احراز هویت «ملیت»

تلاشی نظری برای تبیین امر ملی مردم محور با محوریت اندیشه‌های عزت‌الله سحابی در پانزدهمین سالگرد درگذشت 03, 2026

🔷امین احمدی
@iranfardamag
وقتی درآمد نفت و گاز انحصارا در اختیار دولت قرار گرفت، طبعا دولت از رضایت و وثوق و اعتماد و یگانگی مردم با حاکمیت بی‌نیاز می‌شود و هر آنچه را که منافعش ایجاب می‌کند یا عقل و شعورش به وی اجازه دهد می‌کند. حال اگر این دولت منتفع از درآمد عظیم و انحصاری نفت از نعمت عقلانیت و علم بی‌بهره باشد یا اراده غلبه و قهر و حاکمیت مالکانه بر مردم داشته باشد، تردیدی نست که نه تنها موجب رشد و توسعه کشور نمی‌شود، بلکه عامل عقب‌ماندگی آن نیز می‌شود. به راستی اگر این درآمد عظیم و انحصاری در اختیار دولت کنونی ایران زمین نبود آیا دولت این‌چنین می‌توانست نسبت به تحریم‌های متعدد و انباشته غرب نسبت به ایران و انزوای ایران در جهان معاصر، مواضعی حاکی از بی‌اعتنایی و خونسردی اتخاذ کند؟!
«عزت‌الله سحابی: موانع توسعه در ایران»
۱- از «منافع ملی» ( national INterest) به عنوان «هدف اصلی و تعیـین‌کننـدة نهـایی در جریـان تصـمیم‌گیـري سیاسـت خارجی یک کشور» سخن گفته‌اند.در این تعریف این مفهوم ربط وثیق با ساختار مادی و فکری حاکمیتِ یک سرزمین( در عصر مدرن دولت-ملت‌ها) دارد و اصل «قدرت»_مبنای مکتب «واقع‌گرایی» Realism)) در حوزه نظری دانش روابط بین‌الملل_مهمترین روش و راهکار پی‌گیری منافع ملی است.
۲- منافع ملی را شامل عناصر «حفظ موجودیت، استقلال، تمامیت ارضی،امنیت نظامی و رفاه اقتصادي» نیز تعریف کرده‌اند.در این دیدگاه «‌منافع ملی در هر کشوری باتوّجه به شرایط سیاست جغرافیایی و تاریخی آن کشور منطبق بر ارزش‌های حیاتی، اصول اساسی و مورد قبول جامعه تبیین می‌شود»
و البته تعریف اصطلاحی منافع ملی وابسته به گرایش مکتبی نحله‌های گوناگون دانش روابط بین‌الملل و رویکردهای عملی دولت- ملت‌های گوناگون در جهان امروز متفاوت است «لذا پیش‌فرضها و رویکردهاي منتخب در تحلیل نظام‌هاي ملی وبین‌المللی در ارائۀ تعریف، نقشی اساسی و گاه منحصر به فرد دارد.»
چالش اصلی در هر دو تعریف این است که «ارزش های اساسی و پایداری که هر کشور در صدد تحقق آن است، چیست؟ یا چه باید باشد؟ مهم ترین مصلحتی که تمام کشورها در پی آن هستند و آن را بیشتر از هرچیز دیگر، اولویت می دهند، چیست؟» این سوالات ازتلاش برای فهم ماهیت منافع ملی صادرمی‌شود ومنبع اصلی تعیین این ماهیت : حکومت(دولت)؛ مردم و یا ترکیبی از هردو؟ و یا از اساس می‌توان تفاوتی میان خواست مردم یک جامعه و واحد سیاسی با ساختار سیاسی حاکم در دوران دولت- ملت قائل شد و یا در نهایت هر ساخت سیاسی حاکم که اداره یک جامعه را در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی بر عهده دارد تبلور گرایش‌ها،جناح‌بندی‌ها و کنش‌های درون همان جامعه است؟
اگر تضاد خواست و منافع میان جامعه و حکومت را در دولت استبدادی بپذیریم آیا در تمام «دموکراسی‌»‌های موجود که «دموکراسی نمایندگی»(REPRESENTATIVE DEMOCRACY) تعریف می‌شوند، نمایندگان منتخب مردم می‌توانند منافع اقشار و گرایش‌ها و اجتماعات گوناگون یک جامعه را در ساختار مدیریت سیاسی احراز کنند و فاصله زمانی میان انتخابات‌ها پارلمانی و ریاست جمهوری_ دو،چهار،پنج و …_ منجر به سوء استفاده مراکز و لابی‌های قدرت و ثروت در استقرار منافع خود به جای مردم نمی‌شود؟ نمونه‌ای که در ایالات متحده دیده می‌شود؛ کشوری در جنگ مداوم در عرصه بین‌الملل و در عین حال مخالفت‌های مداوم نهادها و گروه‌های مدنی با سیاستهای جنگی دولت آمریکا که از ویتنام تا تهاجم اخیر این کشور و اسرائیل به ایران دیده شده است.
این چالش‌ها و سوالات، دشواری پذیرش سنجه منافع ملی را برای ارزیابی محتوا و عملکرد سیاست خارجی یک واحد سیاسی در دنیای امروز را نشان می‌دهد و برای شفافیت و شرح دقیق‌ و کاربردی این مفهوم، دو راهکار «تعریف موسع» برای منافع ملی و، یاری گرفتن از مفاهیمی دیگر در حوزه علوم سیاسی و علوم اجتماعی که منافع ملی را برای مردم یک جامعه عینی و مشهود سازد، لازم است. این شفافیت در جهت درک بهتر جامعه‌ از وضعیتی است که به آن دچار می‌شود و می‌تواند با این سلاح به ستیز با قدرتهایی رود که با شعارهایی از جنس «ملت‌خواهی» و آرمان ملی»- اما در حقیقت فرایند گسترش «آگاهی کاذب» در اعصاب یک جامعه‌، مرز مصلحت و عدالت جمعی با آرمانخواهی ابزاری را مخدوش می‌کنند تا یک نظم سلطه استمرار و تحکیم شود.
شاید بتوان مفهوم «امر ملی» را در تکمیل و همچنین پادزهری برای سوء استفاده صاحبان قدرت از منافع ملی جعل کرد زیرا هنوز برخی از صاحبنظران حوزه سیاست این واژه را بی‌معنا می دانند(غلامرضا كاشي، ۱۴۰۲) اما در مقابل برخی امر ملی را «به عنوان بخشی از دانش سیاسی، آن چیزی است که نقش فرهنگ در تعریف و تثبیت هویت ملی در عمل روزمره سیاسی را بررسی می‌کند»(غلامی، ۱۴۰۲) و شامل شاخصه‌هایی چون «هویت ملی»، «نظام ارزشی مشخص و فراگیر در سطح وسیع مردمان یک جامعه»،« انسجام و هماهنگی اجتماعی»، «درک مردم از منافع و مصالح ملی»، «مشارکت سیاسی اقشار گوناگون یک جامعه»، «‌همکاری و تعاملات اجتماعی»، قدرت ملی برای مقابله با چالش ها و بحران ها» و « اطمینان مردم به تامین منافع ملی توسط نظام‌ حکمرانی.»
این ویژگی‌های یاد شده سیاست خارجی را از امری یک سویه و تعیین شده از بالا( نظم مسلط) در مفهوم تثبیت و تحکیم قدرت رها کرده و مردم و مشارکت و نظر مردم را در امر سیاست به عنوان یک «فرایند جمعی» – و نه حوزه‌ای برای تحقیقات آکادمیک و یا اعمال قدرت- معنا می‌بخشد.اگر قدرت تاثیرگذاری حوزه عمومی دولت- ملتی در سطوح کلان و خرد از نظر کمی و کیفی گسترده و عمیق باشد حاکمیت نمی‌تواند امر مبهمی را با شعار و شور و تشویش، به عنوان منفعت قطعی مردم در اذهان جا اندازد و یا مخالفت با آن را مخالفت با «وطن» و «ملت» تعریف کند.
در این میان «ملی‌گرایی» که شاید بتوان ترجمه عبارت«ناسیونالیسم» در زبان فارسی خواند(حداقل یکی از معانی این واژه شامل این ترجمه می‌شود) لزوما با امر ملی یکسان نیست.ملی‌گرایی یا ناسیونالیسم همیشه مستعد ارجاع به گذشته تاریخی جهت اثبات برتری نژادی و قومی و سلاحی برای قدرت حاکم جهت توجیه مطامع طبقاتی و آمال سیاسی-ایدئولوژیک خود است و همواره با ملی‌گرایی بدون توجه به مشارکت واقعی توده‌ها و مردم در تعیین سرنوشت سیاست‌های حاکم بر مقدرات آنان و تحکیم کننده استبداد روبرو بوده و هستیم.البته بی‌شک ناسیونالیسم می‌توان صور گوناگون معنا را در ظرف خود حمل کند -که «ناسیونالیسم مدنی» از سویه‌های مثبت این مفهوم است.
****************
آنچه در صحنه سیاسی- اجتماعی ایران امروز- در هیاهو و هوارهایی که از برون و درون بر جان ایران و ملت سرازیر است- بیش از هر چیز مورد پایمال اپوزیسون سرنگونی طلب وابسته به خارج و حاکمیت متصلّب داخلی است، گمگشتگی امر ملی و یا استفاده شعاری از مفهوم منافع ملی در جهت مطامع باندی شبکه‌های قدرت داخلی و خارجی است.تجاوز خارجی محکوم است اما آیا آنچه به عنوان حق مسلمی برای ایستادگی سازش ناپذیر و خط قرمزهایی که از سوی حکومت اعلام می‌شود، زاده یک «توافق ملی»(ملی در معنای برآمده از وجدان و خواست مردمی) است و یا شعارهایی زاده خواست قدرت حاکم؟ و در آنسو توجیه حملات سنگین نظامی به بهانه آزادی! از شر ظلم-که شامل تمامی امکانات و ساختارهای مادی و معنوی یک سرزمین شد- با توجه به کدام شاخصه منطقی (ا توجه به شرایط ایران و خاورمیانه) در جهت تامین منافع آینده مردمان و یک ساحت تمدنی است؟ مگر- به گفته این عبارت دقیق و جالبی که مخالفان تهاجم بیگانه نشر دادند- «جنگ منوی انتخابی دارد»!؟
گرایش‌های متضاد و برخی ۱۸۰ درجه مخالف یکدیگر( از چپ مقاومتی و ناسیونالیست‌های سکولار که در تجمعاتی که در این روزها در خیابانهای شهرهای ایران شکل می‌گیرد شرکت می‌کنند تا سلطنت‌طلبان و سرنگونی‌طلبان حامی نابودی جمهوری اسلامی به هر طریق!) با همه تفاوت‌ها و ضدیت‌های ایدئولوژیک در یک محور به یک نقطه می‌رسند یعنی جعل آرمان و نهضت! خود در معنای خواست و منافع ملی: یک مای کلی تعریف می‌شود تا تکثر موجود در جامعه‌ای حل در آن شود – بدون آنکه شرکت اکثریتی در تعیین منافع عینی خود به رسمیت شناخته شود.
قالب برای این «سیاست»، ملی‌گرایی است؛ هر چهار دسته- از جمهوری اسلامی تا سرنگونی‌طلب-از ملیت و ایرانیت سخن می‌گویند و قربانی شدن ایران به دست دشمن و به همین دلیل سرکوب منتقد وضع موجود و چگونگی تعریف چیستی نفع ملی و جامعه، تجویز می‌‌شود. چپ مقاومت‌محور، دشمنی همیشگی با «امپریالیسم آمریکا» را جزء جدایی ناپذیر سیاست خارجی ایران تبلیغ می‌کند و یاور سیاست ستیز همیشگی جمهوری اسلامی با ایلات متحده شده است، برخی افراد و جریانات ملی‌گرای سکولار ملاک را ایستادگی در مقابل بیگانه گرفته و حاضر به همکاری با هر نوع ساختار سیاسی حاکم در هنگام تجاوز خارجی هستند(می‌توان تا ضرورت دفاع نظامی دلایل کاملا مستدل برای این تجویز برشمرد اما دفاع از حاکمیت تا به کجا و چه مرزی؟) و سرنگونی طلب، براندازی جمهوری اسلامی به هر روش و با هر هزینه را عین! منافع ملی و مصلحت ایران.جمهوری اسلامی نیز که اکنون متولی ملیت!است و از قهرمانان شاهنامه تا زنان بی‌حجاب! حجت او در پی‌گیری سیاست هسته‌ای و نبرد با آمریکا و اسرائیل هستند.
تلاش برای تئوریزه کردن «امر ملی دموکراتیک»(دموکراتیک به عنوان یک صفت توصیفی و نه تعیینی -که در تعاریف بالا ذکر شد امر ملی را غیردموکراتیک تعریف نمی‌کنیم) از غرایب حوزه اندیشه، سیاست رسمی و حتی حوزه عمومی جامعه ایران است.عزت‌الله سحابی(۱۳۰۹-۱۳۹۰) از اندک فعالان حوزه سیاسی و روشنفکری ایران بود که در این راه گام برداشت.او از «کاهش تعلق خاطر ملی» می نالید(بحث‌های بنیادی ملی، ۱۳۸۳) و معتقد بود که «احساس ملی اگر به صورت ظاهری و سطحی و شکل نژادپرستانه آن از سوی دستگاه سلطنت پهلوی تبلیغ می‌شده است، برای توجیه سلطنت استبدادی و جانشینی برای احساس دینی مردم بوده، ولی دلسوزی و مسئولیت ملی را به مردم نیاموخته،بلکه آن را خاموش کرده است.پس از انقلاب هم تعلق خاطر ملی را به ملت تعلیم ندادند و به جای آن دین نشاندند ولی متاسفانه اغلب مردم تعلق خاطر دینی را نیز از دست داده‌اند.از سوی مبارزان علیه سلطنت نیز، چه در میان متولیان دین و مذهبی و چه روشنفکرانی که آرمان‌های عدالت‌طلبانه یا دیدگاه بین‌المللی و جهانی داشتند، به اندازه کافی و به طور ریشه‌ای، احساس ملی تعلیم یا ترویج نشده است»( سحابی،۱۳۸۳: ۷۲-۷۳).
اما سحابی با وجود این تشخیص تاریخی، از ایجاد یک «کل فراگیر» ملی بدون توجه به تکثر و مشارکت حقیقی مردم در سرنوشت خویش حمایت نمی‌کرد و از اساس ملی‌گرایی بدون مشارکت و پذیرش گونه‌گونی ساخت اجتماعی ایران را «غیر عقلانی» و «غیر ممکن» می‌دانست و با وجود آنکه از تقدم «هویت ملی» بر جامعه مدنی نوشت اما آنرا بستر جامعه مدنی و مردم‌سالاری می‌دانست و تاکید کرد: «رشد و توسعه کل ملت به رشد و تعالی طبقات اجتماعی یا نحله‌های فکر مختلف مثل سنت‌گرا و مدرنیست، راست و چپ، مذهبی و غیرمذهبی یا اقوام و عشیره‌های مختلف بستگی دارد…بنابراین مطابق این اصل از دانش سیستم‌ها، از آنجایی که تمام نحله‌های یاد شده، حتی متعصبین قشری، یا حتی ضدانقلاب و سلطنت‌طلبان، یا آنهایی که چشم به قدرت‌های خارجی دوخته‌اند، به نسبتی در جامعه ایران حضور دارند، نابودی یا به دریا ریختن هیچ‌یک از آنها نه معقول است و نه مقدور و نه به حق و انسانی.حذف هیچ‌یک از این جریان‌ها مطلوب یک تفکر عقلانی نمی‌باشد»(سحابی،۱۳۸۳: ۹۲- ۹۳).سحابی، «ایران» را «محور اشتراک و وحدت همه اقشار و نحله‌ها و مناطق و گرایش‌های ایرانی» توصیه می‌کرد زیرا «حتی اسلام؛ از آنجا که میان مسلمانان نیز تعاریف و قرائت‌های گوناگون وجود دارد، که گاه بین همان فاصله و جدایی و خصومت بیش از میان مسلمانان و غیرمسلمانان‌هاست!…چگونه می‌توانیم به وحدت حلول اسلام،در این مقطع زمانی که برخی از اسلام، و در واقع از قرائت حکومتی و حاکمانه انحصار‌طلبانه اسلام دل پردرد دارند، دعوت نماییم؟!»(سحابی،۱۳۸۳: ۱۱۲-۱۱۳) اما اصول میثاق بنیادی ملی را بر شش محور«۱- استقلال و تمامیت ارضی ایران ۲- مشارکت ۳- آزادی‌های دموکراتیک(اندیشه و بیان) ۴- عدالت و اطمینان ۵- توسعه(پشتوانه استقلال و آزادی) ۶- تقدم مصالح ملی بر منافع و مصالح شخصی و گروهی»(همان: ۱۳۴) استوار و تعریف می‌کرد.
به جز محور اول، در عمل، در هیچکدام از مدعیان ملیت در این روزهای صحنه سیاسی- اجتماعی ایران هیچ نشانی برای محوریت قرارگرفتن و حداقل، تلاش برای یادآوری این آرمانها دیده نمی‌شود.شاید بهانه تهاجم خارجی، ضرورت حفظ استقلال و تمامیت ارضی را مقدم بر همه امور مشروع نماید اما چالش بر سر دو نکته است: این مدعیان در گذشته نیز- حاکمیت، چپ‌‌های مقاومت محور و سرنگونی‌طلبان راست‌گرای افراطی- کوشش‌های نظری و عملی برای ترویج و گسترش مشارکت، حق آزادی و عدالت برای همه مردمان از خود نشان نداده‌اند و نیز تعریف شعارهایی مورد پسند گروه، باند،حزب، گرایش عقیدتی- سیاسی و هیات حاکمه به عنوان آرمان‌هایی جاودان ملی_که تخطی‌ناپذیر است و مذاکره و یا به کنارنهادن آنان(همچون غنی‌سازی اورانیوم و یا بازگشت کنترل تنگه هرمز به وضعیت قبل از جنگ چهل روزه) مخالف حیثیت و حتی منافع ملی_نشان از تحمیل و استفاده ابزاری از احساس ملی برای جعل منافع ملی در تعریف منافع یک گرایش محدود سیاسی است.
«احراز هویت ملیت» (با الهام از معنی این واژه که باز‌تعریف و تایید مجدد هویت یک فرد است) در ایران امروز جز با تشخص یافتن دوباره مردم – با همه تکثر و گونه‌گونی موجود- در عرصه عمومی ممکن نیست.تلاش‌های نظری عزت سحابی برخلاف تئوری‌های قدرت‌محور و ضدتکثر ستیز «ایرانشهری» جواد طباطبایی و ناسیونالیسم شیعی- ایرانی جمهوری اسلامی، می‌تواند نکته اتکایی برای شروع یک حرکت ملی نظری- عملی در میان نخبگان سیاسی و فرهنگی و بخش‌های خواهان اصلاح در حاکمیت باشد.اگر گفته شده است «قانون برای مردم است و نه مردم برای قانون» به الهام از آن تاکید باید کرد که «آرمانها برای مردم است و نه مردم برای آرمانها»- حتی اگر شعارها رَدای «تقدس ملت » بر تن کند.
اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۵
—————
منابع:
• «بحث‌های بنیادین ملی»، مجله چشم‌انداز ایران، ویژه نامه بهار ۱۳۸۳ در کتاب سحابی، عزت‌الله(۱۴۰۱). ایران آزادی و دموکراسی. به اهتمام امیر طیرانی. بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه.چاپ اول.(نگارش بحث‌های بنیادین ملی در سه جزوه به اواخر دهه ۶۰ شمسی باز می‌گردد. این مباحث در سال ۱۳۸۲ توسط مهندس سحابی تکمیل و در به صورت فعلی در مجله چشم‌انداز ایران منتشر شد.سحابی از اواسط دهه ۶۰ به بازتعریف امر ملی رسیده بود). • غلامِی، رضا(۱۴۰۲). سلسله گفت‌وگوهاي انتقادي در باب علوم انساني «ارغنون خرد» با حضور محمد جواد كاشي و حجت‌الاسلام رضا غلامي‌ با عنوان «امر ملي در علوم سياسي». ر.ک به سایت:
https://r-gholami.ir/
• کاشی، محمد‌جواد(۱۴۰۲). سلسله گفت‌وگوهاي انتقادي در باب علوم انساني «ارغنون خرد» با حضور محمد جواد كاشي و حجت‌الاسلام رضا غلامي‌ با عنوان «امر ملي در علوم سياسي». روزنامه اعتماد، شماره ۵۴۶۶- دوشنبه ۴ ارديبهشت ۱۴۰۲.
• «موانع توسعه در ایران»، مصاحبه عزت‌الله سحابی با مجله چشم‌انداز ایران، شماره ۵۹، دی و بهمن ۱۳۸۸ در کتاب سحابی، عزت‌الله(۱۴۰۴). گذار از توسعه نیافتگی. به اهتمام امیر طیرانی. بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه.چاپ اول.همچنین در این گفتار از مقاله «ضرورتها و بایسته‌هاي منافع ملی در نظام جمهوري اسلامی ایران» نوشته «خسرو قبادی» منتشره در فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع)، شماره ۲۶ تابستان ۱۳۸۴ استفاده شده است.
#ایران_فردا
#امین_احمدی #احراز_هویت_ملیت
#عزت‌الله_سحابی# پانزدهمین_یادمان

مطالب مرتبط

نصراله نجات بخش

پرسش اصلی این نوشتار آن است که چرا نیروهایی که خود را حامل آزادی و عدالت میدانستند، در بزنگاه های تاریخی نتوانستند بهبدیلی پایدار در برابر استبداد بدل شوند؟ از تجربه مشروطه و جبهه ملی تا انقالب ۱۳۵۷ و تشکل های نوبنیاد خارج از کشور، یک مسئله همچنان پابرجاست: فاصله میان آرمانهای اعالم شده و رفتار واقعی احزاب. این کتاب کوششی است برای آسیب شناسی همین فاصله؛ فاصله ای میان مرامنامه و عمل، میان آزادیخواهی و انحصارطلبی، میان نقد استبداد و بازتولید شیوه های اقتدارگرایانه در درون گروه های سیاسی.

دکتر مولای احمد صابر نویسنده مراکشی:مترجم علی سرداری

این روند ایدئولوژیک، به تحریف «نمادهای فرهنگی» ملی و به حاشیه‌راندن پوشش‌های سنتی متناسب با محیط‌های گوناگون ـ مانند پوشش‌های روستایی و واحه‌ای ـ انجامیده و آنها را قربانی یک «لباس استاندارد» فراملی کرده است که در خدمت هویت سازمانی قرار دارد. بدین ترتیب، حیا از یک «فضیلت درونی» و بخشی از آداب اجتماعی، به «ابزار طرد» سیاسی تبدیل شده و نماد را از زیبایی و خودانگیختگی‌اش تهی کرده است. رهایی روسری از این قید ایدئولوژیک و بازگرداندن آن به فضای فرهنگی و زیبایی‌شناختی‌اش، نقطه آغاز بهبود جامعه و بازگشت به وضعیت طبیعی آن است؛ وضعیتی که در آن دین رابطه‌ای والا میان فرد و خداست و حیا و عفت واقعی در هماهنگی با رودخانه‌ها و نور خورشید معنا می‌یابد، نه در چارچوب «وسواس بصری» ایدئولوژی‌ای که خودانگیختگی اجتماعی را به نبردهای سیاسی بر سر یک تکه پارچه تقلیل داده و وسعت دین را به نفع تنگنای فضاهای محصور مصادره کرده است.

توأم الشواورة:مترجم علی سرداری

در همین زمینه، ترامپ هفته گذشته در جلسه کابینه گفت: «ما پولی را که آنها ادعا می‌کنند مال خودشان است، کنترل می‌کنیم. ما کنترل آن پول را حفظ خواهیم کرد. و وقتی آنها درست رفتار کنند، وقتی کار درست را انجام دهند، به آنها اجازه می‌دهیم پولشان را داشته باشند. اما در حال حاضر، ما این کار را نخواهیم کرد.»