حکایت ” راستگو ” و تراژدی کار تشکیلاتی در ایران !‎

آیا ” مدرسه ” و ” آموزش و پرورش ” نمی تواند محمل و موقعیت مناسبی برای ” آموزش کار جمعی ” و ” کنار یکدیگر زیستن ” و ” توسعه فرهنگ گفت و گو ” باشد ؟

25 دی سال 1380 سازمان معلمان ایران اولین میتینگ صنفی را در مرکز تربیت معلم شهید باهنر برگزار کرد .

پس از پایان مراسم ، مطابق فرهنگ و دیرینه رسمی جامعه ایرانی و شاید از این جهت که تربیون رسمی نتوانسته است مطالبات انباشته شده را پاسخگو باشد ، معلمان به خیابان ها سرازیر شدند …

هیجان ، شور و فریاد … پیر و جوان نمی شناسد !

پس از آن بود که معلمان از این فرصت استفاده کرده و بدون آن که حداقل منتظر موضع تشکل برگزار کننده یعنی مسئولان سازمان معلمان ایران باشند ، خود و به اصطلاح خودشان ” خود جوش ” شروع به برگزاری تجمعات زنجیره ای کرده اند ، بدون آن که بدانند تا کجا و چگونه می خواهند پیش بروند !

یک روز جلوی وزارتخانه ، یک روز جلوی مجلس ، یک روز جلوی دانشگاه تهران …

به قول یکی از مسئولان ، سازمان معلمان شروع کننده بود اما قادر به هدایت و پایان آن نبود !

یک روز معلمان به طور خود جوش تصمیم گرفتند که جلوی مجلس ششم جمع شوند …

از آن جا که احتمال می رفت جمعیت زیادی جلوی مجلس جمع شود ، روز قبل از آن بیانیه های جعلی از سوی تشکل ها در تکذیب این تجمع در مدارس پخش شد .

اما در مورد سازمان معلمان مساله فرق می کرد .

سازمان معلمان ( تهران ) در آن زمان از بالا به پایین شکل گرفته بود و تعداد قابل توجهی از اعضای شورای مرکزی آن را روسا و معاونین مناطق تشکیل می دادند و دبیر کل وقت ، آقای مهندس حیدر زندیه معاون هماهنگی و اجرایی مدیر کل آموزش و پرورش تهران بود .

همین پتانسیل موجب می شد که بیانیه ای رسمی از سوی سازمان معلمان و با امضای دبیر کل آن از طریق دبیر خانه ادارات و مجاری اداری به تمام مدارس تهران ارسال شود که ” سازمان معلمان ایران در این تجمع شرکت نمی کند ” .

اگر چه این اقدام در نفس خود تابع یک فرمول هزینه – فایده با توجه به شرایط و وضعیت موجود بود اما ارسال آن از طریق اداری ( دولتی ) ، استدلال منطقی و تشکیلاتی نداشت .

آن زمان ، بنده به عنوان مسئول تشکیلات سازمان معلمان از آقای زندیه درخواست کردم که بین دبیر کلی این تشکل و پست اداری یکی را انتخاب کند و البته ایشان ترجیح داد که معاون مدیر کل بماند و در یک فرآیند دموکراتیک مطابق اساسنامه سازمان معلمان ایران ، اکثریت معلمان در دور بعدی شورای مرکزی را به دست گرفتند …

( تجربه نشان داده است که در جامعه ما ، اولویت افراد در انتخاب میان منافع شخصی و مصالح جمعی غالبا با گزینه اول است ).

این که معلمان خود جوش با مجوز یک تشکل مجوز دار و بدون تجارب مبارزات صنفی ، خود راسا اقدام به صدور بیانیه و برگزاری تجمع می کنند تا رفتار یک فرد به عنوان دبیر کل که از پست تشکیلاتی خود استفاده کرده و با نام یک تشکلی که باید اصولا غیر دولتی باشد به نفع تشکیلات اداری و دولتی ، بیانیه صادر می کند .. و اکنون ماجرای خانم الهه راستگو که بر خلاف تعهد تشکیلاتی به نفع جریان رقیب رای داده است … و جریان اصلاح طلب او را از دو تشکل یعنی ” حزب کار ” و ” مجمع زنان اصلاح طلب ” اخراج کرده است.

آیا با این گونه اعمال ، الگوهای رفتار تشکیلاتی و جمعی در فرهنگ جامعه ایران اصلاح خواهد شد ؟

آیا اگر فرضا خانم الهه راستگو به تعهد تشکیلاتی خود عمل می کرد و به گزینه مورد نظر جریان اصلاح طلب رای می داد ، آیا آن افشاگری های عیان می شد …

آیا اگر این فرضیه که مردم تهران به لیست رای می دهند درست باشد ؛ پس چرا حتی نیمی از لیست اصلاح طلبان در شورای شهر تهران رای نیاورده است که کار به ضربات پنالتی و دقایق آخر نکشد و قرعه به نام ” راستگو ” نیفتد ؟!

آیا میان جنس رفتار معلمان در آن تجمعات خود جوش و آن رفتار دبیرکل سازمان معلمان ایران و این رفتار ” راستگو ” و ” راستگویان ” تفاوتی وجود دارد ؟!

قاعده این است که باید توپ به زمینی انداخته شود تا بازی ادامه پیدا کند و جریان اصلاح طلب هم با آوار کردن ” کم کاری تشکیلاتی ” و ” عدم توجه به کار جمعی و آموزش اعضا و هوادارن ” و… توجیهی برای برون رفت از وضعیت موجود داشته باشد بدون آن که بخواهد در رفتارهای خود در مورد ارتباط با بدنه جامعه و آموزش کار جمعی ، نقشه راه خاصی را تدوین کرده باشد .

واقعا ، دوستان منتقد و معترض ” راستگو ” در مورد توسعه تشکیلات و نهادینه کردن کار تشکیلاتی در ایران و بستر سازی کار جمعی و گروهی ” چه برنامه ای اندیشیده و چه چیزی در چنته دارند ؟

آیا ” مدرسه ” و ” آموزش و پرورش ” نمی تواند محمل و موقعیت مناسبی برای ” آموزش کار جمعی ” و ” کنار یکدیگر زیستن ” و ” توسعه فرهنگ گفت و گو ” باشد ؟

توجه جامع به ” نهاد مدرسه و آموزش و پرورش ” می تواند جامعه را از ” راستگو و راستگویان ” دور کرده و فرآیند اصیل ” راستگویی و تعهد ” را در فرهنگ جمعی نهادینه نماید …

علی پورسلیمان – مسئول تشکیلات و برنامه ریزی سازمان معلمان ایران

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری

واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلال‌های عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلال‌های اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل می‌دهند، علیرغم تنوع جریان‌ها و سازمان‌های مختلف آن، استفاده می‌کند. از جمله مهمترین استدلال‌هایی که او به آنها می‌پردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهم‌ترین مسئله در اندیشه اسلام‌گرایان می‌پردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار می‌دهد.

مصطفی یوسف، پژوهشگر اقتصاد سیاسی و مدیر مرکز بین‌المللی مطالعات توسعه:مترجم علی سرداری.

این گروه از طریق نفوذ مالی خود می‌تواند بر روند نقدینگی جهانی، هزینه‌های استقراض و جریان سرمایه تأثیر بگذارد. یک تصمیم هماهنگ برای افزایش نرخ بهره دیگر یک موضوع صرفاً داخلی در واشنگتن، فرانکفورت یا لندن نیست؛ بلکه به سرعت به یک زلزله مالی در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تبدیل می‌شود.

دکتر بسام روبین:مترجم علی سرداری

پایان دادن به جنگ و ایجاد شرایط برای توافقات سیاسی عادلانه، به امنیت و ثبات کل منطقه خدمت می‌کند و مردم آن را از ویرانی و رنج بیشتر نجات می‌دهد. امید است که این مرحله، گامی مقدماتی برای ایجاد نظامی جامع‌تر و هماهنگ‌تر مبتنی بر گفتگو، احترام به حاکمیت کشورها و اولویت دادن به منافع مشترک بر منافع متضاد باشد.

مطالب پربازدید

مقاله

♦️شصت وششمین سالروز تولید سعید مدنی در شرایطی برگزار شد که تاکنون ۹ سال از زندگانی این فعال سیاسی ملی و مذهبی در پشت میله های زندان سپری شده است.