جادالله الجبی:مترجم علی سرداری

اقتدار در اسلام»: عبدالجواد یاسین، متن و تاریخ را از هم می‌گشاید

ذهن مسلمان به دلیل ظلم و ستم، بخش عمده‌ای از حس انتقادی خود را از دست داده است، در حالی که حساسیت آن به انتقاد بیش از حد شده است. ذهن سلفی تا چه زمانی در بند توهمات خود و در تضاد با خود و با عصر مدرن باقی خواهد ماند؟ یاسین تاریخ اسلام را در برابر دادگاه عقل قرار می‌دهد و ماجراجویی جسورانه‌ای را برای بازگشایی درِ اجتهاد (استدلال مستقل) که قرن‌ها بسته بوده است، آغاز می‌کند. نظام حقوقی سلفی تا چه زمانی به انحصار دین و تاریخ ادامه خواهد داد، کشتار غیرقانونی افراد بی‌گناه را مجاز می‌داند، درِ اجتهاد و تفکر مستقل را می‌بندد و آزادی را محدود می‌کند؟ آیا هدفی جز انحصار حقیقت و اعمال انحصار بر عقیده، جز انحصار و اعمال قدرت وجود دارد؟ چه زمانی مسلمانان به جای قضاوت و کنترل حال خود توسط گذشته، گذشته خود را قضاوت خواهند کرد و چه زمانی آزمون عقل به پایان خواهد رسید؟ آیا اقتدار در اسلام از طریق متن شکل گرفته است یا از طریق تاریخ؟ نقد ذهن مسلمان: عبدالجواد یاسین در کتاب خود با عنوان «مرجعیت در اسلام: ذهن فقهی سلفی بین متن و تاریخ» به این پرسش‌ها و پرسش‌های دیگر پرداخته است. او با روش‌شناسی دیالکتیکی و عقلانی به این موضوع می‌پردازد که تا به امروز همچنان نگرانی‌هایی را در اندیشه سلفی برمی‌انگیزد. او با نگاه تیزبین یک قاضی که شواهد را به دقت بررسی می‌کند، تاریخ اسلام را در برابر دادگاه عقل قرار می‌دهد و ماجراجویی جسورانه‌ای را برای بازگشایی درِ اجتهاد (استدلال مستقل) که قرن‌ها بسته بوده است، آغاز می‌کند.
او به انتقاد مستقیم از جنبش‌های بنیادگرا با گرایش‌های سلفی بسنده نمی‌کند، بلکه نقد خود را به خود ذهن مسلمان نیز گسترش می‌دهد. اهمیت کار عبدالجواد یاسین در این کتاب نه تنها از اهمیت موضوع و غنای محتوای آن، بلکه از تغییر کیفی در تفکر او نیز ناشی می‌شود. او از انتقاد از دیگران بر اساس روش‌شناسی سلفی-اخوانی، که آنها را در حالت «جهل معاصر» می‌داند – با پیروی از سید قطب و ایده‌های جنبش اخوان المسلمین در مصر که نویسنده را برای مدتی در جوانی جذب کرده بود – به انتقاد از خود و خوداندیشی با استفاده از یک روش‌شناسی عقلانی و استدلالی، با پیروی از محمد عابد الجابری و محمد ارکون، یا به قول خودش «موازی با پروژه آنها»، در عین حفظ منحصر به فرد بودن پروژه خود، که حق اوست، روی می‌آورد.
محمد عابد الجابری
نویسنده که دغدغه‌اش ایده آزادی و چگونگی پرداختن مرجعیت در اسلام به مسئله آزادی‌ها است، به انتقاد مستقیم از جنبش‌های بنیادگرا با گرایش‌های سلفی بسنده نمی‌کند. بلکه، او فراتر می‌رود و ذهن مسلمان را مورد انتقاد قرار می‌دهد، ذهنی که به باور او نتوانسته به جوهره دین نفوذ کند، در عوض نظریه‌ای را از تاریخ وارد کرده و در آن گیر کرده است. او در یکی از مصاحبه‌هایش می‌گوید: «جنبش‌ها، سازمان‌ها، گروه‌ها و حتی دولت‌های اسلامی، همگی مظاهر فرعی و جزئی این ذهن مسلمان هستند.» حتی روشنفکرترین و کاملاً متفاوت‌ترین جریان‌ها در تعریف سنتی سلفی‌گری، به دلیل تعامل فکری و توسعه‌شان در طول دوره شکل‌گیری یا مرحله تدوین بعدی، سلفی‌گری هستند. شایان ذکر است که این مرحله تدوین، که با تاریخ قدرت مرتبط است و یکی از مظاهر آن را نشان می‌دهد، تنها برداشت خود را از دین و دیدگاه خود را از نوعی دینداری ارائه می‌دهد که متعاقباً به عنوان خود دین به ارث می‌رسد.
همچنین بخوانید: عبدالجواد یاسین: استاد مهاجرت
بحران واقعی که سه جریان فکری برجسته اسلامی در تاریخ اسلام – سنی، شیعه و تا حد کمتری، اباضیه (یکی از فرقه‌های خوارج) – را درگیر کرد، این بود که آنها سیاست را مرتبط با دین یا بخشی از آن می‌دانستند، که نشانه‌ای آشکار از نقص در این چارچوب‌های فکری است. در همین حال، تاریخ رسمی تحت سلطه این جریان‌ها، بینش‌های فکری روشنگرانه‌ای را که مکتب معتزله، مکتب ابن حزم و تا حدودی مکتب ابن حنیفه نماینده آن بودند، پنهان کرد، هرچند که آنها کاملاً از سرایت سلفی‌گری مصون نبودند و در برهه‌ای از زمان کاملاً از تحت تأثیر قدرت قرار نگرفتند. تاریخچه آن.
همچنین بخوانید: چرا سلفی‌ها اصرار بر تخریب ابوالهول و اهرام دارند؟
با این حال، از زمانی که نظام حقوقی سلفی، مکتب اهل حدیث، کنترل آن را به دست گرفت، خارج از دایره به رسمیت شناختن مشروعیت خود در تاریخ رسمی اسلام، یا بهتر بگوییم، در حاشیه آن باقی مانده است. این مکتب خود را سخنگوی رسمی و تنها نماینده اسلام می‌داند. این امر نویسنده را بر آن داشت تا این سؤال را مطرح کند: ما در مورد کدام اسلام صحبت می‌کنیم و به دنبال کدام اسلام هستیم؟ یاسین معتقد است که محقق با دو اسلام مواجه است: اول اسلام متن ثابت وحی، قرآن و سنت معتبر یا “اصلاح شده”، به قول او؛ دوم، اسلامِ واقعیت تاریخی است که توسط نظام‌های حاکم متوالی که در خاک اسلام ظهور کردند یا ادعای وابستگی به آن را داشتند، نشان داده می‌شود، معمولاً نه به دلیل تجسم عینی ارزش‌ها و اصول آن، بلکه به دلیل پرچم اسمی که برای مدت قابل توجهی برافراشته ماند. نظام حقوقی آنها برای “متن‌سازی” فقه – حوزه‌ای که با زمان و مکان تغییر می‌کند – تلاش کرد تا به یک منبع متنی ثابت و الزام‌آور تبدیل شود، که مشروعیت یا تقدس آن کمتر از… تقدس خود متن وحیانی نیست.
او به انتقاد از سلفی‌ها بسنده نمی‌کند، بلکه به انتقاد از مسلمانی که به اعتقاد او نتوانسته است به جوهره دین نفوذ کند، می‌پردازد. از آنجا که این واقعیت اخیر همان چیزی است که اسلام امروز به جهان ارائه می‌دهد، “وظیفه ماست که نگرانی‌های ابراز شده توسط نیروهای مختلف در مورد مسئله اسلام و سیستم حکومت در دولت را تصدیق و قدردانی کنیم، زیرا این سیستم، در واقع، تعدادی از پیامدهای نامطلوب را برانگیخته و مفاهیم ظلم، استبداد و نفی عقل و آزادی را تداعی می‌کند.” قاضی عبدالجواد یاسین از این واقعیت اخیر، فرضیه تحقیق خود را آغاز می‌کند که می‌گوید: «حجت از طریق متن شکل نگرفته، بلکه از طریق تاریخ شکل گرفته است. علاوه بر این، تاریخ حجیت در شکل‌گیری متن نقش داشته است.» این فرضیه همان چیزی است که محقق با درگیر شدن با تعدادی از سوالات و مفاهیم در امتداد دو محور اصلی که بدنه کتاب را تشکیل می‌دهند و هر کدام به دیگری منتهی می‌شوند، در پی اثبات آن است. در محور اول، او متن را در پرتو تاریخ و در محور دوم، تاریخ را در پرتو متن می‌خواند..
دیالکتیک متن و تاریخ.
عبدالجواد یاسین، پس از بررسی طولانی صفحات تاریخ اسلام و تحقیق در مورد سهم جنبش‌ها و فرقه‌های اسلامی همسایه یا متوالی در شکل‌گیری آنچه به عنوان مرجع فقهی سلفی در موضوع حجیت شناخته شده است، و پس از خواندن آن در پرتو متن خالص یا متن وحی، «متن قرآنی در حال حاضر.
منبع حفریات

مطالب مرتبط

إجلال البیل :مترجم علی سرداری

زنان همچنان برجسته‌ترین چهره در بسیاری از این محاکمه‌های اجتماعی هستند. به محض پایان یک رابطه زناشویی، تلاش‌ها برای یافتن خطایی که زن مرتکب شده و مسئول دانستن او برای آنچه رخ داده است آغاز می‌شود؛ بدون دانستن حقایق یا داشتن شواهد، بلکه بر اساس تخیل اجتماعی قدیمی که هنوز زنان را مسئول موفقیت یا شکست خانواده و حفظ وجهه خود به هر قیمتی می‌داند.

نگاه القدس العربی:مترجم علی سرداری

این موضع در راستای برنامه‌های جاری اسرائیل برای اجرای پروژه الحاق و گسترش شهرک‌سازی در کرانه باختری است؛ بر اساس انحلال توافقنامه اسلو و توافقنامه الخلیل، و هموار کردن مسیر برای تحمیل حاکمیت اسرائیل بر کرانه باختری و کاهش نقش تشکیلات خودگردان فلسطین به یک ساختار نمادین.

فرید مرجایی

فاز اول كودتا در ٢٥ مرداد شكست خورد و مردم در میدان‌ها تجمع كرده و به تظاهرات پرداختند. به عنوان قسمتی از برنامه بحران‌سازی، عوامل نفوذی معروف به agent provocateurs، در شهر به شلوغ‌كنی و تخریب پرداختند. برای فروكشی از ادامه تشنج، دولت مصدق از مردم خواسته بود كه برای حفظ آرامش و اجتناب از هرج و مرج و تشنج از تظاهرات و تجمع در خیابان‌ها اجتناب كنند. این خلأیی ایجاد كرد كه اوباش و سیاهی لشكر كودتا، تنها بازیگران میدان در روز ٢٨ مرداد باشند.