تقی رحمانی

ایرانیت ما ،اسکندر ایرانی و شیعه ایرانی

هنر ایرانی مال خود کردن دوست و دشمنش اش به خصوص زمانی که دشمن او را شکست سیاسی یا نظامی دهد، است.البته فکرو شعر و هنر و ادب ایرانی تدبیری می اندیشد عجیب، این عجیب گاه غربی می شود یا دشمن را به قرب خود نزدیک کند که در تاریخ ما فراوان رخ داده است. یک نمونه ان خلق اسطوره اسکندر ایرانی است.
اسکندر ایرانی
اسکندر ایران را فتح کرده است. فساد هخامنشی مانع از این شکست نشد سلوکیان برایران حکومت کرده اند.غربیان سلوکیان را در زمره حکومتی غربی نمی آورند ایرانیان، سلوکیان را شرقی کرده اند؟
اما در مورد اسکندر حماسه اسطوره ای ساز کرده اند که مهم است. اسکندار فرزند داراب است که ریشه ایرانی دارد.این افسانه در به شعر آورده در شاهنامه هم قابل دسترس است.
این اسکندر تاریخی نیست اما این که فاتح ایران باید حتما ایرانی باشد برای تفکر اسطوره ای ایرانی مهم بوده است.
مغولان را هم ایرانیان، ایرانی کرده اند مغولان ایرانی با مغولان فاتح فرق داشتند.
اما تجربه اسکندر را آوردم تا وارد مسئله اصلی شوم آن حدیث شیعه ایرانی است،یا شیعه به روایت ایرانی است.
شیعه ایرانی
امویان اندلس معتقد بودن که بنی عباس به واسطه نفوذ ایرانیان اسلام را دچار انحراف کرده اند چرا که تفکر ایرانی با اسلام رابطه درستی ندارد.هنوز هم اندیشمندان جهان عرب این ادعا را تفسیر علمی و به روز می کنند، مانند محده عابد جابری.
اما به نظرم می رسد که نفوذ ایرانی در اسلام محصول عجیبی داده است. یکی از انها شیعه (ایرانی) است .شیعه اقلیت محض در جهان اسلام است که تنها خود را اسلام اصیل می داند.
به عبارتی ما اکثر مسلمانان را مسلمان حسابی یا مسلمان خالص نمی دانیم.اهل بیت، محور رابطه شیعه با اسلام شناخته می شوند وهم سازمان رسمی دین ایرانی به سازمان رسمی دین زرتشتی نزدیک تر است.محور شناخت اهل بیت خود را می داند.
نظم سازمان رسمی دین شیعه و رابطه تاریخی ان با نهاد سلطنت و ملک داری ایرانی با سازمان رسمی دین رزتشتی فرق چندانی ندارد.
اما غرض اصلی این مقال این نکته محوری است.
با حکومت دینی وضع فرق کرده است.امروز شیعه در جایگاهی نشسته است که رفتارش غربی است و جایش هم عجیب است.حکومت دینی محصول مدرن است با محتوی سنتی که نامش می شود بنیاد گرائی .
اجتهاد در شیعه زمانی که حکومت دینی نباشد با بنیاد گرائی فاصله می گیرد.حکومت دینی در جریان کرونا با مشکل مهمی مواجه شد. بخشی از روحانیت در جایگاه سطان نشسته اند ناچار به مدیریت چیزی شده اند که تجربه اش را ندارند.
این سخنان که حرم شفا خانه است.این که با تربت امام حسین کرونا من مداوا شد و هزاران سخن خرافه دیگر. بیشتر نشان از مشکل حکومت دینی دارد تا مشکل باور دینی.
چرا که باور دینی مراجع مانع نمی شود که برای عمل جراحی به لندن نروند. انگار فراموش کرده اند که عمل چشم را با حرم مداوا نکردند بلکه به دکتر مراجعه کردند.
وقتی چیزی و کسی و نهادی سر جایش نباشد مشکلش دو چندان می شود.شیعه ایرانی جایگاه اش را بعد از انقلاب گم کرده است.
شیعه یا شیعه انگلیسی یا ووو
قبل انقلاب شریعتی از شیعه صفوی و شیعه علوی گفت. که نشان از اتش زیر خاکستر داشت.
این قطبی کردن هم مضار داشت و هم جای توجه داشت. قطبی کردن هیجان ایجاد می کند و صف بندی که تفکر را هم تحت شعاع قرار می دهد.انصاف را هم گاه از میان می برد. دو صف بر هم می خورند و حق از میان گم می شود.اما قطبی کردن ادامه یافت
خمینی از اسلام امریکائی گفت و بعد شیعه انگلیسی باب شد.
امروز در برای شیعه انگلیسی از شیعه های دیگر هم سخن می رود.می دانیم که شیعه انگلیسی اتهامی ناوا بود که خمینی و حکومت برای مرعوب کردن روحانیون مخالف خود باب کرد. البته جواب این قطبی کردن جواب و متهم کردن حکومت به شیعه روسی نیست.
چرا که نشان داده شده که شیعه در ایران هیچگاه جوهره اش نه انگلیسی نه روسی و نه غیره بوده است بلکه این شیعه دچار بحران است این بحران ریشه اش در حکومت دینی است که جایگاه نهاد بحران زده دین را دچار مشکل کرده است.
روحانی که در حوزه درس خوانده در جایگاه مقام اجرائی می نشیند در هنگام بحران باید اقدامی کند که تا نشان دهد مسولیت دارد اما چون کار نمی داند دو خطا می کند و یک عکس العمل ایجاد می کند.
اول در مدیریت نظام بحران ایجاد می کند دو گانه حکومت و دولت می سازد. دوم با نظر نادرست بر باور دینی مردم ضربه می زند.جمع این دو خطا به کشور آسیب جدی زده و می زند. شیعه ایرانی را هم دچار بحران مضاعف می کند.
اما عکس العمل این دو خطا روحانی می شود عکس العمل روشنفکر مسلمان که صورت مسئله نقش اجتماعی دین را پاک می کند و خدا را به تعطیلات می فرستد.
در این باره سخن باید گفت باز.

مطالب مرتبط

روزنامه‌نگار مصری– عبدالمجيد الشرفي:مترجم علی سرداری

او خواستار لغو برخی احکام فقهی می‌شود که آنها را ناعادلانه می‌داند؛ از جمله قوانین مربوط به ارث، ازدواج و طلاق. شرفی تأکید می‌کند که قرآن اصولی را در خود دارد که عدالت را ترویج می‌کنند و این اصول باید مبنای هر تفسیر جدیدی برای دستیابی به برابری جنسیتی در جوامع مسلمان باشند.
با وجود حمایت شرفی از اصلاحات دینی، او به ضرورت جدایی دین از دولت باور دارد. به اعتقاد او، اسلام نیازی به تحمیل از سوی قدرت سیاسی ندارد و باید در چارچوب آزادی فردی عمل کند. شرفی معتقد است دولت مدرن باید سکولار باشد و رابطه دین و سیاست باید در چارچوب حقوق بشر و دموکراسی تعریف شود.

صبحی نایل، محقق مصری — مترجم: علی سرداری


او ادعا می‌کند که «تشکیل جامعه اسلامی یک ضرورت انسانی و یک الزام فطری است» و «نظام اسلامی بر اساس عدالت خدا قضاوت می‌کند، با ترازوی خدا وزن می‌کند و پرچم عدالت اجتماعی را تنها به نام خدا برافراشته و آن را پرچم اسلام می‌نامد؛ آن را با هیچ نام دیگری پیوند نمی‌دهد و بر آن می‌نویسد: لا اله الا الله». «جامعه اسلامی جامعه‌ای است که تمام سبک زندگی اسلامی را اتخاذ می‌کند.» چنین شعارهایی عمیقاً—و شاید حتی به‌گونه‌ای جادویی—در میان مسلمانان طنین‌انداز می‌شود. آرزوی هر مسلمانی نظامی است که مطابق عدالت خداوند عمل کند و بر اساس وحی او حکم نماید. اما قطب خود این نظام را تعریف و اداره می‌کند و هرگونه مخالفت با آن را مخالفت با خداوند می‌شمارد.

نویسنده: احمد الدباوی (مصر)مترجم علی سرداری

روشنگری در آثار طه حسین محدود به مسائل ادبی، تاریخی یا آموزشی نبود؛ بلکه به حوزه سیاست نیز گسترش یافت. سیاست هرگز از پروژه او غایب نبود، به‌ویژه پس از آنکه دولت وفد، پیش از انقلاب ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲، او را وزیر آموزش کرد. از آن زمان، او عملاً سیاست را در خدمت آموزش قرار داد. طه حسین سیاست و آموزش را درهم آمیخت. هنگامی که از دموکراسی به‌عنوان وسیله دستیابی به آزادی سیاسی سخن می‌گفت، آن را ضروری می‌دانست، اما آن را ناگزیر به آموزش پیوند می‌زد. او باور داشت که بدون آزادی فکری و علمی، آزادی سیاسی وجود نخواهد داشت. این دو آزادی، دو روی یک سکه‌اند. او می‌گوید: «نظام دموکراتیک باید زندگی، آزادی و صلح را برای همه شهروندان تضمین کند. من باور ندارم که دموکراسی بتواند هیچ‌یک از این‌ها را تضمین کند، مگر آنکه آموزش ابتدایی همگانی را ـ خواه مردم بخواهند، خواه نخواهند ـ فراهم کند. برای اینکه دموکراسی زندگی را تضمین کند، باید پیش از هر چیز آزادی انتخاب میان مکاتب فکری گوناگون را فراهم سازد؛ مکاتبی که افراد را قادر می‌سازد امرار معاش کنند.»