از لحاظ تاریخی هیچ نمونه ای وجود ندارد که کارآمدی سیاست تحریم ها را اثبات کند. عده ای آفریقای جنوبی و برمه را مثال می زنند/ هم اکنون این پرسش مطرح است آیا این تحریم ها می توانند اقتصاد ایران را به زانو در آورند؟
به نظر می رسد با تشدید تهدید حمله نظامی به ایران از سوی اسرائیل، غرب در ده ماه گذشته سرعت تحریم ها را افزایش داده و ایران در پرونده هسته ای در آستانه بازی باخت-باخت یعنی تحریم فلج کننده یا حمله نظامی قرار گرفته است. راه سوم هم البته وجود دارد و آن هم نوشیدن جام زهر و دادن امتیازهای کلان به کشورهای غربی است.
کمتر تحلیل گری است که خارج از این سه گزینه راه دیگری را متصور باشد. این شرایط نشان می دهد چگونه منافع ملی ایران قربانی یک بازی پیچیده شده است. تحریم های اتخاذ شده علیه ایران به مراحل حساس تر خود نزدیک می شود. کشورهای غربی سیاست متلاشی کردن اقتصاد ایران را به صورت جدی پیگیری می کنند. اتحادیه اروپا اخیرا تحریم های بی سابقه ای را علیه تهران تصویب کرد و بنا بر پیش بینی های صورت گرفته با این وضعیت اقتصادی، ایران در ماه های آینده شرایط بحرانی تری را تجربه خواهد کرد.
این در حالی است که آژانس بین المللی انرژی اتمی در گزارش های خود چشم انداز توقف صادرات نفت ایران بر اثر تحریم ها را مطرح کرده و گزارش های این نهاد بین المللی از کاهش شدید صادرات نفت ایران در طول ده ماه گذشته خبر می دهد. با وضعیت جدید به نظر می رسد بحث تحریم های هوشمند که قرار بود صرفا حکومت ایران را تحت تاثیر قرار دهد به حاشیه رفته و مقامات آمریکا، بریتانیا و دبیر کل سازمان ملل متحد اذعان می کنند مجازات های بین المللی معیشت مردم ایران را تحت تاثیر قرار می دهد. تحریم هایی که دامنه آن به دارو و مواد غذایی نیز کشیده شده و به ویژه می تواند اقشار فقیر و متوسط را در تنگنای شدیدی قرار دهد. همین موضوع باعث شد در تحریم های اخیر اتحادیه اروپا تحلیل گران از شکسته شدن تابوی آسیب تحریم ها به مردم ایران سخن بگویند. با این وجود برخی از تحلیل گران که بیشتر گرایش غربی دارند معتقد هستند این تحریم ها اجتناب ناپذیر هستند و غرب برای توقف برنامه هسته ای ایران چاره ای جز این اقدامات ندارد. دیدگاهی که نه تنها در ایران بلکه در خارج از کشور هم مخالفانی دارد.
تییری کُویی پژوهش گر موسسه روابط بین الملل و استراتژیک (IRIS) متخصص مسائل ایران و استاد دانشگاه نوانسیا که اقتصاد کلان و اقتصاد بین الملل تدریس می کند هم از مخالفان تحریم ایران است. مقاله وی که در نشریه اکسپرس فرانسه منتشر شده از دید واقع بینانه و اطلاعات کافی این استاد دانشگاه خبر می دهد. سوای برخی از نکات مناقشه برانگیز این مقاله مانند اینکه مردم ایران حاضر نیستند حکومت در برنامه هسته ای اش تسلیم شود بسیاری از نکات مطرح شده نشان می دهد نویسنده تا حدود زیادی به اقتصاد ایران و سیاست خارجی غربی ها و جمهوری اسلامی اشراف دارد. وی معتقد است این تحریم ها نه تنها به نتیجه مورد نظر غرب منتهی نخواهند شد بلکه جامعه مدنی دینامیک ایران را بیشتر از گذشته منزوی خواهد کرد.
ترجمه کامل متن این مقاله که هفته پیش منتشر شده به شرح زیر است:
انتشار اخبار جدیدی از بحران مالی ایران باعث شد وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کند که تحریم ها علیه ایران در حال تاثیرگذاری است. در واقع کشوهای آن سوی آتلانتیک برآورد می کنند که هزینه اقتصادی برای مقام های ایرانی به قدری سنگین خواهد شد که آنها در نهایت در برنامه هسته ای تسلیم خواسته های غرب خواهند شد. بنابر این تجزیه و تحلیل وقایع رخ داده این فکر را درذهن متبادر می کند این سیاست بیشتر یادآور سیاست دکترهای خاورمیانه است که معتقد هستند در صورتی که خون برداشتی(حجامت) برای بار نخست جواب ندهد باید مقدار آن را افزایش داد.
با وجود این استدلال از لحاظ تاریخی هیچ نمونه ای وجود ندارد که کارآمدی سیاست تحریم ها را اثبات کند. به طور کلی عده ای آفریقای جنوبی و برمه را مثال می زنند. در این کشورها تحریم ها در اولی به پایان رژیم آپارتاید منتهی شد و در دومی نیز دموکراسی را به ارمغان آورد. در این قضاوت معمولا نقش قابل توجه نلسون ماندلا و آنگ سان سوچی و ملت هایشان فراموش می شود.
هم اکنون این پرسش مطرح است آیا این تحریم ها می توانند اقتصاد ایران را به زانو در آورند؟ گستردگی بی سابقه مجازات های اروپا و آمریکا علیه ایران هزینه زا بوده است. اتحادیه اروپا که 20 درصد از نفت ایران را خریداری می کرد از ژوئیه 2012 صادرات نفت از تهران را تحریم کرد. از طرف دیگر آمریکا نیز با تحریم هایی که در زمستان 2011 تصویب کرد تجارت با بانک مرکزی را برای همه کشورها ممنوع کرد. این تحریم ها به سایر تحریم های مالی دیگر آمریکا اضافه می شوند که مانع همکاری بانک های کشورهای مختلف با ایران می شوند.در این شرایط ایران بیش از پیش برای یافتن مشتری های نفتی خود با مشکل مواجه خواهد شد.
با این وجود اقتصاد ایران هنوز زانو نزده است. ذخیره های ارزی ایران تا پایان سال 2011 به بیش از صد میلیارد دلار رسیده که معادل 17 ماه واردات(کالا) است. به علاوه ایران همیشه مشتری هایی برای فروش نفتش دارد به ویژه اینکه تهران نفت خود را با تخفیف هم می فروشد. همچنین صادرات غیر نفتی ایران به خصوص به کشورهای همسایه راه کسب منابع مالی را باز می گذارد.
در این شرایط بانک مرکزی ایران تهیه منابع مالی را برای واردات نفتی با اعمال سوبسید های دولتی یعنی دلار 1200 تومانی ادامه خواهد داد و تلاش می کند سقوط نرخ ارز را در بازار سیاه محدود کند. این نکته را هم باید در نظر گرفت بانک مرکزی بزرگ ترین عرضه کننده دلار در بازار سیاه است. می توان در آینده نیز انتظار کاهش ارزش ریال را در بازار سیاه ایران داشته باشیم. اما ایران همیشه می تواند مواد مورد نیاز خود را وارد کند.
اکنون باید پرسید کدام طبقات اجتماعی از تحریم ها آسیب دیده اند؟ با روند فعلی، کاهش ارزش ریال ادامه خواهد یافت که این موضوع به بالا رفتن هزینه کالاهای غیر ضرروی منجر خواهد شد و در نتیجه قیمت ها افزایش خواهند یافت.
کارگران و طبقه کارگر که سرمایه کافی برای محافظت از خود در برابر تورم را ندارند یعنی توانایی خریدن دلار، طلا و اتومبیل را ندارند از این وضعیت رنج خواهند برد. بخش خصوصی نیز که باید از بازار سیاه به خاطر نیازهایش به منابع مالی استفاده کند احتمالا از این وضعیت آسیب خواهد دید. به علاوه اینکه مسافرت یا عزیمت برای تحصیل در خارج از کشور برای ایرانی ها هزینه سنگینی خواهد داشت. در مقابل پاسدارانی که شبکه های قاچاق را در اختیار دارند و شبکه ای از بنیادهای تحت نظر حاکمیت که به منابع و ذخایر مالی دولت دسترسی ویژه دارند کمتر تحت تاثیر تحریم ها قرار خواهند گرفت.
به طور مشخص این جامعه مدنی ایران است که هزینه تحریم ها را تحمل خواهد کرد. همین جامعه مدنی و مدرن و دینامیک که در اعتراض به انتخاب محمود احمدی نژاد در سال 2009 به خیابان ها ریخت منزوی خواهد شد و باندهای تندرو تر قدرت از انزوای روز افزون مردم نهایت رضایت را خواهند برد.
این اعتقاد که این مشکلات اقتصادی نظر ایران را در مورد برنامه هسته ای اش تغییر خواهد داد اشتباه است. برای رژیم ایران بسیار آسان است تا غرب را به خاطر اعمال تحریم هایش سرزنش کند زیرا رژِیم ایران می تواند اشتباهات مدیریتی اش را به بهانه تحریم ها در هاله ای از سکوت قرار دهد. به علاوه اینکه یکی از معدود موفقیت های رژیم تبدیل برنامه هسته ای به پرونده ملی بوده است. مردم ایران مطالبات وسیع اقتصادی و سیاسی دارند اما این موضوع به این معنی نیست که تمایل داشته باشند دولتشان در پرونده هسته ای تسلیم شود . مقاومت در برابر دخالت خارجی هنوز یک عامل انگیزه بخش ملی خیلی قدرتمند در ایران است. سرانجام اینکه رژیم ایران اکنون متقاعد شده است غربی ها سیاست تغییر رژیم را پیگیری می کنند و پرونده هسته ای تنها یک بهانه است.
ایران نیز به موازات این تحریم ها باید حملات ویروسی اطلاعاتی و همچنین قتل دانشمندانش را تحمل کند. این احساس در ایران وجود دارد که این جنگی اعلام نشده است. تسلیم شدن رژیم در پرونده هسته ای هم به عنوان امر منفی برداشت خواهد شد. این موضوع به این معنی است که این محاسبه که هزینه اقتصادی تحریم ها رژیم ایران را به تغییر نظر وادار خواهد کرد بر گزاره های نامطمئنی استوار شده است.
به علاوه باید پرسید اهداف غربی ها از تحریم ایران چیست؟ اطلاعات چندان زیادی در این مورد نداریم. در توافق ماه می 2010 میان ایران برزیل و ترکیه مقرر شده بود تهران اورانیوم ذخیره شده با غنای کم را به یک کشور ثالث برای غنی سازی 20 درصدی تحویل دهد تا بعد از طی این مرحله به ایران بازگردانده شود . این همان پیشنهادی بود که در سپتامبر 2009 در ژنو به ایران ارائه شده بود. این توافق(بیانیه تهران) توسط کشورهای غرب نادیده گرفته شد. رژیم ایران به نظر می رسید قبل از تابستان 2012 برای مذاکره آماده است به ویژه برای موضوع غنی سازی 20 درصدی پیشنهاد خود را ارائه کرده بود و خواستار به رسمیت شناخته شدن حقوقش برای غنی سازی اورانیوم شده بود. این احساس از همان ابتدا هم وجود داشت که ایالات متحده واقعا برای انجام مذاکره آماده نیست که این موضوع می توانست ناشی از انتخابات ریاست جمهوری(ایران) نیز باشد. این عدم اطمینان ها در مورد اهداف غرب این احساس را نزد مقامات جمهوری اسلامی تقویت می کند که سیاست تغییر نظام از سوی غربی ها پیگیری می شود. این چنین احساسی هیچ انگیزه ای را بری دست یابی به توافق باقی نمی گذارد و می تواند به رادیکال شدن نظام جمهوری اسلامی در پرونده هسته ای منجر شود.
اکنون زمان آن رسیده است تا در مورد سیاست های تحریم ایران یک بازنگری جدی صورت بگیرد و این پرسش مطرح شود آیا این تحریم ها واقعا به حل مسئله هسته ای ایران منجر خواهند شد؟
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.