آیا مصر به دموکراسی خواهد رسید؟

فریادی از روی نا امیدی؛ بی‌برنامگی انقلاب

به دنبال بحث قبلی در باره «بهار عربی به کجا خواهد رسید؟» در اینجا راجع به مصر به بحث می پردازم واوضاع سیاسی آن کشور را به اجمال مورد کنکاش قرار می دهم.

اما منظور از نقد بهار عربی چه در آن نوشتار و چه در اینجا پیش گویی یا نشان دادن فقط ضعفهای آن و یا تبلیغ ناامیدی نسبت به  این حرکت نیست بلکه هدف از این بررسی ها دادن چشم انداز وسیع تر و دیدن جاهای خالی و نا توانی های آنان است. تا بدین وسیله بتوانیم  یک تجربه در فهم و نگاه به دیگر کشورها را در نظر بگیریم و از دیدن یک مورد مثبت ذوق زده نشویم بلکه با نگاه همه جانبه بر اساس منابع و داده های دقیق آن جامعه ها را ارزیابی کنیم.

البته من بعنوان یک نظاره گر بیرونی و با این نگاه مسا ئل مصررا مورد کنکاش قرار میدهم؛ مصری که در آن  بعد از سر نگونی مبارک فضای باز سیاسی بوجود آمده و در حال حاضر دستگیری و زندان و شکنجه وجود ندارد.

در نگاه به مصر باید 3 موضوع را در نظر داشت:

1 -مصر گذشته

2 -مصر حال

3 -مصر آینده

مصر در گذشته

مصر قدیم  اولین کشوری بود که از عثمانی مستقل شد.

مصر میان کشورهای منطقه اولین کشوری است که پاد شاهی را برمی چیند.

مصر در مبارزه با استعمار و اسرائیل پیشگام بود.

مصر در تاسیس غیر متعهدها سهیم و همراه بود.

روشنفکران مصر سالیان سال گل سر سبد کشورهای عربی و جهان اسلام بودند.

الازهر در جهان اسلام از جایگاه مهمی بر خوردار بوده است.

مصر حال

مصر  4 جنگ با اسرائیل داشت . آخرین آن جنگ اکتبر بود. در این جنگ مصر ضربه سختی به اسرائیل زد. اما خودش هم از پا در آمد و عملا سادات تسلیم شد و در ادامه مبارک 30 سال بر مصر حکومت کرد و آن کشوراز درون تهی شد.

مصر در حال حاضر یک کشور فقیر با اقصادی بیمار است. از نظر نظامی وابسته است وروشنفکران مصر دیگر در جامعه حضور ندارند.

الازهر از نظر مالی به عربستان نگاه میکند.

توریسم برای آن کشور نقش حیاتی دارد، بویژه توریستهایی که از غرب میایند.

مصر بعد از بهار عربی

در گذسته یک فرد بر آن کشور حکومت می راند ولی اکنون 5 جریان عمده در مصر مطرح هستند:

1-اخوان

2-حزب نور

3-جبهه نجات

4 -ارتش

5 -الازهر

در مصر کنونی یک حزب به تنهایی این توان را ندارد که حکومت را در دست بگیرد و آن را اداره نماید. از طرف دیگر در این کشور عربی مثل بقیه کشورهای دیگر عربی خطوط سیاسی جدید مانند لیبرایسم و… به بن بست رسیده است.

 از سوی دیگر در این کشورها سالیان سال روی اجرای شریعت به مثابه نجات دهنده تاکید گردیده و تبلیغ شده است. این موضوع حد اقل در بخش مهمی از جامعه پذیرفته شده است.

توجه به این نکته ضروری است که سید قطب ازاعضای اخوان بود و او با نوشتن کتاب «معالم طریق» در ترویج اسلام سیاسی با نگاه شریعت اسلامی کوشید. همین کتاب باعث گردید بسیاری توسط او و کتابهایش به سمت جهاد روی بیاورند.

اما از جانب دیگر این نگاه این توان را ندارد تا از خودش برنامه ای ارائه دهد که در بر گیرنده خواست های جامعه امروز مصر باشد و آن را از بحرا ن خارج نماید.

یک مسئله بسیار مهم در باره جامعه کنونی مصر این است که این نوع  دلبستگی و نگاه به شریعت به آسانی کناره گیری نخواهد کرد .

در ضمن در این کشورها در کل یک قرائت از دین وجود دارد نه بیشتر و آن هم دین به مثابه شریعت می باشد.

ار سوی دیگر نگرش نو اندیشانه به دین در جامعه مصر مطرح نیست و چنین نگاهی  وجود عینی ندارد.

در این کشورها به خاطر حاکمیت استبداد واحساس نیاز نکردن از سوی جامعه، حقوق شهروندی و جامعه مدنی و اصول دمکراسی به عنوان یک شیوه و منش جا نیفتاده و روی آن کار نشده است و هنوز به عنوان منبع اولیه استناد و ارجاع به حساب نمی آ ید.

به گفته یک نویسنده سودانی تنها منبعی که در این کشور مطرح است فقط گذشته است  یعنی آن ها فقط روی گذشته تاکید دارند و آن را به عنوان منبع اصلی استناد و ارجاع و هویت می شناسند.

 بهار عربی در مصر  از طرف جوانان آن کشور آغاز شد که منجر به سقوط رژیم گردید. اما در ادامه افراد و جریاناتی به صحنه آمدند که در آن حرکت اعتراضی نقشی نداشتند . با آمدن این ها جوانان بعد از سقوط رژیم مستبد از صحنه خارج شدند.

دو نیروی فعال در دوره جدید مصر

در دوره جدید دو جریان به میدان آمدند:

دسته اول حزب اخوان المسلمین وسلفی ها

دسته دوم دیپلمات هایی مثل محمد برادعی ، عمر موسی واحزاب چپ و لیبرال وناصریست ها.

به طور طبیعی این احزاب وافراد هیچ کدام در حرکت اعتراضی مصر علیه رژیم مبارک حضور نداشتند و نه از خود برنامه ای ارائه دادند. این ادعا در انتخابات ریاست جمهوری خود را به اثبات رساند و بعد از دو سال از سقوط دیکتاتور باز اینان از خود چیزی ارائه ندادند.

اکنون پس از دو سال بعد رفتن مبارک ده ها نویسنده عرب دارند در مورد نبودن برنامه در میان جنبش اعتراضی به تحلیل  می پردازند.

اخوان بعد از 60 سال فراز و نشیب به قدرت ر سید. این ها در آغاز تاسیس خویش بر اساس اسلام سیاسی واجرای شریعت شکل می گیرند و با این نگاه به راه خود ادامه می دهند و با ناصر در گیر می شوند و در مصر تحت فشار قرار می گیرند. اخوانی ها  در این 6 دهه از خود نشانه ای نمی دهند که گویا ی  تغییری در نگاه شان باشد. در همین رابطه الیا خوری میگوید اینها می خواهند از تاریخ انتقام بگیرند و به قبل از ناصر باز گردند.

در روزهایی که کنفرانس اسلامی در مصر بر قرار بود، رهبر اخوان نامه ای به سران کشور ها داد و عنوان کرد که به قول حسن بنا فکر چند حزبی را کنار بگذارند. این مسئله گویای تفکر اخوان میباشد. اخوان ا ز گذشته همین عقیده را دارد. این را در 6 دهه نشان داده است. این نگاه به راحتی از این مرحله عبور نخواهد کرد. البته  امیدواریم  چنین ظرفیتی در آنها به وجود بیاید. هر چند من تغییر داخلی اخوان را منکر نیستم. آن ها  تا به حال سعی کرده اند در چهارچوب فضای باز حرکت کنند .البته به استناد به قول فاخوری بعد ار 2 سال هنوز این ها از خود بر نامه ای عرضه نکرده اند. به نظر می رسد که این ها ازخط سابق خود آن چنان فاصله ای نگرفته اند .

گروهای مخالف اخوان نیزجز روی انتخابات آزاد حرف دیگری تا به حال مطرح نکرده اند. در ضمن این پرسش را می توان با جرات عنوان کرد که در کشوری مثل مصر مشکلات کلان با این نظرات محدود حل شدنی نمی باشد. از سوی دیگربا دیدگاه های لیبرالی تنها تکیه بر انتخابات آزاد کافی برای حل مشکلات  این کشورنیست.

با توجه به مجموعه این نکات می توان گفت آینده مصرروشن به نظر نمی رسد. مصر نیاز به گذشت و فداکاری، سعه صدر و نماندن در چهار چوب بسته و تنگ نظرانه گذشته دارد . لازم است تا از این سدها گذشت در غیر این صورت دور باطل خواهد چرخید ومصر در جا خواهد زد.

در باره مصر بعد از مبارک نویسندگان عرب بعد از 2 سال به حرف آمده و وشروع به نوشتن کرده اند و یکی پس از دیگری دارند از دشواری ها می گویند مثل اليا خوري (در القدس العربی 2013-02-11)

الیا خوری نویسنده لبنانی در مقاله خود به نام مصر وتونس وسوریه در درگیری طولانی می گوید این بهار عربی رهبری و برنامه نداشت بلکه این جنبش فریاد ی ازروی نا امیدی بود. ویا یک نویسنده سودانی می گوید مفاهیم عصر جدید در مصر آموزش داده نشده است.

عناية جابر نویسنده تونسی می گوید آغاز بهار عربی از تونس و دو باره بازگشت پرسش از تونس است که پس از ترور شکری بلعید نشان داد نیروهای اخوان از بر قراری امنیت در این کشور عاجزند؛ با این که آن ها از طریق انتخاباتی دموکراتیک رای آورده اند.(القدس العربی2013-02-14)

سایت ملی- مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری

واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلال‌های عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلال‌های اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل می‌دهند، علیرغم تنوع جریان‌ها و سازمان‌های مختلف آن، استفاده می‌کند. از جمله مهمترین استدلال‌هایی که او به آنها می‌پردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهم‌ترین مسئله در اندیشه اسلام‌گرایان می‌پردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار می‌دهد.

مصطفی یوسف، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری.

این گروه از طریق نفوذ مالی خود می‌تواند بر روند نقدینگی جهانی، هزینه‌های استقراض و جریان سرمایه تأثیر بگذارد. یک تصمیم هماهنگ برای افزایش نرخ بهره دیگر یک موضوع صرفاً داخلی در واشنگتن، فرانکفورت یا لندن نیست؛ بلکه به سرعت به یک زلزله مالی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تبدیل می‌شود.

دکتر بسام روبین:مترجم علی سرداری

پایان دادن به جنگ و ایجاد شرایط برای توافقات سیاسی عادلانه، به امنیت و ثبات کل منطقه خدمت می‌کند و مردم آن را از ویرانی و رنج بیشتر نجات می‌دهد. امید است که این مرحله، گامی مقدماتی برای ایجاد نظامی جامع‌تر و هماهنگ‌تر مبتنی بر گفتگو، احترام به حاکمیت کشورها و اولویت دادن به منافع مشترک بر منافع متضاد باشد.

مطالب پربازدید

مقاله

♦️شصت وششمین سالروز تولید سعید مدنی در شرایطی برگزار شد که تاکنون ۹ سال از زندگانی این فعال سیاسی ملی و مذهبی در پشت میله های زندان سپری شده است.