نهی احمدی‌نژاد و «انتخابات آزاد و سالم»

نظر مخالف رهبر جمهوری اسلامی با نامزدی محمود احمدی‌نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری آتی، با اظهارنظر علنی رأس هرم نظام سیاسی از پرده بیرون افتاد و رسمی شد.

در نگاه نخست، و به‌خصوص برای منتقدان گفتار و کردار سیاسی احمدی‌نژاد، این رویداد می‌تواند خوش‌آیند باشد. میلیون‌ها شهروندی که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به احمدی‌نژاد «نه» گفتند و بعدتر، رأی و نظر خود را با کودتای انتخاباتی غارت‌شده یافتند، اکنون می‌توانند شادمان باشند؛ به‌ویژه آن‌که شخص اول نظام در نمازجمعه مشهور پس از کودتای انتخاباتی تاکید کرد که دیدگاه‌های احمدی‌نژاد به نظر او نزدیکتر است.

آیت‌الله خامنه‌ای بعدتر رهبران جنبش سبز و سبزها را بی«بصیرت» توصیف کرد. زمان که گذشت و آثار منفی و پیامدهای اسف‌بار تحریم‌ها و دولت ناکارآمد احمدی‌نژاد که آشکار شد، بیش از پیش کارنامه‌ی دولت برآمده از کودتای انتخاباتی ملموس شد. استقرار دولت روحانی نیز به‌شکل فزاینده‌ای پرونده‌های فساد و سوء‌استفاده و بی‌کفایتی هشت سال دولت احمدی‌نژاد را آشکار ساخت.

این همه به‌‌گونه‌ای غیرمستقیم، موجب رضایت میلیون‌ها شهروند منتقد، به‌ویژه سبزهایی شد که رهبران آنان در حبس خانگی بودند. «بصیرت» ادعایی رهبر جمهوری اسلامی به پرسش کشیده شد؛ به‌خصوص که روند مزبور بدان‌جا رسیده که آیت‌الله خامنه‌ای را وادار کرده ـ به علل و دلایل مختلف ـ احمدی‌نژاد را از ورود به صحنه انتخابات نهی کند (نگارنده در یادداشتی به «چرا»یی این موضوع پرداخته است).

کار احمدی‌نژاد به‌جایی رسیده که آیت‌الله خامنه‌ای در سخنان اخیرش او را حتی به اسم هم خطاب نمی‌کند. رهبر جمهوری اسلامی در اظهارنظر مهم خود گفته است: «یک آقایی آمده پیش من …»

مخالفت رأس هرم نظام سیاسی با نامزدی احمدی‌نژاد از زاویه‌های متفاوت قابل تحلیل و تأمل است؛ یک منظر ـ که در زیر به آن پرداخته می‌شود ـ آن است که شخص اول نظام با استفاده از اهرم‌های قدرتی که در اختیار دارد، می‌کوشد به‌شکلی فراقانونی و غیررسمی و غیرمستقیم، مانع از نامزدی یک شهروند (بخوانید یک دیدگاه و جناح سیاسی) ‌شود.

 

حقوق اساسی احمدی‌نژاد و طرفدارانش

مستقل از تمام اتهاماتی که متوجه شخص احمدی‌نژاد و باند او و مشایی است، و صرف‌نظر از تمام انتقادها و پرسش‌هایی که او باید در پیشگاه افکار عمومی به آنها پاسخ گوید، احمدی‌نژاد تاکنون در هیچ دادگاه صالحه‌ای محاکمه و محکوم نشده است.

از این زاویه، هرگونه اعمال فشار امنیتی و زورگویی توسط کانون مرکزی قدرت برای منصرف ساختن او از نامزدی، تهدید حقوق اساسی وی و تحمیل محدودیت غیرقانونی به او ـ و جناح سیاسی وی و طرفدارانش ـ است.

یکی از استانداردهای «انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» عبارت است از این که همه آحاد ملت و همه‌ی گرایش‌ها و تشکل‌های سیاسی، ‏عقیدتی و قومی و… بتوانند بدون احساس زور و تحمیل در انتخابات شرکت نمایند و به نامزدهای مورد نظر ‏خود رأی دهند.

همچنین به‌منظور رعایت عدالت و انصاف درخصوص انتخاب‌شوندگان و نامزدهای انتخاباتی، نباید غیر از محدویت‌‏هایی از قبیل سن قانونی، تابعیت کشور محل رأی یا نداشتن سوء‌پیشینه موثر کیفری در جرائم عادی ـ که ‏منجر به محرومیت موقت از حقوق اجتماعی فرد شده باشد ـ هیچ محدودیت دیگری ایجاد شود.‏

افزون بر اینها، نامزدهای انتخابات حق دارند بدون بیم و نگرانی، دیدگاه‌ها و برنامه‌های ‏خود را تبلیغ و ترویج و در رسانه‌های گروهی مطرح کنند.‏ دولت نیز باید تمام اقدامات لازم را به‌عمل آورد تا نامزدها و رأی‌دهندگان از امنیت جانی و مالی و ‏حیثیتی مساوی برخوردار گردند و از هر نوع خشونت، جلوگیری به‌عمل آورد*.‏

اینجا، در مورد مشخص احمدی‌نژاد، ورود مستقیم آیت‌الله خامنه‌ای به موضوع، در عمل به‌معنای اعمال فشار بر احمدی‌نژاد برای پرهیز از نامزدی است. چنان‌که در مقدمه آمد، نگارنده در این مکتوب به «چرایی» این مخالفت کاری ندارد، به پیامدهای دیگر آن نیز؛ مهم در این‌جا، جلوگیری از حقوق اساسی شخص احمدی‌نژاد در انتخابات، و نیز تحدید حقوق مدنی هواداران اوست.

رونمایی دوباره از خودکامگی

رهبر جمهوری اسلامی با تکیه بر جایگاه منحصربه‌فرد و حقوق ویژه‌ی خود، می‌کوشد مانع از نامزدی احمدی‌نژاد شود؛ رونمایی دوباره از خودکامگی مستقر و مسلط در ساختار سیاسی قدرت.

رأس هرم نظام سیاسی و همراهان امنیتی ـ نظامی اقتدارگرای وی که نقشی ویژه در کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ داشته‌اند و محذوف ساختن طیفی از نیروهای سیاسی از حکومت، حالا احمدی‌نژاد ماجراجو و سرکش و طغیان‌پیشه ـ و باند همراه وی ـ را به حاشیه‌ی میدان سیاست می‌رانند. این درحالی است که احمدی‌نژاد منصوب رهبری نظام در مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

جلوگیری از ورود احمدی‌نژاد به صحنه انتخابات آتی را می‌توان ازجمله شواهد نخستین دال بر نقض آزادی و سلامت و انصاف در انتخابات ریاست جمهوری آتی (۱۳۹۶) دانست. ادامه حصر خانگی رهبران جنبش سبز، ممنوعیت درج اخبار و تصاویر سیدمحمد خاتمی در مطبوعات کشور یا جلوگیری از فعالیت آزاد و امن سیاسی وی، محدودیت طیف گسترده‌ای از نیروهای سیاسی برای مشارکت فعال در بستر انتخابات آتی (از اعلام نامزد رسمی تا فعالیت گروهی)، و نیز سرکوب روزنامه‌نگاران، دیگر شواهد مهم این وضع (نقض لوازم و استانداردهای انتخابات آزاد، سالم و عادلانه)، افزون بر نظارت استصوابی شورای نگهبان محسوب می‌شوند.

منبع: نگام

 

*پی‌نوشت:

استانداردهای تنظیم شده توسط «کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه»

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله