آیا بی بی سی منتظری را حذف کرد؟

در مقاله ای که در سایت ملی-مذهبی با نام مستعار انعکاس یافت  توجه به سمت نقش مهم بی بی سی رفته بود که یک روز قبل از نامه تند اقای خمینی به منتظری بی بی سی نامه منتظری به خمینی در باره اعدام های 1367 ه.ش را  خوانده است.
این عمل بی بی سی که اقای خمینی مشتری دائم بی بی سی بوده است را ناراحت کرده در نتیجه برخورد با منتظری تندتر صورت گرفته است که منجر به نامه معروف 6/1 شده است.
در این تحلیل نقش اصلی جریان یا فردی که نامه را به بی بی سی رسانده است گم شده است.
داستان این است که بی بی سی یا هر رسانه سیاستی دارد که قابل نقد است. اما در تحلیل یاد شده نکات مهمی مطرح است که باید به آن پرداخت.
نامه خصوصی را چه کسی به بی بی سی داده است؟
بی بی سی این نامه را ماه ها پیش در اختیار داشته است اما این نامه را در 5/1/ 1368 خوانده است.
تحلیل گرمقاله مزبور فاصله در اختیار داشتن نامه را تا زمان انتشارآن علامت نقش بی بی سی در حذف منتظری می گیرد.
اما مهم این است که چرا نامه داده شده است؟
مهم تر این است که رسانه حرفه ای مطابق شرایط با خبر برخورد می کند؟
به نظر می رسد که تحلیل گر از عامل اصلی که درز دادن نامه بوده است به سرعت گذشته است.
اما مسئله ای که روشن نیست این است که ایا هماهنگی نانوشته ای میان بی بی سی و حذف کنندگان وجود داشته است تا منتظری تندرو نسبت به غرب را حذف کنند؟
در صورتی که تحلیل مجاهدین انقلاب این بود که منتظری به موتلفه و جریان راست موضع گیری اش نزدیک شده است.
هنوز بر ما روشن نیست که بی بی سی مطابق ویژگی رسانه حرفه ای که خبر بزنگاهی منتشر می کند یا ورود به موقع انجام می دهد اقدام به انتشار نامه مزبور کرده ااست .
گره این موضوع زمانی باز می شود که بدانیم بی بی سی چگونه این نامه محرمانه منتظری به خمینی را بدست آورده است.
بازیگرانی که می دانستند که رهبر انقلاب به بی بی سی گوش می دهد و سعی کردند او را تحریک کنند.

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله