بعد از توافق هسته ای ایران با یک رویکرد نوین روبرو شدهاست.در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ خواسته اکثریت مردم اجتناب از تشدید بحران خارجی، تشدید تحریمها و نهایتاً دوری از جنگ در عرصه خارجی و باز شدن فضای جامعه و ایجاد تغیرات مثبت و حرکت کشور به سمت آزادی از سوی دیگر بود. شرکت در انتخابات راه گریزی از سوق یافتن کشور به سمت جنگ و ویرانی و همینطور بهبود فضای سیاسی کشور بود. خوشبختانه یکی از این دو خواسته برآورده شده و سایه شوم جنگ از آسمان کشور به کناری رفته و زمینههای لغو تحریمها نیز در حال فراهم شدن است.
حل بحران هستهای برای کشور بسیار مهم و حتی از برگزاری انتخابات آزاد نیز مهمتر بود؛ زیرا نبود انتخابات آزاد و منصفانه مساوی با استبداد، ولی تداوم بحران هستهٰای به منزله نابودی کشور بود. و خطری که از این رهگذر کشور را تهدید میکرد؛ متوجه موجودیت کل کشور و نه فقط رژیم بود. به همین دلیل ما تنها بر همین نفطه و مورد خاص متمرکز شویم. بعد از توافق هسته ای منطقه به ویژه ایران با شرایط نوینی روبرو شده است. در نتیجه لازم است ایرانیان این شرایط را به درستی درک کنند و با نگرش تازه ای به منطقه و غرب به ویژه آمریکا بنگرند؛ تا راهای ضروری و لازم را پشت سر بگذارند چون این مرحله بسیار حساستر از موقعیتهای پیشین است. ایران اکنون در لیلهالقدر خود قرار دارد که به گفته قرآن موقعیتی بسیار تعیین کننده و پیش از هزار برابر ارزشمند تر و راه گشاه تر از دیگر موقعیتها است. در نتیجه باید این مسیر را شناخت و از آن به نفع منافع ملی کشور بهره برد.
در این توافق ایرانیان در بالاترین سطح دیپلماسی و گفتگو برای اولین بار در برابر قدرتمندترین کشورهای جهان قرار گرفته و توانستند به دستاوردهای خوبی برسند.
ایران در این مذاکرات با چهرهای متفاوت از گذشته، واقع گرا و با حوصله و با گامهای شمرده و سنجیده و محکم و با ادبیات و و دیپلماسی مبتنی بر واقع بینی ظاهر گردید. و شیوهای کاملاً متفاوت از سابقه دیپلماتیک گذشته ایران از خود بروز داد. برهمین اساس توانست تحولی در دیپلماسی خود ایجاد کند و از همه مهمتر اینکه کلیت سیستم در این مذاکرات با یک صدا و هماهنگ گام برداشت و به جلو رفت. در این مسیر امکان داشت یک لغزش همه مذاکرات را با مشکل روبرو کند ولی با مدیریت وضعیت مذاکرات ادامه یافت و به نتیجه رسید .در این وضعیت حساس و تعیین کننده، جامعه نیز شرایط رادرک کرده و با مشکلات کنارآمد. و درسهای لازم را از سقوط کشورهای هم جوار در آشوب ناامنی گرفت و توانست مسیری را برگزیند که کشور را از این خطرات دور کند. هرچند که این صبر و بردباری برای مردم بسیار سخت بود .ولی ایستادند و یک صدا به نقش آفرینان نیرو دادند و تاثیر گذاشتند و به دلواپسان نه گفته و به سخنان آنان بهایی ندادند.
اکنون هم باید از همین جایگاه کنونی و شرایط جدید بهره برده و علیرغم مشکلات و سختیها و دشواریها مسیر را ادامه داد. و از شرایط استفاده کرد. فرصتها در شرایطی به وجود می آیند و اگر از آنها بهره برداری نشود از دست می روند و دیگر باز نخواهند گشت. در هر یک از این فرصتها زمینهها، شرایطها و از همه مهمتر تجربه عملی و گذشت زمان و قرار گرفتن در تنگناها و دشواریها وجود دارد و گاهی نزدیک به آخر خط به دست می آیند. تمامی اینها باعث می گردد تا انسانها به چیزهای برسند که پیشتر درکی از آن نداشتند . برای نمونه مذاکرات هسته ای ۱۲ سال زمان برد و در این مدت وضعیت منطقه دیگر گون شد موقعیت آمریکا واروپا تغیر کرد واسرائیل در تنگنا قرار گرفت و زمان به رژیم ایران فهماند که باید گذشته را به تاریح بسپارد و با واقع گرایی از شراییط جدید بهره ببرد. همه اینها عللهای هستند که چنین وضعیتی را ساختند تا زمینه مذاکره مهیا گردد. و این امکان به وجود آمد تا نتیجه کنونی حاصل شود. فرصت و شانس با چنین ظرفیتی به بار نشست پس آن را قدر بدانیم وادامه دهیم واصلا به آن فکر نکنیم که یک روزی به آن پشت کنیم .
