گفت وگوی سایت ملی - مذهبی با فاطمه آدینه وند

ممانعت از مرخصی استعلاجی عبدالله مومنی هزار روز بعد از تنها مرخصی اش

عبدالله مومنی در فروردين ماه سال ۸۹ پس از مدت ۸ ماه بازداشت به مرخصی استعلاجی آمد و در مدت مرخصی به دليل بيماری هايی که در زندان دچارش شده بود، به مداوا مشغول بود. وی طبق نظریه پزشکی قانونی برای انجام معالجات مربوط به ناراحتی های کلیه و مثانه و مجاری ادراری می بایست به خارج از زندان اعزام و تحت مداوا قرار گیرد. اما تاکنون اجازه مرخصی استعلاجی به او داده نشده است.

فاطمه آدینه وند، همسر عبدالله مومنی با ابراز ناراحتی از بی نتیجه بودن پیگیری هایش به سایت ملی – مذهبی می گوید: “الان آقای مومنی از درد کلیه رنج می برد و در سونوگرافی یک سنگ پنج میلی گرم نشان داده شده که باید تحت مداوا قرار بگیرد. در یک حرکت عجیب بدون اطلاع به خانواده او را به بیمارستان منتقل کردند و سونوگرافی گرفتند و دوباره به زندان بازگردانند. خود آقای مومنی خیلی اصرار کرده بود که یک تماس با ما بگیرد و اطلاع بدهد اما مامورانی که همراهش بودند اجازه ندادند. خیلی از درد شکایت می کند، ما خیلی پیگیری کردیم که بتوانیم اجازه بگیریم تا او را به یک دکتر متخصص خوب با هزینه خودمان ببریم و تحت مداوا قرار دهیم اما تا الان بی نتیجه بوده است.”

چندی پیش نیز بیست زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای به رییس زندان با شرح مختصری از افراد بیمار محبوس در این زندان که با کارشکنی های مسئولان از پیگیری درمان خود محروم شده اند، نوشتند: “مدتی است در امور معالجه افراد بیمار بند ۳۵۰ کارشکنی هایی صورت گرفته و می گیرد که منجر به وخامت حال برخی از بیماران این بند و عدم رسیدگی به آن ها شده که می تواند عواقب خطرناکی در پی داشته باشد و پیگیری ها نیز تاکنون نتیجه ای نداشته است.”

آنها در این نامه تاکید کرده اند: “مشخص کنید این تخلفات که با جان زندانیان ارتباط دارد چرا صورت گرفته و اگر چنین مانع تراشی هایی را خلاف رویه های مرسوم و مقررات موجود می دانید، موانع درمان این بیماران را مرتفع نمایید و اگر افرادی به دلایل سیاسی بنا دارند معالجه زندانیان سیاسی بیمار را با مشکلات عدیده ای مواجه سازند آن را روشن کنید تا مشخص شود مسئولیت ممانعت از درمان برعهده کیست، البته به هر حال مسئولیت قانونی معالجه بیماران این بند با شماست و در صورت هر اتفاقی طبعا باید پاسخگو باشید.”

همسر سخنگوي سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکيم وحدت) با اشاره به حساسیت زیاد بر روی همسرش می افزاید: ” امکانات داخل زندان محدود است و برای مشکلات جسمانی که زندانیان دارند باید به خارج از زندان منتقل شوند تا وضعیت شان از این بدتر نشود. بارها درخواست مرخصی کردیم اما باز پاسخ مثبتی نگرفتیم.حساسیت ها روی ایشان خیلی زیاد است و علتش هم همان نامه ای است که به رهبری نوشته است و در حقیقت تصمیم گیرنده بازجو است.”

آدینه وند تصریح می کند: ” از سوی دیگر بچه ها بخاطر درس ماهی یکبار می توانند پدرشان را ملاقات کنند و خیلی دوست دارند با پدرشان ارتباط نزدیک داشته باشند که در این زمان محدود ملاقات کابینی سخت است و من بیشتر وقت را به آنها می دهم و این کافی نیست. هر چقدر هم برای مرخصی و ملاقات حضوری پیگیری می کنم موافقت نمی کنند. حتی یازده ماه فقط برای یک ملاقات حضوری دوندگی کردم اما باز اجازه ندادند.”

عبدالله مومنی، رييس شورای مرکزی و سخنگوی سازمان ادوار تحکيم وحدت روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ در ستاد شهروند آزاد متعلق به حاميان مهدی کروبی با خشونت و ضرب و شتم دستگير شد تا با آرزوي ايراني با شهرونداني آزاد، بار ديگر راهی زندان شود. او نزديک به ۱۰۰ روز را در سلول انفرادی و تحت بازجويی به سر برد.

عبدالله مومني يکي از فعالان مدني- سياسي شناخته شده است که به خاطر فعاليتهاي دانشجويي و سياسي اش، چندین بار بازداشت و تحت شکنجه و فشار روحی قرار گرفته است. نهایتا در دادگاه های نمایشی به تحمل چهار سال و یازده ماه حبس محکوم شد. این حکم در حالی برای مومنی صادر شد که محمد شريف، حقوقدان و وکيل دادگستري، با غيرقانوني ناميدن دادگاه به تشريح اينکه چگونه نتوانسته وکالت عبدالله مومني را پيش از دادگاه بر عهده بگيرد پرداخته و گفته بود: “در طول مراجعات پي در پي٬ پرونده از دفتر دادستاني به دادياري ارجاع نمي شد و پس از ارجاع، وکالت نامه ها را گرفتند اما چند روز قبل از تشکيل دادگاه، وکالت نامه را همراه با نامه اي از آقاي مومني مبني بر اينکه به وکيل نياز ندارد، مسترد کردند.”

او ازبيان فشارهايي که در زندان متحمل شده بود، در مجامع رسمي سکوت اختیار کرده بود تا اینکه در نامه ای خطاب به رهبری از شکنجه های رفته بر او پرده برداشت. او در این نامه به شکنجه های فيزيکی و روانی از جمله ضرب و شتم و سيلی های پياپی، اقدام به خفه کردن تا حد بيهوشی، نگهداشتن سر زندانی در کاسه توالت، حبس در سلول انفرادی، تهديد مکرر به اعدام، تهديد به آزار و اذيت جنسی، وادار شدن به تمرين برای اعترافات ساختگی توسط بازجويان، جلسات چند ساعته بازجويی و ايستادن بر روی يک پا اشاره کرده بود.

این فعال دانشجویی سابق در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ پس از انتشار اين نامه با اتهام های جديد نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومی رو به رو شد و فشارها بر او افزایش یافت.

خانم آدینه وند در پایان با تاکید بر روحیه قوی همسرش خاطرنشان می کند: “با وجود تمام این مشکلات و ناراحتی های جسمی خوشبختانه روحیه همسرم عالی است. او سال گذشته به نمایندگی از زندانیان سیاسی مرد، دو عدد شال سبز که توسط زندانیان بافته شده بود را برای آقای کروبی و آقای موسوی ارسال کرد و وقتی شنید بدست خانواده اشان رسیده خوشحال شد. خب، زندانیان سیاسی خیلی به آقایان موسوی و کروبی علاقه دارند و برای آنها احترام خاصی قائل هستند. حتی در این شرایط دشوار هم به فکر آنها هستند.”

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.