اما امروز نوری زاد هم منش ابوذری دارد . با صدای رسا ، اما تنها، بر علیه هر گونه ظلمی که در جامعه ما شده است . به دیدار دراویش می رود.پای کودک بهایی را می بوسد . به دیدار خانواده هر زندانی می رود.هر جا کسی تنهاست نوری زاد در کنار اوست . در انجیل است که گاهی آخری ها،اولی ها می شوند. وی را دغدغه مصلحت و راهبرد نیست.
شریعتی در توصیف ابوذر از زبان محمد گفت که تنها می آید، تنها برانگیخته می شود و تنها می میرد.
منش ابوذری منش اعتراض فردی است تا جمعی .کسی به انتخاب می رسد با هر سابقه ای و پس آن گاه زبان حق می شود . سستی های جامعه و سران جامعه و غفلت های دیگران و گاه معذوریت های دیگران را به دوش می کشد، اما بدون منت.
بر قدرت مندان فریاد می کشد. در یک کلمه مرغ حق می شود. این منش ابوذری است .در میان ملی-مذهبی ها دکتر ملکی چنین است پیر ما که از دنیا قناعت به ارث برده است و فریاد روز گار ما بر علیه ظلم است. او را دغدغه بحث راهبردی و تاکتیک نیست.او مرغ حق است.بر ظالم است و فریاد مظلوم.
اما امروز نوری زاد هم منش ابوذری دارد . با صدای رسا ، اما تنها، بر علیه هر گونه ظلمی که در جامعه ما شده است . به دیدار دراویش می رود.پای کودک بهایی را می بوسد . به دیدار خانواده هر زندانی می رود.هر جا کسی تنهاست نوری زاد در کنار اوست . در انجیل است که گاهی آخری ها،اولی ها می شوند. وی را دغدغه مصلحت و راهبرد نیست. روحیه وی چنین است.انگار می خواهد این تن را برای خلق خود،اما برای رضای خدا به آتش کشد تا صدایی باشد برای همه ظلم هایی که بر انسان های ایرانی رفته است.
به یاد دارم که دوران اصلاحات در میان اصلاحات طلبان که در تند باد لیبرالیسم غرق شده بودند، بودند کسانی که ابوذر شریعتی را با حسین الله کرم ها مقایسه می کردند.سخن من و ما این بود که این افراد از قدرت هستند و در پناه قدرت برسر آزادی و مظلوم می زنند .در حالی که ابوذر بر قدرت حاکم می زند واز حق می گوید و از منافع مردم.
در ذهن من رفتار دکتر ملکی ،ابوذری بود . امروز نوری زاد چنین می کند. شاید جامعه ایران آن سان رشد یافته است که رفتار های متفاوت در جهت آزادی را از سوی آزادی خواهان درک کند. آنچه نوری زاد می کند فقط کار اوست . اما موجی است که در آینده فراگیر می شود . اوهم مصداق منش ابوذری در جامعه ماست که مرغ حق شده است و از حق می گوید و بر قدرت فریاد می کشد و یاور همه مردمی است که برآنان ظلمی رفته است. پس باز ابوذری را در میان خود داریمکه تنهاست اما پشیمان نیست. این تنهایی قابل درک است .اما همیشه گی نیست.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.