناوری، از افغانستان تا سودان، گسترش داده است.
القدس العربی یاداشت این شماره خود را به روابط ایران و عربستان سعودی اختصاص دادهاست و اگرچه در تحلیل شرایط ایران گاهی اسیر ظواهر می گردد و عمق تحولات ایران را در نمییابد و مانند برخی از روز نامه نگاران جهان عرب احتمالاً با انگیزه دشمنی با ایران ٬ جایگاه آن را پیش از حد بزرگ می کند؛اما درباره عربستان اطلاعات ذی قیمتی دارد:
عربستان در حالی که از یکسو خطر نفوذ ایران را در سرزمین خود حس میکند و ازدیگرسو در حصار نظامی برخی کشورهای خلیج فارس، مانند یمن، عراق، بحرین و حتی در خارج از خلیج فارس٬ با سوریه و حتی لبنان روبرو است؛ به تازگی دشمن جدیدی به نام “تروریسم” نیز برای خود برگزیده است. علت اینکه عربستان برای خود دشمنی به نام “تروریسم” را برگزیده، فقط عوامل و انگیزه های داخلی نبوده، بلکه سقوط رژیم مبارک در مصر- به عنوان مهم ترین هم پیمان عربستان و”ستون” فقرات جهان عرب- از عوامل مهم این تصمیم است.
عربستان به شیوه عمل وعکس العمل که شیوه ای عقلانی در سیاست به حساب نمی آید، هزینه زیادی را برای روی کار آوردن نظامی سرسخت تراز نظام مبارک در مصر صرف کرد و برای بستن پرونده محمد مرسی رئیس جمهوری منتخب مردم مصر و گروه اخوان المسلمین که مرسی وابسته به آن بود، تبلیغ کرد و سرپرستی اعلام این گروه به عنوان گروه تروریستی در مصر را برعهده گرفت و در پی آن به ممنوع کردن فعالیت این گروه در عربستان و جهان اقدام نمود.
عربستان با تروریست قلمدادکردن گروه اخوان المسلمین تلاش می کند تا از مقابله با شکست های دیپلماتیک و نظامی که این کشور در زمینه نقش تضعیف شده منطقه ای خود در برابر ایران با آن مواجه است؛ فرار کند، بدون اینکه به این مساله بیاندیشد که اقدامات این کشور عملاً به شکاف در جبهه اسلامی و عربی و قرار گرفتن در مقابل ملت عربستان منجر شدهاست.
عربستان با درپیش گرفتن این رویکرد، به طور رایگان برگ برنده سیاسی در افکار عمومی عربی – اسلامی٬ در ارتباط با قضایای فلسطین،عربها واسلام به ایران پیشکش میکند.
عربستان همچنین با محاصره جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) از طریق مصر، به این جنبش پشت کرد و در نتیجه حماس را به سمت “دشمن مستقیم” خود یعنی ایران سوق داد و بدین ترتیب عربستان، یک برگ برنده مهم و موثر را که همان مقاومت فلسطینی در برابر اسرائیل است، را در نزد عرب ها و مسلمانان از دست دادهاست.
در زمینه رویکرد دفاع ازعرب ها درمقابل موفقیت ایران، عربستان دچار پسرفت بسیار شد، درحالیکه ایران بعد از موفقیت تجربه همزیستی با آمریکا در افغانستان و عراق به پیروزی های مهمی دست یافت و این ائتلاف ضمنی و علنی، زمینه نزدیکی آمریکا و ایران را فراهم کردهاست؛ در مقابل نقش عربستان برای خدمت به منافع استراتژیک آمریکا در جهان عرب و در نتیجه برای کل عرب ها کاهش یافته است.
اما مساله مهم تری که باعث شده عربستان متحمل خسارت های بسیاری شود، چهره ای است که این کشور در دهه پنجاه و شصت به عنوان “مدافع اسلام” و کانون دعوت به اسلام واسلام سیاسی درمقابل جمهوریهای که در آنها کودتاهای نظامی شد مثل سوریه،عراق، مصر، لیبی و الجزایر برای خود شکل داده بود.
عربستان با اعلام جنگ علنی علیه گروه های اسلام سیاسی که چند دهه مهد آن بودهاست، چهره جدیدی از خود نشان داده است. چهره کشوری که در زمینه احقاق حقوق مسلمانان کوتاهی می کند. این مساله نیز سود و منفعت زیادی را برای ایران داشتهاست بدون اینکه ایران ناچار به پرداخت هزینه ای بابت آن باشد.
برخلاف عربستان که سیاستی انعطاف ناپذیر و خشک، با تاکید برحفظ ساختارسنتی حکومت های عربی در پیش گرفته است، ایران حوزه نفوذ خودرا با تکیه برراهبرد مبتنی بر اساس باورهای دینی و “مبارزاتی” و بکارگیری عناصر اطلاعاتی کارا و مؤثر، از طریق سازمان های دینی شیعه و سُنّی مقاوم، در حوزه جغرافیایی پهناوری، از افغانستان تا سودان، گسترش داده است.
گویی نمی تواند دلیلی برای تاثیرگذاری عمیق ایران در منطقه بیابد و بدون ذکر دلیل، مدعی شده که “ایران در عین حال که داعیه مبارزه با نیروهای قدرت طلب را دارد، در مواردی هم بر سر تقسیم غنایم در عراق و افغانستان، با همان نیروهای غربی کنار آمده است.
“استراتژی جدیدعربستان سبب ایجاد شکاف درصفوف کشورهای عربی – اسلامی (برای مبارزه با تروریسم) شدهاست. ریاض با اتخاذ این راهبرد، سلاح ایدئولوژیک مهم تر خود را که سیاست هایش را توجیه می کند و آن را در قالب مجموعه دینی، اخلاقی و سیاسی نظم می دهد؛ کنار گذاشته و از آن عبور کرده است، پس درصورتی که تروریسم ادعایی، پایهها و بنیان این استراتژی را تضعیف کند، عربستان چیزی در چنته برای ارايه به ملت های عربی و اسلامی ندارد”
به نظر می رسد که عربستان دراین باره بار دیگر تاریخ گذشته خود را یادآوری می کند، زمانی که ” عبدالعزیز بن سعود” شاه عربستان بعد از پایان جنگ های خود با هدف رهایی از اقدام احتمالی جنگجویان علیه این کشور، بعد از کمین های نظامی که به نابودی اکثر آنان منجر شد، باقیمانده آن ها را برای انجام ماموریت جنگی به یمن فرستاد. این سیاست مقامات سعودی درآن دوره باعث شد که عربستان در رقابت با رقبای منطقه ای از آنان پیشی بگیرد، اما اکنون عربستان با سیاست کنونی خود نمینواند نفوذ و تاثیر گذشته خودرا بازیابد.
منبع القدس العربی