صبحی نایل ،محقق مصری:مترجم علی سرداری

ساختار ایدئولوژیک گروه‌های جهادی: از حاکمیت تا جهاد

گروه‌های اسلام‌گرای سیاسی و جهادی با استناد به اصل حاکمیت (حاکمیت) جوامع مسلمان را کافر اعلام می‌کنند و خواستار پیروی از آنها هستند. بر اساس این اصل، جوامع مسلمان کافر، متجاوز از ذات الهی و حاکم به جای خدا تلقی می‌شوند. بنابراین، آنها به فتح جدیدی (از اسلام) نیاز دارند. این در هدف اعلام شده گروه اسلامی مشهود است: بازگرداندن بقایای گمراه، فراری و گمراه نظم قدیمی به حالت اولیه خلوص خود و بازگرداندن آنها به عقل. منظور آنها از “وادار کردن مردم به پرستش پروردگارشان” همین است – وادار کردن مردم به پرستش پروردگارشان در اعتقادات، قوانین، اخلاق، معاملات، نظام‌های حقوقی و سنت‌هایشان.
این هدف، پیامد طبیعی مفهوم حاکمیت را به همراه دارد، زیرا ادعا می‌کند که حاکمیت متعلق به خداست و بنابراین باید به نام او حکومت کند. زیرا این همان کسی است که از خدا حکومت می‌خواهد و ادعا می‌کند که حکم او را می‌داند و نماینده اوست. در نتیجه، دیگران را کافر اعلام می‌کند و مسئولیت هدایت آنها را بر عهده می‌گیرد، که به صورت تسلیم آنها در برابر قرآن و دستورات آن به نام خدا آشکار می‌شود.
استفاده از قرآن در پروژه سیاسی خود
در حالی که ممکن است در ابتدا قرآن نقطه شروعی برای گروه‌های جهادی به نظر برسد، در واقع به عنوان ابزاری ایدئولوژیک عمل می‌کند که آنها را قادر می‌سازد تا دیدگاه خود را تحمیل کنند. این امر با یکی شدن با خدا و پیامبران او یا با اصحاب حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و ارائه دیدگاه خود به عنوان یک وظیفه الهی یا نبوی که خود نیز به عنوان یک وظیفه الهی ارائه می‌شود، محقق می‌شود.
گروه‌های اسلام‌گرای سیاسی و جهادی، گفتمان مذهبی و نظامی خود را به عنوان دفاع از ایمان، دفع تجاوز علیه مظلومان و آزادسازی سرزمین‌های مسلمان از یوغ عقب‌ماندگی و بندگی جوامع و دولت‌های اروپایی-آمریکایی ارائه می‌دهند. بنابراین، آنها از واقعیت زیسته شکست و با هدفی سیاسی که با جریان‌های سیاسی موجود رقابت می‌کند، عمل می‌کنند، نه از خود گفتمان قرآنی. با این حال، آنها پروژه خود را با لفاظی‌های قرآنی زینت می‌دهند تا در میان شکست‌های سیاسی و اجتماعی خود، حضور و مشروعیتی برای خود بیابند.
آنها مشروعیت خود را از تحمیل دفاع از آنچه در قرآن به عنوان “دین حق” آمده است و آنچه فقها به عنوان دین صحیح ارائه داده‌اند، می‌گیرند، بدون در نظر گرفتن اینکه این آموزه‌ها در یک بستر تاریخی انسانی توسط علمای فاسد یا حاکمان امپراتوری ساخته شده‌اند، که از یک سو تحت کنترل مدرن هستند و از سوی دیگر فاقد هرگونه دستاورد ملموسی هستند.
گروه‌های جهادی عادت دارند قرآن را بر اساس ایدئولوژی خود تفسیر کنند، پشت آن پنهان شوند و به نام آن صحبت کنند، گویی که معنا و نیت واقعی آن را در اختیار دارند. بنابراین، جایی برای تفسیر انسانی از متن وجود ندارد. بلکه تفسیر آنها به عنوان مطابق با اراده الهی ارائه می‌شود که منجر به فرآیندی از شناسایی با متن و در نتیجه با دین و خدا می‌شود. بنابراین، قیمومیت آنها بر بشریت بدیهی می‌شود، زیرا خود را بالاتر و فراتر از محدودیت‌های انسانی می‌دانند.
نظرات آنها قابل بحث یا مناظره نیست، زیرا ادعا می‌کنند که از طرف متن قرآنی صحبت می‌کنند، متنی که توسط همه مسلمانان از طریق مکانیسم ایمان غیرقابل انکار و بدیهی خوانده می‌شود. علاوه بر این، آنها گفته‌های صحابه و تابعین آنها را بالاتر از زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و حتی انسان‌شناسی خود قرار می‌دهند و آنها را به عنوان حقایق مطلق الهی در نظر می‌گیرند. گروه‌های جهادی خود را نمایندگان انحصاری صحابه و نسل‌های اولیه اعلام می‌کنند و از این طریق نوعی تقدس دارند که به آنها حق هدایت و مجازات می‌دهد.
هیچ توضیحی در مورد اینکه چرا این ولایت به آنها سپرده شده است، وجود ندارد، اما آنها به سادگی ادعا می‌کنند که این ولایت خداست و آنها مجریان یا شرکای آن هستند. گروه‌های جهادی یکدیگر را به ارتداد متهم می‌کنند و هر گروه خود را ولی دیگران اعلام می‌کند. در واقع، جهادی‌ها یکدیگر را مرتد اعلام کرده‌اند. به عنوان مثال، ابواللیث المصری، ایمن الظواهری، رهبر القاعده را محکوم کرد و این را با این ادعا که ایده‌های او با پروژه سکولار سازگار شده است، توجیه کرد. داعش در کتاب خود با عنوان «پاسخ قاطع به شیوخ مرتد القاعده»، او را مرتد توصیف کرد و گفت: «الظواهری مرتد در گمراهی و ضلالت خود باقی مانده است.»
توجیه جهاد، کفر است
دیدگاه غالب گروه‌های جهادی این است که توجیه جهاد، کفر است؛ به این معنی که کافی است کسی کافر باشد تا ما علیه او جهاد کنیم. دیدگاه دیگر این است که توجیه جهاد، تجاوز است. این بدان معناست که شما فقط با کسانی که به شما حمله می‌کنند، می‌جنگید. کسانی که این دیدگاه را داشتند شامل سفیان الثوری، عبدالله بن عمر، عبدالله بن الحسین، ابن شبرمه و عطاء بن رباح بودند. با این حال، این دیدگاه به عنوان یک دیدگاه حاشیه‌ای ارائه شد و بنابراین از ابهام رنج برد، در حالی که دیدگاه مخالف مورد پذیرش قرار گرفت و کاملاً تثبیت شد.
در میان گروه‌های جهادی، اجماع بر این شد که «کفر، توجیه جهاد است» و آنها به طور گزینشی آیاتی را که به جنگ تشویق می‌کنند، ذکر می‌کنند و آیاتی را که از تساهل و بخشش حمایت می‌کنند، نادیده می‌گیرند. {و با مشرکان دسته جمعی بجنگید، همانطور که آنها دسته جمعی با شما می‌جنگند} [توبه: ۳۶]، {پس مشرکان را هر کجا یافتید، بکشید و آنها را دستگیر کنید و محاصره کنید و در هر کمینگاهی در کمین آنها باشید} [توبه: ۵]، {با کسانی از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند و آنچه را که خدا و پیامبرش حرام کرده‌اند حرام نمی‌دانند و دین حق را نمی‌پذیرند، بجنگید [بجنگید] تا زمانی که با فروتنی و با میل خود جزیه بدهند} [توبه: ۲۹]. اینها توجیهاتی برای جنگ در اسلام محسوب می‌شوند.
در نتیجه توجیه جهاد به عنوان کفر، تمام جهان به میدان جنگ تبدیل می‌شود و از همه خواسته می‌شود که تسلیم دستورات آنها شوند یا با جهاد روبرو شوند. در نتیجه، گروه‌های جهادی جهان را به دارالسلام (سرزمین صلح) که خود گروه و هر آنچه تابع حکومت آن است، و دارالحرب (سرزمین جنگ) که هر آنچه غیر از آنچه خداوند نازل کرده است بر آن حکومت می‌کند، تقسیم می‌کنند. کسانی که تحت کنترل آنها نیستند و خود را به عنوان راهنمایانی می‌بینند که برای اصلاح مردم جاهلیت تلاش می‌کنند و از سید قطب پیروی می‌کنند. بنابراین، اغراق نیست اگر بگوییم که او ایدئولوگ اصلی این گروه‌ها است.
این گروه‌های جهادی تمام زمین را میدان جنگ می‌دانند و جوامع مسلمان نیز از این امر در امان نیستند، زیرا آنها را سزاوار فتح می‌دانند زیرا نه آموزه‌های خدا را اجرا می‌کنند و نه قرآن را به عنوان قانون اساسی خود – به شیوه سید قطب – می‌پذیرند. این موضوع به وضوح در سند “عمل اسلامی” آمده است: “ما بسیار گفته‌ایم و تکرار آن ضرری ندارد؛ اینکه خلقت بنده خداست.
منبع حقریات

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.