جرمی تازه با عنوان «سینه سپر کردن»

از رهبر جمهوری اسلامی می خواهم که «سینه سپر کردن» را هم به عنوان جرم قانونی جدید اعلام نماید تا همه بدانند هر نوع اعتراضی به حکومت و رهبری و نظام نامش «فتنه» است و با مجازاتهایی چون سرکوب، کشتار، زندان، حصر، توهین، تهمت، و محرومیت از تمام حقوق اجتماعی در انتظارشان خواهد بود.

امروز رهبر ایران در سخنرانی موسمی 14 خرداد خود جمله ای گفت که مرا به گذشته های دور برد و خاطره ای را در خاطرم زنده کرد که حیفم آمد آن را برای شما باز نگویم. آقای خامنه ای فرموده اند «در مقابل قدرت مشروع نباید کسی سینه سپر کند، اگر چنین کرد، اسم او فتنه است».

در سال 79 زمانی که در زندان اوین بودم یک روحانی فاضل و نواندیش را، صرفا به دلیل اظهارنظر، در دادگاه ویژه با دادستانی آقای محمد ابراهیم نکونام (دادستان وقت دادسرای ویژه روحانیت تهران) محاکمه و به چهار ماه حبس و خلع لباس محکوم کرده و او را به بند عمومی 325 زندان ویژه روحانیت آوردند و او چهار ماهی با ما (آقای نوری و من) بود. شنیده بودیم که این دوست روحانی (که هرکجا هست بسلامت باشد و فعلا از بردن نامش خودداری می کنم) در دادگاه در مقام دفاع بسیار تند و رادیکال برخورد کرده و حتی برخی زندانیانی که به دلایلی در دادگاه بودند، سر و صدای او را در حین دادگاه در بیرون اتاق شنیده بودند. او خودش هم همواره این جمله را تکرار می کرد: «دادگاه ویژه هیچ غلطی نمی تواند بکند» و آقای نوری هم به شوخی می گفت «فعلا که هر غلطی می تواند می کند»!

مدتها بعد یک بار در دیدار با آقای نکونام ایشان، ضمن طرح این پرسش که . . . چه کار می کند،گفتم: راستی! . . . جرمش چه بوده که او را محکوم به چهار ماه حبس و بدتر به خلع لباس محکوم کرده اید؟ توضیح داد که فلان حرف را زده است. گفتم: مگر این حرفها درست و یا غلط جرم است و مجازات دارد؟ لحظه ای سکوت کرد و گفت: نمی خواستیم به او حکم بدهیم اما او قدبازی درآورد و ما هم او را محکوم کردیم. خندیدم و گفتم: آقای نکونام! پس «قُدبازی» هم جرم است! بعد افزودم: پس از این قدبازی را هم به عنوان یک عمل مجرمانه در قانون دادگاه ویژه بگنجانید تا هیچ آخوندی جرأت نکند قدبازی کند!

حال با چهارده سال تأخیر رهبر جمهوری اسلامی ایران با استدلالی مشابه «سینه سپر کردن» در برابر حکومت مشروع را جرمی مشابه در نظام ولایی تعریف کرده است. البته روشن است که در اینجا «حکومت مشروع» اسم رمز «مقام ولایت مطلقه فقیه» یعنی «آیت الله سید علی خامنه ای» است و گرنه باز روشن است که کسانی چون موسوی و کروبی و دیگر معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری 88 و رهبران جنبش محصول این اعتراض و حامیانشان، که هنوز بخش قابل توجهی از آن در اسارت اند، نه در برابر حکومت مشروع سینه سپر کرده بودند و نه در برابر قانون نافرمان شده بودند تا ایجاد «فتنه» کرده و جرمی مرتکب شده باشند.

قابل تأمل این که آقای خامنه ای در حالی این سخن را اظهار می کند که بر اساس فیلم سخنرانی سردار برکشیدة ایشان در مقام فرماندهی سپاه پاسداران، با صراحتی غیر قابل انکار اعلام می کند که از همان آغاز ورود اصلاح طلبان (=موسوی و کروبی) به دایره قدرت و دولت، «خط قرمز» نظامیان (سپاه و بسیج به اضافه همفکران اندک شمار راست افراطی) بوده و آنان برای ممانعت از پیروزی اینان برنامه ریزی کرده و زمانی که به پیروزی جناح اصلاح طلب مطئن شده وارد عمل شده و پس از سخنرانی «آقا» در سی ام خرداد 88 حجت بر آنان تمام شده با تمام قدرت وارد عمل گشته و به سرکوب گسترده معترضان دست زده و حتی اعتراضات مسالمت آمیز را به خون کشیده اند. حال باید آقای خامنه پاسخ دهد که چه کسانی در برابر «حکومت مشروع» «سینه سپر» کرده و فتنه گر شده اند؟ موسوی و کروبی و رهنورد یا سردار جعفری و نظامیان و . . .؟

در هرحال همان گونه که زمانی به دادستان دادگاه ویژه آقای نکونام پیشنهاد کردم که «قدبازی» را به عنوان جرم قانونی اعلام کند، اکنون نیز از رهبر جمهوری اسلامی می خواهم که «سینه سپر کردن» را هم به عنوان جرم قانونی جدید اعلام نماید تا همه بدانند هر نوع اعتراضی به حکومت و رهبری و نظام نامش «فتنه» است و با مجازاتهایی چون سرکوب، کشتار، زندان، حصر، توهین، تهمت، و محرومیت از تمام حقوق اجتماعی در انتظارشان خواهد بود.

منبع: جرس

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله