پیشنهاد به فقیهان

اگر «داعِش» از فقیهان بپرسد!!!

1- جنایت‌های وحشیانه و بی سابقه گروه «داعِش» بدون تردید و صد در صد محکوم است. ادامه موجودیت این گروه نه تنها برای تمامیت ارضی کشورهای منطقه و صلح خاورمیانه بلکه صلح تمام جهان خطرناک است. قطعاً باید شریان‌های گوناگون حیات این گروه قطع شود تا آن‌ها از صفحه روزگار ناپدید شوند.

 

2- اما!  اما اگر خلیفه داعش «ابوبکر بغدادی» که خود را مسلمان ناب و مجری شریعت اسلام می‌نامد از فقیهان رسمی جهان اسلام بپرسد: فرق مبنایی و تئوریک شما با من در بیان شریعت اسلامی در کجاست که این همه مرا لعن و نفرین می‌کنند؟ این فقیهان چه پاسخی به او خواهند داد؟!

 

3- هیچ کس به اندازه «ابن تیمیه» (661 تا 728 قمری) در بیان عقائد و فتواهای فقهی سلفیه که گروه «داعش» و مانند آن، خود را دنبالۀ آنان می‌دانند موفق نبوده است. او در مجموعه‌ای از پرسش‌ها و پاسخ‌ها که تحت عنوان «مجموع فتاوی» از وی در دست است مو را از ماست بیرون کشیده و تار و پود تفکر اعتقادی و فقهی سلفیه و مخالفان آنها را مفصلاً به نمایش گذاشته است. ابن تیمیه در آن مجموعه نشان داده که اختلاف بنیادین سلفیه با سایر مسلمانان در این است که آنها تفسیر متون نخستین اسلامی را چه در حوزه اعتقادات و چه در حوزه شریعت به هیچ وجه جایز نمی‌دانند و معتقدند که مسلمانان در همه عصرها همان گونه باید زندگی کنند که صحابه پیامبر آن گونه زندگی می کردند، در حالی که سایر گروه‌های مسلمان، به گونه‌ای تفسیر را جایز می‌شمارند و تا حدودی تحولات زندگی را می پذیرند.

 

4- حال اگر ابوبکر بغدادی به فقیهان رسمی بگوید شما هم در حوزۀ شریعت اسلامی مثل ابن تیمیه و من عمل می‌کنید و می‌گوئید هیچ کدام از متن‌های مربوط به احکام شریعت را که در قرآن و حدیث آمده نباید تفسیر کرد و آنها را باید همان طور که در این متون بیان شده بدون هیچ تغییری صد در صد اجرا کرد، آنها چه پاسخی می‌دهند؟

 

5- آیا تفاوت مبنایی و تئوریک فقیهان رسمی با «داعش» تنها در حوزۀ اعتقادات اسلامی است؟ یا این که تفاوت دیگری هم وجود دارد و آن این که فقیهان می‌گویند آقای بغدادی! شریعت الهی همان است که شما می‌گوئید ولی در عصر حاضر همۀ آن را نمی‌توان اجرا کرد؟!، یا این که می‌گویند آقای بغدادی! شما خیلی وحشیانه اجرای شریعت می‌کنید و این درست نیست؟!

 

6- موشکافی های دانش هرمنوتیک در سه قرن اخیر نشان داده که بر خلاف مدعای ابن تیمیه، احتراز از تفسیر متون، خود، گونه ای تفسیر است و مبنای تئوریک دارد. خطر عظیم داعش ها، القاعده ها، النصرة ها، طالبان ها در جهان حاضر از مبنای تئوریک تفسیر آنها برمی خیزد  و نه از تفسیر نکردن آنها. آن مبنای تئوریک مشترک میان آنان و فقیهان رسمی این است که متون قرآن و حدیث حاوی یک سلسله نظام های ثابت و ابدی معرفتی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای همۀ انسان ها در همۀ عصرها می باشد که آن را «شریعت الهی» می نامند. این یک «پیش فهم» باطل در مقام تفسیر متون اسلامی است که همۀ خطرها و خشونت های شدید و یا غیر شدید در جهان اسلام از آن بر می خیزد. صاحب این قلم از 20 سال پیش در نوشته ها و سخنرانی های خود این پیش فهم باطل را با روش های علمی نقد کرده است. من اکنون می پرسم آیا پیدایش القاعده ها، طالبان ها، النصرة ها، داعش ها و … در جهان اسلام کافی نیست که چرت ما مسلمانان را پاره کند تا فقیهان را وادار سازیم آن پیش فهم باطل و خطر ساز را کنار بگذارند؟!

