نخست‌وزیر ترکیه:

جمهوری اسلامی صداقت ندارد و ریاکاری می‌کند

رجب طیب اردوغان جمهوری اسلامی را متهم به «ریاکاری» در بحران هسته‌ای کرد و گفتفقدان صداقت ایران٬ وجهه این کشور را در جامعه جهانی مخدوش می‌کند

جمهوری اسلامی گویا عادت دارد همیشه تمامی تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد بگذارد و به ناگهان یا به علت رفتارهای ماجراجویانه اش و یا «زیرکی» کشور مقابل نه از تاج نشانی به جا بماند و نه از تاج‌نشان.

در طول سی سال اخیر می‌توان مثال‌های فراوانی در این زمینه زد؛ از ژاپن تا برزیل، افریقای جنوبی و سوریه و اکنون نیز ترکیه.

رجب طیب اردوغان٬ نخست‌وزیر ترکیه٬ در واکنشی تند و کم‌سابقه٬ از رویکرد جمهوری‌اسلامی ایران در قبال بحران هسته‌ای و مسائل پیرامون آن به شدت انتقاد کرد.

رئیس دولت« اسلامی و برادری» که همین چند روز پیش تمام قد از حق صلح‌آمیز هسته‌ای ایران دفاع کرد حالا در واکنش به مخالفت مقامات جمهوری اسلامی با از سرگیری مذاکرات هسته‌ای با قدرت‌های غربی در استانبول٬ به‌صراحت گفت که «رفتار ایران صادقانه نیست و با این رفتارهای عاری از صداقت٬ اعتبار بین‌المللی خود را بر باد می‌دهد

به گزارش خبرگزاری رویترز٬ نخست‌وزیر ترکیه روز پنج‌شنبه در یک کنفرانس خبری در آنکارا٬ در نکوهش تصمیم مقامات جمهوری اسلامی مبنی بر تغییر محل برگزاری مذاکرات از استانبول به دمشق یا بغداد٬ این اقدام را «ریاکارانه» خواند و گفتچنین درخواستی فقط تلاش برای «اتلاف وقت» است و «به این معنی است که این مذاکرات برگزار نخواهد شد٬ چون آنها می‌دانند که طرف‌های مذاکره (گروه ۱+۵) به دمشق یا بغداد نخواهند آمد

پیش‌بینی اردوغان چندان نیز بی‌راه به‌نظر نمی‌رسد چرا که امروز مقامات جمهوری اسلامی خبر دادند پیشنهاد کشورهای غربی برای برگزاری نشست ۱+۵ در یکی از سه کشور اتریش، سوییس و نروژ را رد کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری فارس، «دیپلمات‌های مطلع» در تهران می‌گویند در حالی‌که مذاکرات باقری و اشمیت (معاونان جلیلی و اشتون) درباره تعیین مکان مذاکرات آتی ایران و 1+5 همچنان ادامه دارد، ایران پیشنهادهای مکرر طرف غربی برای برگزاری مذاکرات در چند کشور اروپایی را نپذیرفته است.

بنا به گفته این «منابع مطلع»، چند کشور اروپایی کشورهای نروژ، سوئیس و اتریش از جانب اشتون به عنوان کاندیداهای میزبانی مذاکرات مطرح شده است اما ایران تاکید کرده تمایلی به مذاکرات در این کشورها ندارد.در عین حال دیپلمات‌ها تاکید دارند که شنبه ۲۶ فروردین (۱۴ آوریل) به عنوان زمان نهایی مذاکرات میان تهران و بروکسل مورد توافق قرار گرفته است.

ترکیه در سال‌های اخیر با انگیزه‌های مختلف تلاش کرد تا از بروز بحرانی جدید در منطقه خاورمیانه جلوگیری کند، دولت اردوغان از زمانی که زمام امور را به دست گرفت با شعار « بحران صفر با همسایگان» سیاست خارجی خود را تنظیم کرد تا بتواند به رشد اقتصادی روز افزون خود بیافزاید، آنکارا برای کاهش تنش با ایران به نظر می‌رسد دو انگیزه بسیار بزرگ دیگر نیز داشت، سردمداران آنکارا معتقد بودند با بالا گرفتن جنگ بین غرب و ایران موجی از مهاجرین ایرانی به این کشور سرازیر خواهند شد، اتفاقی که اکنون در مورد سوریه تا حدودی رخ داده و دیگری اینکه تصور می‌کنند بروز جنگ و دشمنی کشورهای غربی با تهران، جمهوری اسلامی را به استفاده از شیوه‌های قدیمی برای فشار به ترکیه وادار می‌کند: حمایت از گروه‌های کرد مسلح.

ترکیه تلاش کرد تا در بحران رو به گسترش برنامه هسته‌ای ایران نقش میانجی را بر عهده بگیرد و در استانبول میزبان مذاکرات ایران و قدرت‌های غربی باشد. این مذاکرات از یک سال پیش متوقف شده و به گفته بسیاری از مقامات سیاسی و دیپلمات‌های غربی٬ آخرین فرصت ایران برای متقاعد کردن جامعه جهانی به صرف‌نظر کردن از انتخاب گزینه نظامی علیه تاسیسات غنی‌سازی کشور است.

اما مقامات جمهوری اسلامی به رغم موافقت اولیه با برگزاری مذاکرات در استانبول در ۱۳ و ۱۴ آوریل٬ در چرخشی دیگر خواستار برگزاری آن در دمشق یا بغداد شدند. چرخشی که مقامات ایرانی از جمله علاء الدین بروجردی رسما اعلام کردند به علت رفتار‌های ترکیه نظر «مقام معظم رهبری» این است مذاکرات در آنجا برگزار نشود. به نظر می‌رسد منظور از «رفتار‌های» ترکیه حمایت این کشور از خیزش مردم سوریه علیه نظام بشار اسد بوده و پیشنهاد برای برگزاری در عراق نیز به نوعی تلاش ایران برای اعطای وجهه به یک دولت شیعه و متحد نزدیک خود است.

بنابر این گزارش رجب طیب اردوغان روز گذشته همچنین با اشاره به رفتار رهبران جمهوری اسلامی در قبال برنامه هسته‌ای گفت: «زبان ایران زبان دیپلماسی نیست. اسم این کار چیز دیگری است، که من نمی‌خواهم در اینجا آن را بیان کنم

به این ترتیب رجب طیب اردوغان دوبار در بازی هسته‌ای ایران دست‌به سر شد؛ اولین بار توسط کشورهای غربی و زمانی که با همکاری با برزیل با افتخار اعلام کرد ایران قرارداد تبادل سوخت در این کشور را پذیرفته ولی غرب و به‌خصوص آمریکا به ناگهان رنگ عوض کردند و از آن حمایت نکردند و این دومین بار که انگشتانش با دیگ داغ ماجراجویی «خیابان پاستور» گزیده شد.

رجب طیب اردوغان برای ایفای نقش میانجی جهت حل‌وفصل بحران هسته‌ای ایران٬ هفته گذشته در نشست «امنیت هسته‌ای» در سئول با باراک اوباما دیدار کرد. وی پس از آن در سفر دو روزه به تهران پیام‌های رئیس‌جمهور آمریکا درباره بحران هسته‌ای ایران و تحولات سوریه را به رهبران جمهوری اسلامی رساند.

بر اساس آخرین اطلاعات منتشر شده در واشنگتن‌پست٬ باراک اوباما در دیداری دو ساعته در سئول٬ خطاب به نخست‌وزیر ترکیه گفته بود در صورتی که آیت‌الله خامنه‌ای بتواند صحت ادعاهای اخیر خود مبنی بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران را ثابت کند و در عمل نشان دهد که «هرگز به دنبال تسلیحات هسته‌ای نخواهد بود» ایالات متحده از برنامه هسته‌ای ایران حمایت خواهد کرد٬ در غیر این صورت باید بدانند که زمان برای یافتن راه‌حل صلح‌‌آمیز و دیپلماتیک برای این بحران به سرعت رو به پایان است.

اما با اظهارات عصر گذشته اردوغان به نظر می‌رسد او دیگر انگیزه‌ای ندارد تا تمایلات «صلح طلبانه» برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را برای کسی ثابت کند.

مطالب مرتبط

هاشم آقاجری: ۱۲۰ سال پس از مشروطه همچنان در تعلیق بین رعیت‌بودگی و شهروندی هستیم/ انقلاب ۵۷ محصول منطقی کودتای ۲۸ مرداد بود

چهار گروه نخبه ایران با مساحت‌های گوناگون البته؛ یعنی منورالفکران، دیوانیان تجددخواه، تجار ایران و بالاخره روحانیان نوگرا پروژه مشروطیت را پیش بردند. خود پروژه مشروطیت حاصل به بن‌بست رسیدن تکاپوهای اصلاح‌طلبانه از بالا و درون‌سیستمی بود که تقریباً حدود ۱۰۰ سال جریان داشت و به نتیجه نرسیده بود؛ یعنی پروژه‌های ناکام اصلاح‌طلبی از جنگ‌های ایران و روس و قائم‌مقام‌ها گرفته تا امیرکبیر و سپهسالار و دیگران، حاصلش پروژه مشروطیت بود.
پروژه مشروطیت عبارت از این بود که ما چه کنیم تا آن بحران‌ها را حل کنیم؟ از کجا شروع کنیم؟ مشروطیت گفت از ساختار سیاسی و حقوقی باید شروع کنیم، تبدیل رعیت به شهروند، از حل مسئله قدرت و مسئولیت، تناسب قدرت و مسئولیت (به میزان قدرت، مسئولیت و پاسخ‌گویی)، از تمرکززدایی از قدرت و تفکیک قوا، از اصل نمایندگی، از دو اصل اساسی حریت به تعبیر امروز یعنی آزادی، و مساوات یعنی برابری، اصل نهادهای پایینی و مردمی، انجمن‌ها، اتحادیه‌ها، مطبوعات، نهادهای مدنی، انجمن‌های ایالتی و ولایتی؛ یعنی ساختار حقوقی و سیاسی را باید ابتدا دگرگون کرد تا بعد با اتخاذ برنامه‌های مختلف، برنامه‌هایی که مثلاً فرض می‌کنیم مرتضی‌قلی‌خان صنیع‌الدوله داشت؛ یکی از رجال روشن‌اندیش و مترقی ایران که خیلی خوب فهمیده بود راه ایران بعد از انقلاب مشروطه توسعه صنعتی است، در آلمان درس خوانده بود و خیلی خوب به نقش صنعت و صنعتی‌شدن ایران توجه داشت؛ ولی اول باید ساختار سیاسی دگرگون بشود، باید یک قانون اساسی، یک نظام مبتنی بر تفکیک قوا، اصل نمایندگی، اصل حاکمیت مردم و اصل آزادی باشد.

(میزگردی با حضور علیرضا رجایی، آذر منصوری، لطف‌الله میثمی، بدرالسادات مفیدی و مهدی فخرزاده)

بدرالسادات مفیدی: برخی رسانه‌های خارج از کشور ــ به‌عنوان مثال شبکه‌هایی مانند ایران اینترنشنال ــ این رخداد را صراحتاً «انقلاب» نامیدند. این نام‌گذاری بالاخره بر ذهن و روان جامعه اثر می‌گذارد؛ نوعی امید و احساس نزدیکی به پیروزی ایجاد می‌کند. حال آنکه اگر این تصویر تقویت شود و سپس نتیجه‌ای حاصل نشود، پیامدهای روانی آن می‌تواند سنگین باشد: افزایش یأس، سرخوردگی، انفعال اجتماعی و حتی در برخی موارد افزایش آسیب‌های فردی. وقتی جامعه در وضعیت انتظار برای یک «پیروزی قریب‌الوقوع» قرار می‌گیرد و آن اتفاق نمی‌افتد، انرژی اجتماعی فروکش می‌کند. در چنین فضایی، ممکن است حاکمیت نیز از کاهش انگیزه‌های اعتراضی بهره‌مند شود.

به گذارش القدس الغربی :مترجم علی سرداری

منتقدانش اما او را نمادی از ظهور گفتمان سیاسی تندتر می‌دانند که می‌تواند برای حزب دموکرات چالش‌آفرین باشد، زیرا این حزب تلاش می‌کند پایگاه جوانان خود را با رأی‌دهندگان میانه‌رو متعادل کند.