گرامي داشت نوزدهمين سالگشت زنده یاد مهندس بازرگان

بازرگان مردي كه بايد از نو شناخت

يكي ديگراز ويژگيهاي ممتاز زنده ياد مهندس بازرگان كه در ميان غالب روشنفكران و بويژه سياستمداران بسيار كمياب است،شجاعت روحي ايشان براي پذيرش تغيير و تحول فكري و سياسي و پذيرش اشتباهات گذشته است.ايشان به شهادت آثارش سه دوره را در ساحت نظري پشت سر گذاشته اند.

مهندس بازرگان را بايد از پيام آوران دين دموكراتيك، نماد دين ورزي خردمندانه ، تلائم سياست ورزي با اخلاق، آموزگار رواداري ، آزادي ، دينداري معرفت انديش و مظهر فضايل اخلاقي همچون صداقت ، شجاعت و استقامت دانست. او هماره در تحقيق و تكاپو و شناختن و شناساندن عمر گذراند و وقفه اي در تلاش كم نظيرش براي اعتلاي اسلام و ايران و سربلندي مردم مشاهده نشد.

بازرگان به عنوان يك روشنفكر نوانديش ديني و مصلح و متفكر ايراني يك سياستمدار اخلاقي و يك اخلاقي سياستمدار، تأثير شاياني بر جريانهاي فكري به ويژه ديني از سالهاي 1313 تاكنون گذاشته است . رويكرد علمي – تجربي او به آموزه هاي ديني و ارايه نگرشي سازگار از دين با دستاوردهاي علمي و عقلي بشر با نوشتن كتاب هايي همچون : راه طي شده، باد و باران در قرآن ، مذهب در اروپا ، مطهرات در اسلام و ذره بي انتها ، سير تحول قرآن و … در شرايطي كه مناديان مذهب سنتي تضادي آشتي ناپذير ميان علم و دين قايل بودند ، نقشي به سزا در احياي دين وگسترش ايمان در ميان جوانان تحصيلكرده و دانشگاهيان داشت .

شفافيت سياسي ، صداقت با مردم و صراحت و شجاعت در بيان حقايق و واقعيتها از وي سياستمداري بي نظير و يا حداقل كم نظير ساخت. او هرگز تحت تأثير فضا سازيهاي دروغين و هيجانات زودگذر و شور و شعارهاي سطحي قرار نگرفت و با خردمندي ، ميانه روي و قانون گرايي به مشي سياسي خود كه از آن به سياست گام به گام تعبير مي كرد وفادار ماند.آنچه بازرگان به عنوان «پيرسياست » و مرد دنيا ديده و با تجربه در آن فضاي شور و هيجان و انقلابي گري ، قانون ستيزي ،قهر، خشونت و انتقام مي ديد ، از نگاه بسياري از مردان سياست و رهبران سياسي و احزاب و گروههاي آن دوران سازشكاري و مخالفت با روح انقلاب تلقي و با انگ « انديشه و رفتار ليبراليستي » محكوم مي شد، امروز پس از گذشت سه دهه آن سخنان و دورانديشي ها و اتخاذ آن مشي معتدل و تأكيد بر روابط  خردمندانه با كشورهاي جهان ، جاي بسي تأمل و امعان نظر مجدد از سوي دولتمردان جمهوري اسلامي و فرهيختگان و مردم دارد.

بازرگان را بايد سياستمداري آهنين عزم ناميد ، زيرا در راه تحقق اهداف و آرمانهايش بيش از شش دهه روشنگري و مبارزه ي سياسي نمود و سرو قامت و باثبات ايستادگي كرد و لحظه اي درنگ و ترديد به خود راه نداد. او به راستي الگوي زيبايي از دين داري خردمندانه و سياست ورزي خداپسندانه راباتكيه وتاكيد بر سنت نبوي و سيره علوي ارائه كرد .

پس از سقوط دولت موقت بر اثر چپ رويهاي بخشي از نيروهاي صاحب قدرت و پاره اي از احزاب و گروهها و اقدامات تندروانه بنيادگراهاي سياسي – مذهبي و جوسازيها و پرونده سازيهايي كه براي او از سوي مخالفان صورت پذيرفت ، در اغلب نقاط كشور بر عليه او و دوستانش و نهضت آزادي ايران در منابر ومساجد و تريبونهاي رسمي و غير رسمي ، تبليغات گسترده و سازماندهي شده اي شكل گرفت وآنچه شايسته و سزاوار او نبود گفته و در مطبوعات نوشته و در رسانه ها پخش شد .اما او صبورانه اين موجهاي سنگين تبليغاتي را با آرامش و متانت مثال زدني اش پشت سرگذاشت و بي توجه به هيجانات زودگذر ، با وسعت نظري كه تنها از مردان علم و اخلاق و ديانت انتظار مي رود تحمل و بردباري نمود و بي آنكه عكس العمل ناصوابي از خود نشان دهد به راه و رسم سياسي – فكري خود ادامه داد .

بازرگان را بايد در زمره ي دينداران معرفت انديش دانست زيرا وي اعتقاد عميق و اعتمادي وثيق به تعامل ميان حوزه هاي معرفت بشري و معرفت ديني داشت و همواره بر دستاوردهاي علوم تجربي و انساني براي فهم بهترآموزه هاي ديني و روز آمد نمودن آنها تأكيد مي ورزيد .

از برجسته ترين ويژگيهاي دين مورد قبول بازرگان احترام به آزادي ، حقوق بشر ، دموكراسي ، دانش و تجربه ي بشري ، عقل جمعي ، خرد گرايي و كرامت انسانهاست . او مدافع دين دموكراتيك بود و با استبداد سياسي و ديني به شدت مبارزه مي كرد . وي در كتاب ارزشمند گمراهان كه تفسيري بر سوره ي حمد است ضالين را كساني معرفي مي كند كه “كتاب و رسول و آيين را به بهانه تخصص و تقوي،در توليت انحصاري خود گرفته مانع دسترسي مردم به كلام خدا و ترجمه و تلاوت و تفسير و تاثير آن گرديده، روحانيت را چون پرده اي در ميان خدا و خلق قرار دادند و مومنين را زندانيان كليسا و اسيران خرافات يا اشتباهات خودشان ساختند،آنهائي كه به نام دين استبداد مي ورزند و داعيه ي نمايندگي خدا و آگاهي بر اوامر و اسرار او داشته خود را سرپرستان امور دين و دنيا جازده، تفوه كرده اند كه به خاطر مصلحت دنيا و سعادت عقبي بايد بر مردم و دولت نظارت يا حاكميت داشته باشند ، آنهايي كه آزادي آراو عقايد را غير قابل تحمل مي دانند” (1)

او در همان سالهاي اوليه انقلاب با تيز بيني و آينده نگري و با آگاهي از خطرات و ضايعات ناشي از رسمي شدن دين و روحانيت و ابزار قدرت سياسي و توجيه گر رفتار حاكمان شدن دين ،مشفقانه و خير خواهانه هشدار داد و وقتي صداي بيدار باش او در ميان هياهوها و شعارها و فريادهاي خشم آلود ناشي از فضاي چپ زدگي مذهبي ها و راديكاليسم و افراطي گري غالب ناشي از انقلاب،گوش شنوايي نداشت و يا حد اقل شنيده نشد، براي جلوگيري ازتكرار تجربه تلخ روحانيت مسيحي ،در مورد روحانيت ايران، به تاليف اين كتاب پرداخت.

يكي ديگراز ويژگيهاي ممتاز زنده ياد مهندس بازرگان كه در ميان غالب روشنفكران و بويژه سياستمداران بسيار كمياب است،شجاعت روحي ايشان براي پذيرش تغيير و تحول فكري و سياسي و پذيرش اشتباهات گذشته است.

ايشان به شهادت آثارش سه دوره را در ساحت نظري پشت سر گذاشته اند:دوره اول دهه هاي 20و 30شمسي است كه تلاش ايشان در اين دوره معطوف به تبيين “آشتي ميان علم و دين بوده است و محصول اين تلاش را مي توان در كتبي چون:مطهرات در اسلام،مذهب در اروپاةراه طي شده ،ترموديناميك،عشق و پرستش و… مشاهده كرد .

دوره دوم كه با سخنراني ايشان تحت عنوان “حكومت اسلامي از دريچه ديني و اجرايي ” در سال 1335 در كانون نشر حقايق اسلامي در مشهد آغاز مي شود وبا نوشتن كتاب “بعثت و ايدئولوژي ” در زندان در سال 1345 بعد از محكوميت آن بزرگوار به ده سال زندان در بيدادگاههاي نظامي شاه پس از 8 ماه محاكمه و دفاعيات سرفرازانه و عزت مندانه او و دويار و همراه ديرينش مرحومان آيت الله طالقاني و دكتر يداله سحابي ،ادامه مي يابد. در اين دوره مهندس بازرگان در هيات يك مبارز سياسي اصلاح طلب و ملتزم به مبارزه مسالمت جويانه براي تغيير سياسي وضعيت موجود ظاهر مي شود .به اين معنا بايد او و دو يار و همراهش را از پيشقراولان مبارزات اصلاح طلبي معاصر ايران دانست. بويژه آنجا كه خطاب به ژنرالهاي نظامي محاكمه كننده اش خطاب مي كند كه از قول ما به اعليحضرت بگوييد كه”ما آخرين گروهي هستيم كه با زبان قانون اساسي با شما سخن مي گوييم…”(2).

دوره سوم از مهمترين دوره هاي زندگي بازرگان است زيرا در اين دوره او پس از  8دهه تجربيات زندگي و فراز و فرودها و اندوختن تجارب و دانشهاي فراوان تمام توانش را بكار مي بندد و با شجاعتي كم نظير به تغيير و نقد قرائت ديني اش مي پردازدو درسالهاي پاياني زندگي و در آغاز سفر به آخرت تئوري جديد خود را برغم مخالفت نزديكترين دوستان و صميمي ترين يارانش تحت عنوان”آخرت و خدا هدف بعثت انبياء” در جمع دوستانش در انجمن اسلامي مهندسان ارائه مي نمايد.بنا بر شنيده ها عنوان اصلي مقاله ايشان “آخرت و خدا تنها هدف بعثت انبياء “بوده كه به اصرار دوستانش اين قيد حذف مي شود.

زندگي بازرگان و سير تحول فكري آن مرحوم براي بسياري از نو انديشان ديني هم الگو و هم عبرت است،الگو از جهت شجاعت پذيرش تغييرواشتباه وعبرت از اين جهت كه چگونه انساني در پايان راه برمي گرددوراه جديدي را مي آغازد،عبرت سير تحول فكري بازرگان “از تئوري دين براي دنيا تا تئوري دين براي آخرت و خدا”(3) او مي گفت : “هدف و حركت پيامبران علي الاصول و علي القاعده نه دنيا و زندگي دنيايي بلكه آخرت و خداست . اگر از دين ، اصالت الهي و هدف اخروي را بگيريد و با آن معامله ي مكاتب بشري و مقاصد دنيايي بكنيد چيزي از آن باقي نمي ماند . نه بدرد دنيا مي خورد و نه آخرت . شعار دين براي دنيا يا خدا براي خود عقيده و عادتي نيست كه اروپاييها براي خودشان يا براي ما اختراع كرده باشند . خصلتي است بشري و آفتي است قديمي كه در نهاد همه ي انسانها و بر نهال همه ي دينها مي نشيند و دين ودنياشان را تباه مي سازد (4)

مهندس بازرگان به عنوان يك روشنفكر مذهبي ويژگي هاي جريان روشنفكري را استقلال از قدرت ، عدم تقليد و تبعيت از روحانيت ، انتقاد از رهبران و … مي داند ومي گويد : ” روشنفكران آزاد انديش نه تنها مستقل از تقليد و تابعيت اشخاص و مقامات فكر مي كنند، بلكه به بررسي آرا و نتايج اعمال داعيان رهبري و انتقاد از آنها مي پردازند … طبيعي است كه چنين انديشه و برنامه اي باب طبع طرف قرار نگيرد .خصوصا وقتي ببينند دكاني در برابرشان بازشده و مراجعان و مريدان راه ديگري در پيش مي گيرند(5)

مهندس بازرگان در پايان عمر نگران يأس و دلسردي مردم بويژه جوانان نسبت به ايران و اسلام بر اثر اقدامات نا صواب متوليان دين و مدعيان اسلام و مسلماني وعملكرد متفاوت و متضاد مسئولان با آموزه هاي ديني بود . به همين دليل براي حل اين مشكل توصيه مي كرد”‌وظيفه انديشمندان در مرحله اول زدودن انحرافات و آفات از دامن دين و روشنگري و تحليل علل و عواملي است كه باعث برگشت يا يأس و انصراف مردم شده است . در مرحله دوم بررسي و بيان راههاي بازگشت به اصل و بالاخره دميدن روح تازه در كالبدهاي مرده يا خفته از دين برگشته است”(6 )

افسوس كه ما ايرانيان قدر انديشمندان و مصلحان را  در زمان حياتشان نمي دانيم و پس از فقدانشان به ارزش وجودي آنها پي مي بريم مهندس بازرگان هم از اين قاعده مستثني نشد و قدر او را در زنده ياريش ندانستيم اما بكوشيم او را بسان مردي كه از نو بايد شناخت، بشناسيم و بشناسانيم و به عنوان يكي از مواريث و نمادهاي مهم نوانديشي ديني و اصلاح طلبي سياسي معطوف به جامعه مدني ايران زمين از او الهام بگيريم و مروج بينش ،روش و منش والايش باشيم.

پی نوشت:

1)گمراهان صص 159 تا 164

2)مدافعات

3)آخرت و خدا هدف بعثت انبياء

 4)ماهنامه كيان شماره 11 سال سوم فروردين و ارديبهشت 1372صفحه 8

 5و6)همان صص7و9

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

عاصم امین مترجم علی سرداری

این سخن به معنای کم‌اهمیت دانستن فیلسوفان یا انکار تأثیر آنان بر رشد اندیشه بشری نیست. میراث آنان منبعی ضروری برای فهم، تحلیل و بازاندیشی مسائل فکری، اخلاقی، علمی، اجتماعی و تاریخی است. اما احترام به این میراث نه با تقدیس یا انجماد آن، بلکه با تعامل انتقادی و بهره‌گیری از بینش‌ها و ابزارهای فکری آنان، همراه با حفظ حق بررسی و مخالفت حاصل می‌شود. اندیشه زنده اندیشه‌ای است که پیوسته خود را بازآفرینی می‌کند و پرسش‌های تازه می‌گشاید؛ اما هنگامی که به مجموعه‌ای از پاسخ‌های ثابت بدل شود که بدون موشکافی تکرار می‌شوند، کارکرد شناختی خود را از دست می‌دهد و به ایدئولوژی‌ای درون‌گرا تبدیل می‌شود.

ماهر فرغلي:مترجم علی سرداری

در سال ۱۹۷۵ نیروهای امنیتی بیشتر اعضای سازمان را در منطقه‌ای کوهستانی در اسیوط محاصره کردند. درگیری شدیدی رخ داد و یحیی هاشم کشته شد، اما رفاعی سرور توانست به قاهره بگریزد و در محله‌های «بین‌السریات» و سپس «المطرية» مخفی شود.
پس از ظهور شکری مصطفی (رهبر «التکفیر و الهجره»)، رفاعی تلاش کرد گروهش را با او متحد کند اما ناکام ماند. او گفت: «فهمیدم دلیلش نبودِ مفهوم حکمت است؛ زیرا جهت‌گیری ما نظری بود و بر واقعیت عملی استوار نبود. حکمت، حق را در واقعیت به‌درستی پیاده می‌کند.» به همین دلیل کتاب حکمة الدعوة را نوشت.

عبدالواحد کنعان – نویسنده فلسطینی مترجم علی سرداری

رابطه میان اسلام سیاسی و افراط‌گرایی فرهنگی در مبارزه برخی جنبش‌های اسلام‌گرا با اندیشه لیبرال و سکولار آشکار است. اسلام سیاسی این ایده را ترویج می‌دهد که اندیشه لیبرال با شریعت در تضاد است و هویت اسلامی را تهدید می‌کند. از این رو، برخی جنبش‌ها از طریق افترا، اتهام ارتداد و گاه تهدید به خشونت با لیبرال‌ها و متفکران سکولار مقابله می‌کنند.

مطالب پربازدید

مقاله