 

7- من به همۀ فقیهان محترم که در حوزۀ علمیه قم و نجف نشسته اند پیشنهاد می کنم (علاوه بر محکوم کردن سیاسی آن گروه ها که انجام داده اند) یک نشست جهانی از فقیهان اسلام در حوزۀ قم یا نجف فرا بخوانند و یکبار برای همیشه آن پیش فهم مشترک باطل و خطر ساز را به وسیلۀ موافقان و مخالفان آن به بحث و نقد جدی بگذارند و در این مقطع تاریخی حساس که حق موجودیت و حیات مسلمان زیستن در جهان حاضر زیر سؤال رفته با تجدید نظر در مبانی خود اسلام و مسلمانان را نجات دهند. این یک خدمت تاریخی بسیار بزرگ به اسلام خواهد بود.این جانب به آنان یادآور می شوم که اگر کلیسای رسمی کاتولیک در دهۀ 1960 واتیکان 2 را تشکیل نمی داد و در پاره ای از مبانی خود تجدید نظر نمی کرد امروز بسیار نادم بود و این ندامت هیچ سودی نداشت.

 

این نوشته از سایت شخصی نویسنده نقل شده است.

مطالب مرتبط

:مترجم علی سرداری محمد طلبه رضوان

واقعیت این است که دولت هرگز نمی‌تواند خطر صدور گفتمان‌هایی دینی را که موجب رهایی ذهن و وجدان متدیّنان شود، به جان بخرد؛ زیرا شهروندی که در رابطه‌اش با آسمان آزاد شود، خیلی زود به آزادی‌اش بر زمین توجه خواهد کرد؛ و آنگاه به «خائن»، «عامل»، «چپ»، «اخوانی» یا «عضو گروهی تروریستی»—با علم به اهداف آن—تبدیل می‌شود و «در کنار برادرانش قرار می‌گیرد.».

عبدالله حضری مترجم علی سرداری

می‌توانید به مبارزات انتخاباتی در منطقه عربی ـ اسلامی نگاه کنید؛ مراکش نمونه‌ای روشن است. بیشتر بازیگران حزبی همچنان مصمم به پایبندی به قوانین قدیمی‌اند، زیرا چیز دیگری نمی‌دانند و آماده یادگیری نیستند. ایده افراد برجسته، تأییدیه‌های انتخاباتی پولی، و شرط‌بندی بر لفاظی‌های خودخوار، پیش از آنکه نسلی به آنها گوش دهد، تنها در قالب سخنرانی‌هایی مصرف می‌شود که از طریق رمزگذاری رسانه‌های اجتماعی به دست نسل Z می‌رسد و با اصول زندگی جدید آنها سازگار نیست.

عاصم امین :مترجم علی سرداری

علاقهٔ مارکس به اقتصاد از بینش تاریخی او جدا نبود؛ او ساخت اقتصادی را بنیانی می‌دانست که نظام‌های سیاسی، حقوقی و فرهنگی بر آن استوارند. توسعهٔ ابزار تولید و روابط تولیدی، تحولات عمدهٔ تاریخ را توضیح می‌دهد. از اینجا «ماتریالیسم تاریخی» پدید آمد که توسعهٔ جوامع را به تغییرات مؤثر در ساختار اقتصادی پیوند می‌دهد، بی‌آنکه تأثیر متقابل میان اقتصاد و سایر پدیده‌های اجتماعی را انکار کند.

مطالب پربازدید

مقاله