سوریه به کجا می‌رود؟

مخالفان حکومت سوریه در حال حاضر هیچ اختیاری از خود ندارند، چون از جای دیگری مورد حمایت هستند و تصمیم گیری ها در جای دیگری صورت می گیرد. مخالفین از گروه‌های متعددی تشکیل شده‌اند. هیچ یک دیگری را قبول ندارد و هر کدام به تنهایی عمل می‌کنند.

 

اظهار نظر در مورد سوریه بسیار مشکل است چون نیازمند کار میدانی می‌باشد ولازم است با آرامی، حوصله، دقت و  واقع بینی به سوریه و اطراف آن نگریست تا امکان تحلیل اتفاقاتی که در آن رخ می‌دهد فراهم گردد.

حکومت سوریه از طریق کودتا قدرت را به دست گرفت. در سوریه علوی‌ها، آسوری‌ها، دروزی‌ها و عربهای سنی زندگی می‌کنند. حافظ اسد که از قوم علوی بود با تاسیس حزب بعث، تمامی قدرت را به دست گرفت و اکثریت سنی را به حاشیه راند و با شدت هر نوع مخالفتی را سرکوب کرد و در مقابل اسرائیل نیز ایستاد. بدین ترتیب تا چند سال سوریه پایگاه گروه‌های مخالف اسرائیل شد که در آن جا حضور داشتند.

بعد از مرگ حافظ اسد، پسر وی بشار قدرت را در دست گرفت و به همان سبک پدر راه خود یعنی حکومت فردی واستبدادی را ادامه داد و نخواست هیچ روزنه‌ای را به سوی مردم باز کند.

از سوی دیگر غرب نیز فشار را روی حکومت سوریه با برنامه و به تدریج و با حوصله و با کمترین هزینه آغاز کرد. از طرفی مردم این کشور نیز خواست‌هایی دیرینه داشتند که از جانب رژیم هچ پاسخ مثبتی به آن داده نشد بود تا این که شورش‌هایی از داخل کشور جرقه زد و ناآرامی‌ها گسترش یافت و به خشونت کشیده شد. رژیم سوریه برای سرکوب این اعتراضات از هیچ جنایتی کوتاهی نکرد و به هیچ راه حل دیگری هم نیندیشید. تنها راه حل مورد قبول برایش سرکوب بود که این روش جواب نداد.

مخالفین رژیم نیز در خارج متشکل شدند. آنها در مرحله اول عمدتا از لائیک‌ها بودند و در ادامه فعالیت مخالفین، اسلام‌گراها رهبری را به دست گرفتند.آنها هم به طبل خشونت کوبیدند و از هر جا و از هر کسی کمک خواستند. به همین خاطر پای خیلی از کشورهای بیگانه به سوی مخالفین سوریه باز شد و جهادی‌ها نیز از اقصا نقاط جهان وارد آن کشور شدند.

مخالفین هم مانند حاکمان سوریه فقط خشونت را آن هم با کمک بیگانه به کار گرفتند و تمامی راه‌های دیگر را در برخورد با رژیم کنار نهادند. آنها که فقط یک راه، آن هم خشونت را پیشه خود کردند نه به آینده مملکت فکر می‌کردند، نه به حال مردم و حتی به آوارگی آنها هم هیچ توجهی نداشتند.

 مخالفان حکومت سوریه در حال حاضر هیچ اختیاری از خود ندارند، چون از جای دیگری مورد حمایت هستند و تصمیم گیری ها در جای دیگری صورت می گیرد. مخالفین از گروه‌های متعددی تشکیل شده‌اند. هیچ یک دیگری را قبول ندارد. به عبارت دیگر هم دیگر را قبول ندارند و هر کدام به تنهایی عمل می‌کنند.

در حال حاضر رژیم سوریه گفتگو را پذیرفته است ولی آیا مخالفین خود به اراده خود با آن برخورد می‌کنند یا نه؟

کرم یوسف در مقاله‌ای در القدس العربی 2013-02-27 می‌گوید مخالفین توان تشکیل حکومت را ندارند چون گوناگون هستند.

در در گیری‌های سوریه 900 هزار سوری آواره شده اند، 70هزار کشته و انسانهای بسیاری هم معلول شده اند.

نوری مالکی نخست وزیر عراق گفت اگر مخالفین در سوریه پیروز شوند جنگ فرقه‌ای لبنان و اردن وعراق را در بر خواهد گرفت.

اگر چنین اتفاقی رخ دهد چه مدت طول خواهد کشید و بر منطقه چه خواهد گذشت؟ بیگانگان و سلفی‌ها و مردم سوریه چه خواهند کرد؟  پاسخ تمامی این سوالها در ابهام قرار دارد.

عبد الباري عطوان بعد ازاین که چند بمب در دمشق منفجر شد گفت سوریه فرو ریخت ولی در صورت پیروزی آنها این بار چندین کشور فرو خواهند ریخت. و به قول جواد البصري باز در القدس العربی 2013-02-21 بهار عربی استبداد را دوباره باز تولید می‌کند. به قول او در این مقاله از این بهار عربی فقط  قوم گرایی وجنگ داخلی برای عرب‌ها باقی ماند.

ترکیه در زمان حمله به عراق بی‌طرفی خود را حفظ کرد ولی در مسئله سوریه این بی طرفی را رعایت نکرد. این کشور با دخالت در سوریه همان کاری را کرد که در 1980 ضیاءالحق بعد از کودتا علیه سوسیال دموکرات‌ها در پاکستان انجام داد.

در آن دوره درهای پاکستان برای آمریکا باز بود و آمریکا در آنجا حضور داشت . دروازه‌های خود‌ را برای افغانها و به سوی غرب و عربستان وسلفی‌ها ویا جهادی‌ها باز کرد و اجازه داد مدارس دینی ساخته شود تا زمینه مبارزه با شوروی سابق انجام گیرد. در این میان پاکستان می‌خواست از خلا به وجود آمده در افغا نستان بهره‌برداری کند.

ولی نتیجه آن همه تکاپو که 40 سال از آن گذشته و حتی پس از رفتن شوروی از آنجا چه شد؟

پس از آن که شوروی شکست خورد و رفت، در مرحله اول افغانستان گرفتار جنگ داخلی شد و بعد هم جهادی‌ها با آن سه صفت یاد شده در قبل به قدرت دست یافتند.

در موقعیت کنونی ترکیه جای پاکستان و سوریه جای افغانستان را پر کرده وعربستان و قطر همان کار پیشین را انجام می‌دهند. قطر پول و عربستان علاوه بر پول، عقیده و تفکر وهابیت را در اختیار آنها می‌گذارد.

یادآوری این نکته لازم است که ترکیه هم مثل پاکستان بهای سنگینی را در آینده پرداخت خواهد کرد. برای این که غرب به آینده ترکیه کاری ندارد همان طوری که با پاکستان کاری ندارد. غرب فقط به نیاز خود می اندیشد. با ورود این همه نیروهای گوناگون به ترکیه، از دولت‌ها تا سازمان‌های اطلاعاتی و جهادی‌ها همه در آن کشور جا باز خواهند نمود به طوری که پاک کردن اثر آنها آسان نخواهد بود، همان طور که پاکستان نتوانست ورود آن نیروها را پاک کند و…

در این میان ایران بی‌آنکه توازن قوا و تغییر وتحول در منطقه را در نظر گرفته باشد، چندین سال سرمایه گذاری قابل توجه در سوریه انجام داده و به عاقبت آن نیز فکر نکرده است. اکنون غرب و کشورهای عربی به آسانی تمامی سرمایه گذاری ایران را از دستش خارج می‌کنند. آنها آرام آرام دارند پیش می روند اما ایران در عمل یک بازنده است.

اما غرب در این درگیری دو موضوع را مد نظر دارد. یک درهم کوبیده شدن سوریه و ارتش آن و دیگری نابودی زیر ساختهای آن کشورو حاکم شدن هرج و مرج بر منطقه.  در چنین وضیعتی، آنها هر برنامه ای را میتوانند پیش ببرند. در این میان مردم سوریه هستند که کشته و آواره میشوند و در آینده نزدیک این مسئله قابل حل نیست.

سلفی‌ها و یا جهادی‌ها چه کسانی هستند؟

اینها همان‌هایی هستند که در پاکستان و افغانستان و با عنوان مجاهدین حضور یافته به جهاد پرداختند اما بعد از رفتن شوروی از طرف آمریکا و غرب به عنوان دشمن وتروریسم شناخته شدند و برای پیدا کردن زنده و یامرده آنها جایزه تعیین شد. حالا همانها برای جهاد وارد سوریه میشوند و همه گونه امکانات در اختیار آنها قرار می‌گیرد.

آنها آدم‌های بی‌رحم  و ویران‌گری هستند که  یک قرائت ویژه از دین دارند. نوع نگاه آنها به دین، اساس تمامی اهداف و عملیات آنها را شکل می‌دهد. در ضمن اکثر سازمان‌های جاسوسی در میان آنها نفوذی دارند. سلفی‌ها در کشورهای عربی اسلامی و اروپایی به طورگسترده حضور دارند و نوع نگاه خود به اسلام را هویت خود می‌دانند ونه تنها هویت‌های دیگر را تحمل نمی‌کنند بلکه با آن سر ستیز دارند. آنها فقط برای خراب کردن آمادگی دارند. اما سلفی گری مانند دوره چه گوارا «مد» شده است. مثلا پوشیدن لباس‌های نظامی، چسباندن کلمه های لا اله الا الله و محمد رسول‌الله بر پیشانی خویش و گذاشتن ریش و انداختن چفیه عربی و…

درگیر شدن جهادی‌ها و اجرای سیاست‌های تعیین شده از جانب غرب توسط آنها هم معلوم نیست تا چه زمانی به طول انجامد. این موضوع بستگی به برنامه‌ها و پروژه‌های غرب دارد. کنفرانس برگزار شده در روم در تاریخ 27.2.2013 عنوان دوستان سوریه را با خود به همراه داشت، اما  القدس العربی درباره عنوان آن کنفرانس نوشت دوستان سوریه یا دوستان اسرا ئیل؟

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری

واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلال‌های عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلال‌های اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل می‌دهند، علیرغم تنوع جریان‌ها و سازمان‌های مختلف آن، استفاده می‌کند. از جمله مهمترین استدلال‌هایی که او به آنها می‌پردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهم‌ترین مسئله در اندیشه اسلام‌گرایان می‌پردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار می‌دهد.

مصطفی یوسف، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری.

این گروه از طریق نفوذ مالی خود می‌تواند بر روند نقدینگی جهانی، هزینه‌های استقراض و جریان سرمایه تأثیر بگذارد. یک تصمیم هماهنگ برای افزایش نرخ بهره دیگر یک موضوع صرفاً داخلی در واشنگتن، فرانکفورت یا لندن نیست؛ بلکه به سرعت به یک زلزله مالی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تبدیل می‌شود.

دکتر بسام روبین:مترجم علی سرداری

پایان دادن به جنگ و ایجاد شرایط برای توافقات سیاسی عادلانه، به امنیت و ثبات کل منطقه خدمت می‌کند و مردم آن را از ویرانی و رنج بیشتر نجات می‌دهد. امید است که این مرحله، گامی مقدماتی برای ایجاد نظامی جامع‌تر و هماهنگ‌تر مبتنی بر گفتگو، احترام به حاکمیت کشورها و اولویت دادن به منافع مشترک بر منافع متضاد باشد.

مطالب پربازدید

مقاله

♦️شصت وششمین سالروز تولید سعید مدنی در شرایطی برگزار شد که تاکنون ۹ سال از زندگانی این فعال سیاسی ملی و مذهبی در پشت میله های زندان سپری شده است.