انگشت اشاره کروبی به مجتبی خامنه ای و رهبری نظام

نامه مهدی کروبی فرزند احمد از دو ویژگی مهم دیگر برخور دار بود.

1- توجه به این که رهبری نظام مسئول است چرا که اختیارات وی آن میزان است که اختیار و میدان عمل رئیس قوه مجریه را هم فشل یا کند می کند.
مجموعه مشکلات دولت روحانی جدا از همه انتقادات به این دولت ،با سیاست های رهبری نظام در مورد سیاست هسته ای ایران و هم سیاست منطقه ای ایران و هم نهاد های غیر پاسخگو در داخل چند برابر شده است.
کروبی به جای مسئول دانستن روحانی نشانه روی درستی می کند به رهبری نظام می گوید در جایگاه مخالف ننشیند .
البته کروبی در قسمت نانوشته نامه به روحانی هم توجه می دهد که اوضاع چه خبر است باید دقت داشته باشد؟
کروبی کم کاری خاتمی و دولتش و اصلاح طلبان را در سال 1384 به خوبی باز می کند که این کم کاری برای روحانی تجربه می تواند باشد.
اگر چه اصلاح طلبان مشارکتی را این نقد خوش نمی آید. کروبی در دوره اصلاحات ضربه گیر برای خاتمی بود اما خاتمی چنین نبود برای کروبی؟
2- مسئله مجتبی خامنه ای در این میانه مهم است.
هر بار که زمزمه جانشینی رهبری فعلی شنیده می شود مجتبی خامنه ای که گزینه ای مطرح است توانسته است پشت نام رئیسی یا شاهرودی پنهان شود.
آزادی عمل احمدی نژاد برای حمله به رئیس قوه قضائیه و دولت روحانی قابل ملاحظه است در صورتی تحریک اولیه احمدی نژادی ها در اعتراضات اخیر را می توان مشاهده کرد که در رسانه ها و شبکه های اجتماعی خود تا شعار استعفا رئیس قوه قضائیه و روحانی را مطرح کردند اما بعد ساکت شدند.
این میدان به احمدی نژاد نمی تواند بی د لیل باشد. او باید حامی در بیت داشته باشد؟با توجه به مخالفت اژه ای و طائب با احمدی نژاد چه کسی حامی احمدی نژاد است؟
بی گمان بازی گری احمد خمینی برای رهبری آینده که به حذف منتظری انجامید را نمی توان در سنت بیت داری فرامش کرد.
پس نامه کروبی از این منظر هم مهم است. مسولیت رهبری نظام در تمام زمینه و عدم پاسخ گوی وی که روحانی را از زیر فشار مقصر اول بیرون می آورد اما مسولیت وی را نفی نمی کند . این عمل کروبی را اصلاح طلبان درون نظام نمی کنند.
نقش اقا زاده در سنت بیت و تاثیر در وقایع مهم که مجتبی خامنه ای را به مخاطب دوباره نشان می دهد.
کروبی سیاست مداری تجربه ی است.او می داند که بازی مهمی در بیت در جریان است.که به نفع مردم نیست.

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله