رائد صالح: مترججم علی سزداری

واشنگتن – «القدس العربی» 4سناریو برای پاسخ ایران در صورت حمله زمینی واشنگتن به جزیره خارک

واشنگتن – «القدس العربی»: با بسیج نیروهای اضافی ایالات متحده در منطقه، نگرانی‌ها از تشدید درگیری‌های گسترده نظامی در خاورمیانه افزایش یافته است. هم‌زمان، گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال حمله زمینی به خاک ایران، به‌ویژه جزیره خارک ــ شریان حیاتی صادرات نفت ایران ــ مطرح می‌شود.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، لفاظی‌های خود علیه تهران را تشدید کرده و این کشور را به بستن تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین خطوط کشتیرانی جهان که حدود یک‌پنجم نفت خام جهان از آن عبور می‌کند، متهم کرده است. او تهدید کرده که در صورت باز نشدن این گذرگاه، دامنه جنگ را گسترش خواهد داد.
به گزارش روزنامه هیل، اگرچه ایران در هفته‌های اخیر هدف حملات هوایی شدید قرار گرفته است، اما در کارزار نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل ــ که شامل ده‌ها هزار بمب و موشک بوده ــ کارشناسان و مقامات سابق تأکید می‌کنند که تهران همچنان توانایی‌های نظامی قابل‌توجهی دارد که می‌تواند به نیروهای آمریکایی و متحدانشان آسیب برساند و ثبات بازار جهانی انرژی را تهدید کند.
هدف قرار دادن مستقیم نیروهای آمریکایی
به گفته تحلیلگران، محتمل‌ترین سناریو در صورت ورود نیروهای آمریکا به خاک ایران، حملات مستقیم علیه این نیروهاست. جزیره خارک، که حدود ۳۰ کیلومتر با ساحل ایران فاصله دارد، هدفی نسبتاً آسان برای پهپادها و موشک‌های شلیک‌شده از خاک ایران محسوب می‌شود.
کارشناسان احتمال حضور نیروهای سپاه پاسداران در این جزیره را مطرح کرده و انتظار دارند منطقه با مواد منفجره و تله‌های جنگی مین‌گذاری شده باشد؛ موضوعی که می‌تواند هر عملیات فرود را به رویارویی زمینی پیچیده و پرهزینه‌ای از نظر تلفات انسانی تبدیل کند و پیامدهای سیاسی داخلی برای دولت ترامپ به همراه داشته باشد.
آنها همچنین می‌گویند ایران همچنان قادر است از زرادخانه متنوع خود ــ شامل موشک‌ها، پهپادها، مین‌های دریایی و قایق‌های تندرو ــ برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی استفاده کند. برخی هشدار می‌دهند که هر تلاشی برای کنترل تنگه هرمز می‌تواند به سرعت به جنگی فرسایشی یا شورش مسلحانه تبدیل شود.
حملات به تأسیسات انرژی خلیج فارس
هرگونه مداخله زمینی آمریکا ممکن است تهران را به تشدید حملات علیه تأسیسات انرژی در منطقه خلیج فارس، از جمله میادین نفتی، نیروگاه‌ها و کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن، سوق دهد.
کارشناسان معتقدند ایران تاکنون سطحی از «خویشتنداری» را نشان داده، اما توانایی دارد به‌تدریج تنش‌ها را افزایش داده و زیرساخت‌های حیاتی را هدف قرار دهد؛ اقدامی که می‌تواند فشار مستقیمی بر بازار جهانی انرژی وارد کند.
در حالی که ترامپ تأثیر افزایش قیمت سوخت را کم‌اهمیت جلوه داده و آن را موقتی دانسته، تحلیلگران بازار باور دارند که ادامه یا گسترش جنگ می‌تواند شوک‌های عمیق‌تری در بخش انرژی جهانی ایجاد کند.
تشدید حملات نیابتی
از آغاز این رویارویی، گروه‌های مورد حمایت ایران حملات خود به اهداف آمریکایی و اسرائیلی ــ به‌ویژه در عراق و لبنان ــ را افزایش داده‌اند. سفارت آمریکا در بغداد و پایگاه‌های نظامی بارها هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته‌اند.
تحلیلگران می‌گویند این گروه‌ها توان گسترش عملیات خود را دارند؛ حزب‌الله همچنان به پرتاب موشک ادامه می‌دهد و حوثی‌ها با هدف قرار دادن کشتی‌ها در دریای سرخ، به‌طور بالقوه نفوذ خود را در یمن افزایش می‌دهند.
این نیروها احتمالاً از مین‌های دریایی و ایجاد اختلال در مسیرهای کشتیرانی نیز استفاده خواهند کرد؛ اقدامی که چشم‌انداز نظامی را پیچیده‌تر کرده و زمینه تشدید تنش‌ها در چند جبهه را فراهم می‌کند.
تهدیدی برای دریانوردی در دریای سرخ
تهدید ایران محدود به تنگه هرمز نیست؛ تهران یا متحدانش می‌توانند تنگه باب‌المندب ــ یکی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی برای انرژی و تجارت جهانی که حدود ۱۰ درصد نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند ــ را نیز هدف قرار دهند.
ایران پیش‌تر هشدار داده بود که در صورت ادامه حملات به زیرساخت‌هایش، تنش‌ها را تشدید خواهد کرد و این آبراه حیاتی نیز در معرض خطر قرار خواهد گرفت. این در حالی است که حوثی‌ها سابقه هدف قرار دادن کشتی‌ها با پهپاد و موشک را دارند.
کارشناسان معتقدند بستن یا حتی تهدید این کریدور می‌تواند با گشودن جبهه‌ای جدید در دریای سرخ، بحرانی مضاعف برای آمریکا و متحدانش ایجاد کند؛ بحرانی که عملیات نظامی را پیچیده‌تر کرده و هزینه‌های استراتژیک آنها را افزایش خواهد داد.

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

مطالب پربازدید

مقاله