در گفت و گو با سایت ملی - مذهبی مطرح شد:

همسر متین‌پور: او را شکنجه کرده‌اند حالا می‌گویند تقاضای عفو بنویسد!

مطابق بر قوانین جمهوری اسلامی هیچیک از مقامات قضایی حق ندارند مطابق با سلیقه و تصمیمات شخصی با زندانیان برخورد کنند. این در حالی است که زندانیان سیاسی از ابتدایی ترین حقوق خود بنا به دستور مستقیم دادستان محروم هستند و هیچ مرجع قضایی در این زمینه پاسخگوی خانواده های زندانیان سیاسی نیست.

عطیه طاهری با اشاره به عدم موافقت با آزادی مشروط همسرش علی رغم پایان یافتن نیمی از حکمش به سایت ملی‑ مذهبی می گوید: “سعید در 24 شهریور ماه وارد پنجمین سال دوران زندان خود شد. یعنی او نیمی از حکم خود را گذرانده است و طبق قوانین می تواند از آزادی مشروط استفاده کند. ما نامه های خود را در این زمینه نوشته و تحویل داده ایم اما تاکنون که نزدیک به یکماه می گذرد هنوز پاسخی دریافت نکردیم و متاسفانه با حق آزادی مشروط موافقت نشده است.”

سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی در روز چهارم خرداد سال 86 در زنجان بازداشت و به مدت نه ماه در سلولهای وزارت اطلاعات زنجان و اوین تحت بازجویی و فشارهای سخت قرار داشت و در طی این مدت مورد شکنجه جسمی قرار گرفته بود. نهایتا شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی طی حکمی در خرداد 87 وی را به اتهام ارتباط با بیگانگان به هفت سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به یکسال و مجموعا به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرد. با احتساب نه ماه بازداشت موقت در اداره اطلاعات، 24 شهریور سال جاری چهار سال از مجموع هشت سال دوره محکومیت وی سپری شده است که مطابق قانون، وی می تواند ازعفو مشروط استفاده نموده و آزاد گردد، اما مسئولین قضایی با این حق مخالفت می کنند.

وی به آخرین مراجعه خود به مراجع قضایی اشاره می کند: “آخرین باری که برای درخواست مرخصی رفتم دادیار ناظر با رفتار بسیار نامناسب گفت که سعید عفو ننوشته است… من هم گفتم مگر برای مرخصی هم باید نامه عفو بنویسد؟! خلاصه در این چهار سال همیشه برخوردها و رفتارها به این شکل بوده است حتی نمی دانند چگونه باید رفتار کنند. البته در دفتر دادستانی یک خانم و آقایی هستند که نامه های ما را دریافت می کنند و برخورد بسیار خوبی دارند اما رفتار دادیار ناظر زندان بسیار آزاردهنده بود؛ یک پایش را روی پایش انداخته و پاچه شلوارش را بالا کشیده بود و پایش را می خارید و با یک دست دیگرش هم با موبایل ور می رفت. خود من از اینگونه رفتارخیلی خجالت کشیدم. با این حرکات حتما می خواهند بگویند ما را برسمیت نمی شناسند.”

متین پور روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر در شهر زنجان است که به صورت مداوم و گسترده با نوشتن مقالات در نشریات و وبلاگ شخصی به بیان نقض حقوق بشر در آذربایجان مبادرت می ورزید و همگان را نسبت به حقوق آنان از جمله تحصیل به زبان مادری و حق تعیین سرنوشت آگاه می نمود.

همسر متین پور در ادامه خاطرنشان می کند: “خود سعید می تواند نامه عفو بنویسد و آزاد شود؛ اما می گوید که هرگز خلاف مقررات و قوانین جمهوری اسلامی عمل نکرده و جرمی مرتکب نشده است که حالا بخواهد درخواست عفو کند. چهار سال در زندان در بدترین شرایط بوده و بارها شکنجه شده حالا او باید نامه عفو بنویسد؟! این شرایط خیلی برای ما سخت است اما حتی خود من راضی نیستم سعید عفو بنویسد. زیرا به این باور دارم که اگر آدمها بخواهند آثار مثبتی از خود بجا بگذراند شرایط سختی را باید تحمل کنند. من هم این شرایط را قبول کرده ام و به مقاومت همسرم افتخار می کنم. ما این راه را انتخاب کرده ایم و علی رغم تمام فشارها پشیمان هم نیستیم و حتی لحظه ای فکر نکرده ام که زندگی ام می توانست بهتر از این باشد. اما می دانم روزی کسانی که این شرایط را فراهم کردند پاسخگوی این ظلم ها خواهند بود. از خدا می خواهم صبر عطا کند تا بتوانیم زندگی را برای خود معنا دار کنیم و این سختی ها را با موفقیت پشت سر بگذاریم.”

این فعال حقوق بشر از بیماری‌های متعدد از جمله بیماری‌های قلبی، زخم معده، ناراحتی‌های گوارشی، ستون فقرات و … رنج می برد که در طول دوران سخت زندان و شکنجه های جسمی و روحی در دوران بازجویی به آنها دچار شده است. درخواست های متعدد برای مرخصی پزشکی جهت معالجه توسط پزشک متخصص تا کنون بی نتیجه بوده است.

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