محمد عایش

سلفیسم دربحران

محمد عایش دراین مقاله شکل گیری وفعالیت وبه بحران رسیدن سلفیگری و پایان آن راهمراه با عربستان سعودی وآمریکا دیده وبه نقد آن پرداخته است ولی به یک موضوع بسیار مهم نپرداخته است آن اینکه در گذشته عربستان سعودی همراه با دولتهای استعماری همچون انگلیس وپس از آن آمریکا واکنون با اسرائیل دارد کار می‌کند۰از سوی دیگر یاد آوری این موضوع ضروری به نظر می‌رسد که اکنون عربستان از سلفیگری به اهل رسانه روی آورده است یعنی به جای تروریستهایی همچون القاعده ،طالبان،محمد جولانی و جیش عدل وبه سمت اهل رسانه به زبان فارسی روی آورده و این بار پس از هفتاد سال تاکید بر روی سلفیگری اکنون به کراواتی ها ی شیک و… روی این‌ها سرمایه گذاری نموده است، مانند ایران انترنشنال ،العربیه بخش فارسی واین به معنای آن است که هفتاد سال با سلفیگری همراه بود روی این‌ها سرمایه گذاری نمود ولی اکنون آن خط مشی کار آیی گذشته را ندارد حالا به سمت اهل رسانه چرخیده است یعنی در آن زمان سیاستهایش را با آن‌ها پیش می‌برد حالاا میخواهد با کرواتی های شیک آن روند را این‌گونه ادامه دهد۰

محمد عایش در سال 1979 در امان پایتخت اردن متولد شد ، وی در سال 2001 لیسانس علوم سیاسی را از دانشگاه موته دریافت کرد ، از سال 2000 به روزنامه‌نگاری پرداخت و از سال 1998 شروع به نوشتن مقالات کرداو ده ها دوره روزنامه نگاری را در چندین کشور گذراند.او عضو اتحادیه روزنامه نگاران و نویسندگان فلسطین و عضو اتحادیه روزنامه نگاران در انگلیس می باشد.ایشان مقاله اکنون جریان سلفی در بحران قرارگرفته است را تهیه کرده و آقای علی سرداری آن را به فارسی برگردانده است.

متن:

سلفیسم دربحران

جریان دینی سلفی با بزرگترین بحران تاریخ خویش مواجه گردیده است

بحران جریان سلفی به این دلیل است که عربستان نیز با بزرگترین بحران روبرو می باشد،عربستان از این جریان در طول دهه های گذشته حمایت و مراقبت کرده ، به ویژه به لطف پول هایی که در آن دهه ها گسترش یافت ،وآن پولها را به شیوخ سلفی داده شد آنهم به صورت رایگان تا آنها کتاب بنویسند ،وآنها را به زبانهای گوناگون چاپ و توزیع نمایند و خود را وقف کارهای تبلیغی کنند.

جریان سلفی” به شکل کنونی از اواخر قرن هجدهم ، با ظهورو فراخوان شیخ محمد بن عبدالوهاب در نجد آغاز گشت ، که او متحد اقتدار تأسیس دولت سعودی بود، از جانب دیگراین روند منجر به حمایت سیاسی و مالی لازم را برای گسترش آن پرداخت ،در اینجا بودکه شاهد چندین چرخش تاریخی در آن برهه از جمله رونق نفت بوددر نتیجه کمک مالی عظیمی به دست شیوخ این جریان دینی رسید و منجر به ظهور سلفی گرایی در جامعه” آن روز شد که مبتنی بر ایده اطاعت از حاکم” به صورت مطلق آن بود گردید.

در طول دهه های گذشته ، بسیاری از رژیم های عربی روی سلفیگری” سرمایه گذاری کردند تا این جریان راجایگزینی مناسب برای اسلام سیاسی نمایند در ضمن اسلام سیاسی خواستار مشارکت ، اصلاحات و دموکراسی بودند وهمچنین آن‌ها خواستار ارتقا آزادی های عمومی را پی گیری می کردنددر واقع ، برخی از جریان های اسلام سیاسی با رد تقسیمات سایکسپیکو و خواستار بررسی ” یک ملت را در نظر داشتند” و درجهت ایجاد یک کشور واحد که اعراب و مسلمانان را دور هم جمع کند تمرکز کرده بودند ، همانطور که حزب التحریر معتقد است برای نجات یک ملت لازم است دولت خلافت تاسیس گردد، و باید مرزها برداشته شود و محدودیت های مردم برطرف گردداز سوی دیگر برخی از رژیمهای عربی سلفیگری وهابی” را در جامعه” نیرویی یافتند که می توانستند با آنها در برابر جریانهای دیگر قرار بگیرند.به همین خاطر به آنها روزهای جمعه منبرهای مساجد را در دسترس آنها قرارداند و مرزها به روی کتابها، و جزوه های آنها بازگردید ، و آثار آنها با میلیون ها دلار به چاپ می رسید و به همه زبانها ترجمه و توزیع می شد این کتابها بر اساس عقاید جدلی ،که از جمله مسائلی از قضایا ی فقهی که صدها سال طول بکشد هیچ مسأله ای راحل نخواهد کرد و یا در مورد موضوعهای اعتقادی بی نهایت کوچک مانندحرکت دادن انگشت در نماز ، کار روی شکل لباس ،و حکم درباره آهنگ ها و موسیقی ، قضاوت در مورد شطرنج ، عذاب قبر ، دجال یک چشم، تا آخر.

جریان سلفی” که شعار رویگردانی از سیاست و ضرورت اطاعت از حاکم هر کسی که باشد باور دارد ،از جانب دیگر طی دهه ها و سال های گذشته این نوع سیاست مورد استفاده قرار گرفته و به زشت ترین شکل مورد بهره بر داری می گیرد، ازجمله اختصاص برخی از کشورهای عربی در دادن تریبون ها، به مبلغان خود برای مشغول کردن افکارعمومی مردم با موضوعات همچون عذاب قبر، دجال یک چشم و چگونگی حرکت انگشت در نماز،این سبک برخورد منجر به استفاده ازآنها در سالهای 2011 تا 2013 برای از بین بردن انقلاب و سرنگونی حکومت اخوان المسلمین در مصر گردید،پس از پایان مأموریت آنها کاملا ناپدید شدن

و رسالتشان به پایان رسید۰

وضعیت آنها پس از شورش ” ،امروز یک چشم بهم زدن به یک خاطره تبدیل شد و از صحنه ناپدید گردیدندجریان سلفی ، که طی دهه نود با کتابها و نوارهای کاست خود را توزیع میکردند وجهان عرب رابه طغیان وامی داشتند و به گسترش آن دست می زدند ، اکنون پس از صد سال با بزرگترین و عمیق ترین بحران روبروشده اند و درمسیر تبخیر ،و ذوب شدن وبه پایان کارخویش رسیده‌اند این روند به دودلیل است:

نخستعربستان سعودی حمایت و پوشش خود را از حدود هفت سال پیش از این جریان به وضوح برداشته است و بودجه فعالیت های تبلیغاتی خود را به دو دلیل به آنها متوقف نمود .

اولین مورد این است که آن کمک مالی منبع در جهت ادبیات و متونی به کار گرفته می‌شود که سازمان های تروریستی افراطی بر اساس آنها بنا شده اند و بنابر این معتقد است كه خشك كردن منابع فكری این سازمان ها لزوما كاهش انتشار این سازمان ها را به دنبال خواهد داشتاندیشه سلفی و ادبیات آن ، مبتنی بر ایده عدم پذیرش دیگری و حکم به تکفیر آنها استوار شده است.

دلیل دوم :متوقف کردن پشتیبانی از انقلاب های بهار عربی بود ، که به نفع جریان اسلامی و تمام جهت گیری های مختلف آن را در بر می گرفت،مقابله با بهار عربی لزوماً لغو حمایت از همه جریان های اسلامی را می طلبید.

اما دلیل دوم بحرانی که جنبش سلفی با آن روبرو است و وجود آن را به طور کامل تهدید می کند ،این است که دربسیاری از نمادهای آن به شکلی بی سابقه تناقضات خود را آشکار کرده‌اند،در چنین وضعیتی در گذشته سابقه نداشته است، در همین راستا از سوی مردم عادی آن مورد سو ظن و انتقاد قرار گرفته است، به عنوان مثال مبلغ مسجد جامع شیخ عبدالرحمن السدیس ، که منبر را در خدمت ترویج عادی سازی با اشغالگران اسرائیلی قرار داده است، شیوه او برخلاف آموزه مسلمانان می‌باشد که خود او این سیستم را چند سال پیش خود او بودکه تبلیغ می کرداین تناقض همچنین در فتوای اخیراً شورای علمای ارشد” در عربستان سعودی ، که بالاترین مرجع سلفی است ،اخوان المسلمین را یک گروه گمراه” توصیف کرد ، در حالی که در مورد موج عادی سازی خلیج فارس با اشغالگران اسرائیلی سکوت نموده اند

وسخن در مورد جزئیات بحران جنبش سلفیگری در جهان عرب به دراز خواهد کشید ،از جانب دیگر روند این جریان به کجا منجر خواهد شدبطور خلاصه و در مجموع ، این جریان به دلایل سیاسی و در یک شرایط ویژه در اواخر قرن هجدهم بوجود آمد ،سپس ظهور آن تحت نظرقرار گرفت و در اوایل دهه 1990 برای توجیه و بازاریابی واستفاده ازجانب ایالات متحده علیه عراق تجدید بنا گردید و، پس از آن در بسیاری از موارد سیاسی مورد استفاده قرار گرفت و اکنون آن نیاز به برطرف شده ، به همین خاطراین جریان واردبحران گردیده ، که در حال تبخیر ، ذوب شدن وبه پایان کار خودرسیدن است.

مطالب مرتبط

جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری

واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلال‌های عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلال‌های اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل می‌دهند، علیرغم تنوع جریان‌ها و سازمان‌های مختلف آن، استفاده می‌کند. از جمله مهمترین استدلال‌هایی که او به آنها می‌پردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهم‌ترین مسئله در اندیشه اسلام‌گرایان می‌پردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار می‌دهد.

مصطفی یوسف، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری.

این گروه از طریق نفوذ مالی خود می‌تواند بر روند نقدینگی جهانی، هزینه‌های استقراض و جریان سرمایه تأثیر بگذارد. یک تصمیم هماهنگ برای افزایش نرخ بهره دیگر یک موضوع صرفاً داخلی در واشنگتن، فرانکفورت یا لندن نیست؛ بلکه به سرعت به یک زلزله مالی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تبدیل می‌شود.

دکتر بسام روبین:مترجم علی سرداری

پایان دادن به جنگ و ایجاد شرایط برای توافقات سیاسی عادلانه، به امنیت و ثبات کل منطقه خدمت می‌کند و مردم آن را از ویرانی و رنج بیشتر نجات می‌دهد. امید است که این مرحله، گامی مقدماتی برای ایجاد نظامی جامع‌تر و هماهنگ‌تر مبتنی بر گفتگو، احترام به حاکمیت کشورها و اولویت دادن به منافع مشترک بر منافع متضاد باشد.

مطالب پربازدید

مقاله

♦️شصت وششمین سالروز تولید سعید مدنی در شرایطی برگزار شد که تاکنون ۹ سال از زندگانی این فعال سیاسی ملی و مذهبی در پشت میله های زندان سپری شده است.