علی تقی پور

اعتبارزدایی از سیاست‌مداران و استقبال از کنش‌های مدنی

دیروز بعد از پوشش وسیع شبکه‌های ماهواره‌ای از پیام رضا پهلوی با عنوان «پیمان نوین»، این انتظار می‌رفت که در سطح شبکه‌های مجازی و مردم عادی نیز موجی له یا علیه او، متناسب با حجم وسیع تبلیغات ایجاد شود. از آن‌جا که رضا پهلوی خود را مخالف وضع موجود می‌داند و جامعه نیز زیر فشارهای شدید اقتصادی بار دیگر در آستانه‌ی انفجار خشمی دیگر است، غیرمعقول نبود مواضع چهره‌ی شناخته شده‌ای که خود را آلترناتیو وضع موجود می‌داند و مورد حمایت رسانه‌ها است به موضوعی برای بحث در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شود.

برخلاف این تصورات اما به نظر می‌رسد عدم توجه به این پیام در سطح افکار عمومی جامعه و شبکه‌های مجازی برای حامیان ایشان بسیار دلسردکننده باشد، چرا که به موضوع جدی‌ای برای بحث و جدل نیز تبدیل نشده است.
پرسش اما این‌جاست، «آیا این، تنها رضا پهلوی است که از سوی افکار عمومی مورد بی‌محلی قرار می‌گیرد؟» یا «این بی‌محلی، طیف وسیع‌تری از سیاست‌مداران را دربرگرفته است؟»

رصد شبکه‌های مجازی در جناح‌های مختلف، رفتارهای مشابهی را نشان می‌دهد. مواضع آقای خامنه‌ای در جناح انقلابی، کمتر از مواضع جنبش عدالت‌خواهانِ جوان مورد بحث قرار می‌گیرد، پیام خاتمی و نامه‌ی موسوی خوئینی‌ها نیز در جناح اصلاح‌طلب، چندان مورد استقبال هوادارانشان قرار نمی‌گیرد.

می‌توان گفت، فهم جامعه از بن‌بست موجود، آن‌ها را نسبت به شعارها و پیام سیاست‌مدرانِ قدرت‌محور بی‌توجه کرده، به عبارتی دیگر، از سیاست‌مدارانْ اعتبارزدایی شده است و شعار و پیام‌هایشان تحرکی برنمی‌انگیزد.

اما جامعه‌ی مدنی در غیاب این محورهای سیاسی، از کنش، مقاومت و طرح‌افکنی برای آینده دست نکشیده است. استقبال مردم از مطالبات جنبش‌های بی‌سر که محصول خِرَد جمعی هستند، بیش از پیش شدت یافته و ویژگی جدیدی به رفتارهای اجتماعی جامعه بخشیده است.

هشتگ «اعدام نکنید»، «دادخواهی» و…، نمونه‌هایی از کنش جامعه‌ی مدنی برای مقاومتی فراگیر است تا به مدد آن، جامعه هم‌بستگی اجتماعی خود را در غیاب محورها و چهره‌های سیاسی از دست ندهد و زیر بار فشارهای اقتصادی و استبداد موجود، تن به پوچی، بی‌هنجاری و فروپاشی اخلاقی ندهد و فضا را برای شکلی از فاشیسم و استبدادی جدید مهیا نکند.

این مقاومت مدنیِ جامعه و ایستادگی بر ارزش‌های انسانی و حقوق‌بشری و بی‌محلی به گفتمان‌های سیاسیِ قدرت‌محوری که با کلیشه‌های مرسومِ ساده‌سازی از واقعیت و قطبی‌سازی فضای سیاسی به دنبال تصاحب قدرت‌اند، فضا را برای توافقی عمومی در عرصه‌ی اجتماعی مهیا کرده، توافقی برای کنش‌ورزی مطابق با ارزش‌های مدرن حقوق بشری؛ این توافق عمومی می‌تواند گفتمان‌های سیاسی جدیدی بیافریند و اعتمادِ از دست‌رفته به سیاست‌مداران را به آن‌ها بازگرداند.

 

مطالب مرتبط

ریاض معسعس :مترجم علی سرداری

آنچه دولت اشغالگر در جنگ خود در لبنان، کرانه باختری و غزه و حملات خود در سوریه ـ پس از لغو قرارداد جدایی نیروها در سال ۱۹۷۴ ـ انجام می‌دهد، تنها بخشی از این پروژه است که بر اساس اصل «نیش زدن تدریجی» اعمال می‌شود؛ امری که محکومیت‌های گسترده‌ای ایجاد می‌کند، اما به جنگی جدید و همه‌جانبه منجر نمی‌شود.

مترجم علی سرداری

این جنبش‌های دیجیتال همزمان با تشدید لفاظی‌های چندین تن از شیوخ این گروه است که استفاده از زور را مشروع می‌دانند. وصفی ابوزید، رهبر اخوان المسلمین، با اظهاراتی مبنی بر اینکه «صلح‌طلبی نه یک اصل مذهبی است و نه یک الزام سیاسی»، در مرکز توجه قرار گرفته است و استدلال می‌کند که تنها معیار برای اقدام در مرحله فعلی «منافع مشروع» است و بدین ترتیب نقض مفهوم دولت-ملت و حاکمیت قانون را توجیه می‌کند.

صمود غزال :مترجم علی سرداری

در نزدیکی بازارهای تجاری مرکز شهر بیروت، تعدادی از آوارگانِ حومه جنوبی در چادرهایی که کنار البیال برپا شده بود، اسکان یافته‌اند. کسانی هستند که دست یاری به سوی آن‌ها دراز می‌کنند، اما نگاهی گذرا به صحنه نشان می‌دهد که همبستگی اجتماعی با بزرگی فاجعه تناسب ندارد و این همبستگی، شکننده و محدود است.