جمهوری خواهان آمریکا این شیوه گفتگو و توافق هسته ای را قبول ندارند و با همان نگاه نظامی گری و سلطه گری به جهان نگاه میکنند. اگر این جناح در آمریکا حاکم بود این مسیری که دارد پیش می رود امکان شکل گیری و تداوم نداشت و چنین توافقی بدست نمیآمد
مخالفان رادیکال سنتی رژیم ایران بطور سنتی یک سخن را همواره تکرار می کنند آن این که رژیم جام زهر را نوشید. تکرار این سخن یعنی اینکه حکومت هر کاری کرده صدر صد اشتباه بوده است. این نگاه جز شکست هیچ چیزی برای ایران به ارمغان نمی آورد. در این نگاه مصالح و منافع کشور جایی ندارد. نوع موضعگیری این بخش از اپوزیسیون نشان داد که دید استراتژیک ندارند و نمیتوانند با نگاهی همه جانبه به واقعیتها بنگرند و از خود ابتکاری نشان دهند.
ما یاید بتوانیم از این فرصت و شانس پیش آمده استفاده کنیم که خوشبختانه موقعیت بهره برداری از آن اکنون محیا شده است در این مورد رژیم و مخالفان واقع بین آن در درون مرز و بیرون آن هم صدا می باشند. از سوی دیگر در آمریکا حزب دمکرات حاکم است و دولت آمریکا تلاش می کند که این روند پیش برود.از همه مهمتراسرائیل در تنگنا قرار گرفته و توان سابق را ندارد و نمیتواند تاثیر تعیین کنندهای بر آن بگذارد. و اتحاد اروپا نیز با مشکلات جدی روبرو است و به لحاظ اقتصادی انگیزه لازم برای پیوستن به این روند را دارد. کشورهای عربی نیز توان خروج از خط آمریکا را ندارند.
ما باید با درایت و دقت از توافق استفاده نموده و آن را مدریت کنیم. و نشان دهیم که می توانیم این تجربه عملی را به حوزه های دیگر در سطح کشور و در میان همه اقشار جامعه گسترش دهیم. تااین چند دستگی و چند تحلیلی و چند نگاهی را در جهت منافع ملی و مصالح آن سامان دهیم.
در چنین موقعیتی است که زمینه ها ی ایجاد خواهد شد تا کشور از شرایط بحرانی کنونی خارج شود. شرایطی که بدون مدیریت صحیح مشخص نیست کشور را به کدام سو سوق خواهد داد. امیدواریم با شرایط ایجاد شده کشور از چرخه بحرانی که دهها است در آن قرار گرفته خارج شود.
جادالله الجباعي نویسنده سوری :مترجم علی سرداری
واسازی رابطه بین دین و سیاست، اصل اساسی استدلالهای عادل ضاهر در مورد اسلام سیاسی است که در چندین کتاب او در این زمینه ارائه شده است. او در کتاب خود با عنوان «اولویت عقل»، از این رویکرد به عنوان سکوی پرشی برای رد تعدادی از استدلالهای اسلام سیاسی که دیدگاه مشترک مراجع فکری و معنوی آن را تشکیل میدهند، علیرغم تنوع جریانها و سازمانهای مختلف آن، استفاده میکند. از جمله مهمترین استدلالهایی که او به آنها میپردازد عبارتند از: «تقدم وحی بر عقل»، «ناتوانی انسان در مدیریت امور دنیوی خود بدون هدایت الهی» و «محدودیت اجتهاد (استدلال مستقل) در حوزه عمومی به موضوعاتی که به صراحت در متون دینی به آنها پرداخته نشده است». او سپس به مبهمترین مسئله در اندیشه اسلامگرایان میپردازد: «مسئله دموکراسی» و سرنوشت آن در دولتی که مرجعیت دینی را منبع نهایی قدرت و قانونگذاری خود قرار میدهد.
- 1405/03/26