با ارزیابیِ موقعیتِ تاریخیِ تمدن-و-فرهنگِ ایران‌زمین

در آستانهٔ ۴۸مین سالگشتِ هجرتِ آموزگارِ «آزادی، برابری، و عرفان»

🖋احسان شریعتی
 
با آغازِ تهاجمِ نظامیِ غافل‌گیرانه و بمبارانِ شهرهایِ میهن ما، در برابرِ  چشمانِ شگفت‌زدهٔ جهانیان (و «سازمانِ -منفعل- مللِ متحد»)، شاهدِ گشودنِ جبهه و جنگ‌افروزیِ دیگری از سوی رژیم نژادپرستِ اسرائیل بودیم. این تجاوز که اینک با تخریبِ گستردهٔ زیرساخت‌هایِ ملی و کشتارِ جمعیِ مردمِ بی‌دفاع نیز همراه شده است، نه تنها می‌تواند آسیبِ مهلکی به بنیهٔ اقتصادی و روندِ رشد-و-توسعهٔ کشور یزند، که به تقویت جوِّ انحصار و انسداد و سرکوب، و تجزیه و هرج‌ومرج، بیانجامد.
توانِ مقاومتِ ملی در برابرِ چنین تهدیدهایِ خطیری علیه صلح و امنیتِ منطقهٔ خاورمیانه‌، نیازمندِ تقویتِ روحیهٔ همبستگیِ ملی در دفاع از موجودیتِ کشور و تمامیتِ ارضیِ آن است، و نیز، برساختنِ زیرساخت‌های دفاعیِ قوی، ممانعت از نفوذِ قدرت‌های متخاصم به درون، اجتناب از طرحِ شعارهای غیرواقعیِ افراطی در صحنهٔ خارجی و سرانجام، تغییرِ سیاستِ داخلیِ تضییق و تحدیدِ حقوق-و-آزادی‌های شهروندی و پذیرش تنوع آراء و سلیقه‌های سیاسی-و-اعتقادی.
نیم قرنِ پیش، معلمِ ما ع. شریعتی(ش.م.ع.)، با ارزیابیِ موقعیتِ تاریخیِ تمدن-و-فرهنگِ ایران‌زمین(و کشورهای مسلمان)، با آسیب‌شناسیِ نظری امتناعِ اندیشه و پیش‌بینیِ کاستی‌های حنبش‌های گذشته و امکانِ تحریفِ فکری و انحرافِ آن‌ها، و با اعلامِ این‌ شعار که «جنگِ خندق، جنگِ امروز است»، بر ضرورتِ تغییر-و-تحولِ فکری-روانی و انقلابی آگاهی(-و-رهائی)‌بخش تأکید ورزید. از کلام او، پس از وی، برداشت‌های متناقض‌نمای(درست-و-نادرستی) پدید آمد. پیام او اما، جز فراخوان به توحیدِ «عدالت، آزادی، و عرفان(آگاهیِ معنوی)» و مبارزه با تثلیثِ «زر و زور و تزویر»(استحمار کهنه-و-نو) نبود.
پویندگانِ «راهِ» او در گذشته، «یادِ» آن آموزگار را با «کار»، «مبارزهٔ سیاسی»، و «خودسازیِ اخلاقی-معنویِ» خود، ارج نهاده‌اند و امروزه در شرایطِ کنونی، با مقاومتِ ملی و مدنی در برابرِ جنگ‌افروزی‌های نواستعماری و تلاش‌گریِ مردمی در دفاع از صلح و آزادی (و عدالت، توسعهٔ مادی و رشدِ معنوی).

مطالب مرتبط

عاصم امین :مترجم علی سرداری

علاقهٔ مارکس به اقتصاد از بینش تاریخی او جدا نبود؛ او ساخت اقتصادی را بنیانی می‌دانست که نظام‌های سیاسی، حقوقی و فرهنگی بر آن استوارند. توسعهٔ ابزار تولید و روابط تولیدی، تحولات عمدهٔ تاریخ را توضیح می‌دهد. از اینجا «ماتریالیسم تاریخی» پدید آمد که توسعهٔ جوامع را به تغییرات مؤثر در ساختار اقتصادی پیوند می‌دهد، بی‌آنکه تأثیر متقابل میان اقتصاد و سایر پدیده‌های اجتماعی را انکار کند.

تامر غزال:مترجم علی سرداری

ا این حال، از بین بردن این رکود ممکن است. تغییر واقعی زمانی آغاز می‌شود که روشنفکران و وبلاگ‌نویسان تصمیم بگیرند حاشیه را ترک کنند و به «مهندسان آگاهی» تبدیل شوند. شکستن این چرخه معیوب مستلزم گذار از «انتقاد از بحران» به «ایجاد جایگزین» است؛ با ساده‌سازی دانش، تبدیل فلسفه‌های پیچیده به ابتکارات انعطاف‌پذیر اجتماعی و ابزارهای توانمندسازی دیجیتال و مبتنی بر دانش که به جوانان و نسل نوظهور در زندگی روزمره‌شان کمک کند. وقتی عمق یک ایده با اراده برای اقدام عملی تلاقی می‌کند، سر و صدای زودگذر محو می‌شود و پایه‌های محکمی ساخته می‌شود؛ پایه‌هایی که سیاست و توسعه را وادار می‌کند با نبض واقعی خیابان همگام شوند.

عبدالرزاق دهنون:مترجم علی سرداری

اما انقلاب‌های مدرن اغلب موتورهای خود را به سمت نوعی جنون مخرب منحرف می‌کنند و امیدها برای تغییر رادیکال با افزایش هزینه‌های تغییر از میان می‌رود. آیا نقل‌قول معروف ضدانقلابی ژاک مالت دو بان حقیقت دارد که می‌گفت: «انقلاب، همچون زحل، فرزندان خود را می‌بلعد»؟
انقلاب‌ها در اصل با هدفی آغاز می‌شوند که در عمل اغلب خلاف آن پیش می‌روند. هانا آرنت می‌گوید: «متأسفانه آزادی در کشورهایی که هرگز انقلابی نداشته‌اند، بهتر حفظ شده است.» از این سخن می‌توان دریافت که انقلاب تنها نقطهٔ عطفی خطرناک است.

مطالب پربازدید

مقاله

درباره تغییر مواضع فعالان سیاسی و خطای قهرمان‌سازی از مبارزان و زندانیان سیاسیی