مواجهه با دولت روحانی

طرح مطالبات اما نه تنش افروزی

نباید تنش افروزی کرد وشرایط کشور را دشوارتر از گذشته نمود. هم مردم میهن ما در رنج هستند و هم امکان خطر جنگ می‌رود.این به معنی دادن چک سفید و تسلیم در برابر آقای روحانی نیست. نگاه ما به وی و کارکرد دولت او نگاهی موردی خواهد بود…

من به آقای روحانی رای ندادم با وجود این فکر می‌کنم نمی‌بایست برای دولت او تنش‌افروزی کرد. قبل از هر چیز باید بگویم که چرا رای ندادم و چرا باید از تنش افروزی بر علیه دولت او پرهیز کرد.

رای ندادم چون نمی خواهم اجازه سوءاستفاده از اصلاح‌طلبی و مسالمت جویی خود دهم که سرسختان نظام ولایی هر گونه می خواهند از این رویکرد اصلاح طلبی و مسالمت جویی سوءاستفاده کنند. از آنجا که ما هدف برپاداشت دموکراسی را بر اساس مبارزه اصلاح‌طلبانه و مسالمت‌آمیز به ویژه برپایه انتخابات آزاد قرار داده ایم سرسختان نظام نباید با نیرنگ بخواهند هر شرایطی را برای انتخابات ریاست جمهوری و مجلس تحمیل بکنند و بعد بگویند حال که اصلاح‌طلب و مسالمت‌جو هستید بیایید در همین شرایط رای دهید. رای ندادن ما، اما، اعتراض به گزینش گسترده سرسختان و مهندسی انتخابات بود. صمیمانه بر این باورم که اگر ایستادگی و مقاومت در برابر این گزینش گسترده و مهندسی انتخابات نبود سرسختان حتی از همین هشت نامزد دستچین شده هم کم می کردند و از این کار ابایی نداشتند. حال پس از توضیح این موضوع که چرا رای ندادم، اجازه دهید توضیح دهم که چرا بر این باورم که می بایستی کار را بر حسن روحانی مشکل نکرد و از آتش افروزی پرهیز کرد.

مهمترین دلیل من برای این کار کشورمان ایران است و اینکه کشورمان در شرایط بسیار دشواری به سر می برد. رشد اقتصاد منفی است و در نتیجه بیکاری به طور گسترده رشد کرده است. کاهش تولید نفت، اکثر فعالیت های اقتصادی را به رکود کشیده است. باز هم این باعث افزایش بیکاری شده است.

کشور در انفراد بین المللی به سر می برد و اگر در مورد پرونده هسته ای هر چه زودتر مصالحه ای نشود شوربختانه باید گفت که خطر جنگ هم وجود دارد. می بینید که برای دوستداران میهن مسئله بسیار مهمتر از آن است که ما تحلیل خود را به رقابت های سیاسی فرو بکاهیم. از این روست که به باور من نباید تنش افروزی کرد وشرایط کشور را دشوارتر از گذشته کرد. هم مردم میهن ما در رنج هستند و هم امکان خطر جنگ می‌رود.

با وجود این می خواهم بیفزایم که رویکرد مسالمت جویانه ما به دولت آقای روحانی به معنی دادن چک سفید و تسلیم در برابر او نیست. نگاه ما به آقای روحانی و کارکرد دولت او نگاهی موردی خواهد بود و از او برای سمت گیری به سمت و سوی اصلاحات گسترده و به دست آوردن نتیجه در کوتاهترین مدت انتظار روشن داریم.

آنچه که ما به طور مشخص از آقای روحانی و دولت وی انتظار داریم و بر همین مبنا مناسبات خود را با وی تعیین می کنیم بدین قرار است:

1- حل مسئله پرونده هسته ای در کوتاه ترین مدت و یافتن مصالحه‌ با جامعه جهانی و از این طریق برداشتن تحریم‌ها از سر مردم ایران. این مهتمرین مسئله خارجی است که در برابر آقای روحانی قرار دارد.

2- حل مسئله رانت خواری و انحصارات در درون کشور برای آنکه رونق اقتصادی بوجود آید و فعالیت اقتصادی از سر گرفته شود. چرا که مردم در بزرگترین مشکل اقتصادی به سر می برند، کمبود و تحریم وگسترش خط فقر است و این دلیلی جز مسئله رانت خواری و انحصاراتی ندارد. می دانید در شرایطی که دارو تحریم نشده و حتی به ایران وارد شده بود، در هامبورگ به علت اختلاف رانت خواران با دولت بر سر نرخ ارز ترخیص کالا، دارو باقی ماند. مبارزه با رانت خواران در سطح ملی و درون مرز از مهمترین وظایف آقای روحانی است و در پی این دو مسئله درون مرز و برون مرز انتظار می رود به نتایج در خور و شایسته ای هر چه زودتر در مورد مسائل اقتصادی و رفاه مردم دست بیابیم. گذشته از این، دو نکته دیگر هم از آقای روحانی و دولت وی انتظار می رود.

3- گسترش آزادیهای اجتماعی و سیاسی.

4- تدارک انتخابات آزاد درمورد مجلس، شوراها و ریاست جمهوری از این پس. یعنی حتی الامکان از گزینش‌های گسترده و مهندسی انتخابات جلوگیری شود. هر شهروند ایرانی باید بتواند رای دهد و بتواند رای مردم را به خود جلب کند یعنی انتخابات آزاد.

از گام هایی که دولت آقای حسن روحانی در این موارد برای ایران که مخرج مشترک همه ما و هدف مشترک همه ماست، بردارد پشتیبانی می کنیم. ما واقعا دموکراسی می خواهیم هم در سپهر سیاسی و هم در سپهر اقتصادی.

پایان سخن این که ما برخلاف رویکرد برخی اصلاح طلبان حکومتی و نیز اپوزیسیون هم وند نظام به روشنی خواستار برپایی دموکراسی و آزادی و انتخابات آزاد کشوریم و نمی توانیم به این بسنده کنیم که چون دولت آقای روحانی چند گامی بهتر از دولت آقای احمدی نژاد است پس می بایستی سکوت اختیار کرده و گوشه نشینی کرد که مبادا تندروی شود و مبادا که غول انحصارطلبان تندرو در کشور پیدا شود. ما از گفتن خواسته های خودمان و مبارزه برای آن از پا نمی نشینیم.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله