درباره نامه 400 نفره خطاب به روشنفکران

نامه 400 نفره خطاب به روشنفکران را باید مروری انتقادی کرد.
نامه در زمان شیفت روشنفکری ( من- ما) نوشته شده است. امروز ه دوره( من – او)است. دوره قبل از( من- ما )هم دوره (من- تو )بود.
به دیگر سخن ما در دوره روشنفکری با الویت( من- او )زندگی می کنیم .
اما در هر سه دوره مد روز جهانی ، روشنفکران ایرانی در شناخت دقیق مسئله ایران کامیاب نبوده اند،اگر برخی به روز تر بوده اند.
روشنفکری ایرانی در اوج مثبت خود التقاطی هنجار است که مشکل خود را دارد.البته روشنفکری التقاطی ناهنجار هم داریم که کم نیستند.
اما بضاعت روشنفکری ما هم همین است.
البته سیاسیون و یا روزنامه نگاران ما هم وضع بهتری ندارند.
ولی موضع مهم این است که ایا مشکل ایران نظریه و برنامه است . تا گره از کارها گشوده شود؟
ایا مشکل ایران بنیانگذاری موضوع جدید است؟
یا حل مشکلات به وجود امده قبلی است؟
سوال مهم تر این است که ایا روشنفکران دموکراسی می اورند؟
یا دموکراسی و جامعه بهتر محصول نهاد و اموزش و روش است که روشنفکر را این سه ویژگی نیست.
روشنفکران مسئله ساز هستند،نه مسئله حل کن.
فضای مشکلات جامعه ما از حیطه نظر گذشته است جامعه ما به کارشناس و مدیریت نیاز دارد که روشنفکران می توانند سپهر سازاین فضا باشند.
در ضمن ما جریان روشنفکران نداریم جریان های روشنفکران ایرانی وپراکنده و هم گسسته داریم که فقط در برهه های مشخصی روی نیاز عینی وحدت می کند.پس نویسندگان بیانیه توجه داشته باشند که برای سپهر سازی هم باید مصداق ان جریان روشنفکری را پیدا کنند و مخاطب قرار دهند.به عبارتی بایستی خود شروع کنند و اغاز گر با پرسش باشند. تا حساسیت جریان مخاطب خود را جذب کنند.به عنوان مثال این بیانیه برای اقایان مجتهد وملکیان جایگاه ندارد.چرا که دغدغه اینشان موضوع من است .جامعه ایرانی به غلط یا درست متنوع شده است.
این تنوع بر جریان های روشنفکری هم صادق است.

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله