پاسخ توماس فریدمن به نامه 200 ژنرال آمریکایی

11 سپتامبر خواب بودید، عربستان حامی اصلی تروریسم در خاورمیانه است!

هفته پیش گروهی متشکل از ۲۰۰ ژنرال و دریادار بازنشسته آمریکایی با ارسال نامه ای به کنگره خواستار مخالفت نمایندگان با «برجام» شدند. این ژنرال ها استدلال کرده بودند این توافق می تواند به تقویت موضع ایران در منطقه منجر شود. آنها ایران را منبع شماره یک تروریسم در منطقه دانسته بودند  و رد توافق هسته ای  را در ثبات خاورمیانه موثر دانسته بودند.

توماس فریدمن روزنامه نگار و تحلیل گر مسائل سیاست خارجی  در یادداشتی که در نیویورک تایمز منتشر شده  به نامه این ژنرال ها واکنش نشان داده است. او عربستان سعودی را منبع اصلی ناامنی در خاورمیانه دانسته است. وی معتقد است صدور وهابیت از عربستان سعودی تکثر در اسلام را نابود کرده و زمینه بی ثباتی در خاورمیانه را فراهم کرده است. فریدمن اینکه ایران به عنوان منبع اصلی بی ثباتی در خاورمیانه معرفی شود را یک کلیشه عاری از حقیقت می داند و آمریکا را به خاطر حمایت از عربستان سعودی سرزنش می کند. پیش از این باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا نیز در مصاحبه ای که با فریدمن در مورد توافق هسته ای با ایران داشت به این موضوع اذعان کرده بود. رئیس جمهور آمریکا با اشاره به تکرار اتهامات از سوی کشورهای خلیج فارس در مورد اینکه ایران منبع اصلی ناآرامی در خاورمیانه است گفته بود این کشورها بهتر است مشکلات داخلی خودشان را حل کنند تا معضل بی ثباتی حل شود. وی مانند فریدمن این پرسش را مطرح کرده بود این دولت ها چه کرده اند که شهروندانشان به صف سازمان هایی مانند داعش و القاعده می پیوندند؟

به نظر می رسد این پرسش مهم برای سیاست خارجی دولت اوباما مطرح است و شاید بتوان آن را یکی از عوامل تاثیرگذار در مقاومت دولت اوباما در دفاع از توافق هسته ای با ایران دانست.

متن کامل ترجمه مقاله توماس فریدمن در نیویورک تایمز به شرح زیر است:

واشنگتن پست هفته پیش نامه 200 ژنرال بازنشسته را خطاب به کنگره منتشر کرد که در آن نامه ژنرال ها از کنگره خواسته بودند توافق هسته ای با ایران را رد کند با این استدلال که این توافق تهدیدی برای امنیت ملی است. دلایل مشروعی برای مخالفت یا موافقت با این توافق وجود دارد اما استدلالی که در این ماجرا بیان می شود در مورد تهدیدات  واقعی که از خاورمیانه متوجه آمریکاست  به طرز بسیار خطرناکی گمراه کننده است و مستلزم این است مورد توجه قرار بگیرد.

این استدلال از سوی “توماس مکلنیرنی” معاون بازنشسته فرماندهی نیروی هوایی در اروپا بیان شده است. وی معتقد است”چیزی  که در این مورد برای من ناخوشایند است این است که ایرانی ها  عامل شماره یک و  مهترین  گروه اسلام رادیکال در جهان هستند وآنها تغذیه کننده این اسلام رادیکال در منطقه و جهان هستند  و ما با اقدام خودمان توانایی ساخت بمب را به آنها می دهیم.”  متاسفم جناب ژنرال اما بزرگترین تغذیه کننده اسلام رادیکال در جهان ایرانی ها نیستند حتی نزدیک به این عنوان هم نیستند، این عنوان به عربستان سعودی  مشهورترین متحد ما اختصاص دارد.

در مورد ارتکاب ایران به تروریسم من توهمی ندارم. در سال 1983 من از نزدیک بمبگذاری انتحاری در سفارت ایالات متحده و پادگان های نیروی هوایی آمریکا در بیروت  را پوشش خبری کردم. در مورد هر دواین اعتقاد وجود داشت که کارِ دست ساخته ایران، حزب الله است.  با این وجود تروریسم ایران در برابر آمریکا یک واقعیت ژئوپلیتیک بوده است تروریسمی که مبنای آن جنگ توسط دیگران برای بیرون راندن ایالات متحده از منطقه است  تا ایران بتواند سلطه اش را بر منطقه برقرار کند نه ما.

من از توافق هسته ای با ایران حمایت می کنم زیرا این توافق شانس ساخت بمب را برای ایران به مدت 15 سال کاهش می دهد و این امکان را فراهم می کند که رژیم رادیکال مذهبی ایران بتواند از طریق ادغام در جهان میانه رو شود.

اما اگر گمان می کنید ایران تنها منبع ناآرامی در خاورمیانه است شما باید در 11 سپتامبر خواب بوده باشید وقتی 15 نفر  از 19 هواپیما ربا از عربستان سعودی آمده بودند.

هیچ چیز برای امنیت و مدرنیزاسیون جهان عرب و جهان اسلام در معنای عام از میلیارد میلیارد دلاری که سعودی ها از سال های 1970 خرج کرده اند خطرناک تر نیست  تا تکثر در اسلام را نابود کنند، تا صوفی ها، سنی های میانه رو گرایش های شیعی  را حذف و به جای آن وهابی گری سلفی شاخه ای از اسلام را که توسط حکومت مذهبی سعودی ارتقا داده شده  و  مورد حمایت قرار گرفته را جایگزین کنند. شاخه ای ناب گرا ضد مدرن، ضد زن، ضد غرب، ضد تکثر.

تصادفی نیست که چندین هزار سعودی به دولت اسلامی پیوسته اند یا سازمان های خیریه خلیج فارس حامی مالی داعش هستند. دلیلش این است که همه گروه های جهادی سنی دولت اسلامی، القاعده، النصره از منظر ایدئولوژیک فرزند وهابیتی هستند که در مساجد و مدارس از مراکش تا پاکستان و اندونزی توسط عربستان سعودی تربیت می شوند.

و ما آمریکایی ها هرگز آنها را بازخواست نکردیم زیرا ما به نفت آنها معتاد بودیم و معتادها هیچ گاه حقیقت را به فروشندگان مواد نمی گویند.

“حسین حقانی” سفیر سابق پاکستان در ایالات متحده کارشناس اسلام در موسسه “هادسن” می گوید:” وقتی که یک دشمن یا یک دشمن بالقوه را به عنوان بزرگترین منبع بی ثباتی توضیح می دهید از اغراق بپرهیزید.”

او می گوید:” این یک ساده سازی افراطی است. در حالی که ایران منبعی از تروریسم در حمایت از گروه هایی مانند حزب الله بوده بسیاری از متحدان آمریکا با حمایت از ایدئولوژی وهابیت که اساسا تکثر در اسلام را  که از 14 قرن پیش ظهور یافته نابود کرده است منشا تروریسم بوده اند. تکثری که از  “طریقت” بکتاشی در آلبانی سر برآورده و معتقد به همزیستی با سایر مذاهب از صوفی گرفته تا اسلام شیعیست.

حقانی می گوید از دهه ها  پیش تلاشی برای همگون سازی اسلام دیده می شود که راه رسیدن به خدا را یگانه می داند. طبق این ایده راه کشتن دیگران باز شده است. این ایده خطرناک ترین ایده ای است که در جهان اسلام ظهور یافته، از عربستان سعودی آمده و مورد استقبال برخی از دولت ها از جمله دولت پاکستان قرار گرفته است.

به این گزارش مورخ 16 ژوئیه 2014 در تایم از بیروت توجه کنید:” سعودی ها میلیاردها دلار از پول نفتشان را به حساب ده ها سازمان اسلامی طرفدار خود ریختند. به آرامی دیپلماسی “دسته چک” را برای پیشبرد برنامه هایشان عملی کردند. انتشار هزاران سند در مورد سعودی های توسط ویکی لیکس جزئیات شگفت انگیزی را فاش می کند که چگونه هدف دولت سعودی در سال های اخیر نه تنها اشاعه گرایش سخت و بسته از اسلام سنی به عنوان اولویت نخست بوده بلکه هدف دیگر تضعیف رقیب اصلی اش یعنی ایران شیعه نیز بوده است.”

یا به گزارش بی بی سی در 5 دسامبر 2010 توجه کنید:” هیلاری کلینتون  وزیر خارجه ایالات متحده سال گذشته در یک سند منتشر شده طبقه بندی شده هشدار داد که حامیان مالی در عربستان سعودی بیشترین و مهم ترین منبع تامین مالی گروه های سنی تروریستی در سراسر جهان بوده اند. او در این سند می گوید  متقاعد کردن مقامات سعودی برای تحقیق و بررسی  این فعالیت  ها به عنوان یک اولویت راهبردی یک چالش همیشگی بوده است.”

عربستان سعودی، متحد آمریکا در بسیاری از پرونده ها بوده و در آنجا میانه روهایی وجود دارند که از مقامات مذهبی تنفر دارند. اما این یک واقعیت است که صادرات اسلام وهابی ناب گرا یکی از بدترین وقایع برای جهان اسلام و تکثر در جهان عرب بوده است. تکثری که در اندیشه مذهبی، جنسیت و آموزش وجود داشته است.

جاه طلبی هسته ای ایران یک تهدید واقعی است باید جلوی آن گرفته شود. اما نه با اعتقاد به این کلیشه بی معنی که ایران تنها منبع ناامنی در منطقه است.

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.