خلدون الشرقاوي صحفي مصري:مترجم علی سرداری

گزارش‌ها از «صدور انقلاب» تا «حفاظت از دولت»: دگرگونی‌ها در گفتمان فرهنگی ایران پس از جنگ ژوئن

این گزارش، مجموعه تحلیلی ما با عنوان «قدرت نرم رژیم ایران: از صدور انقلاب تا امنیتی‌سازی فرهنگ» را به پایان می‌رساند؛ مجموعه‌ای که ساختار فکری و نهادی قدرت فرهنگی و رسانه‌ای رژیم ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) را روشن می‌کند.
پس از بخش‌های پیشین که به مبانی ایدئولوژیک، معماری نهادی، ابزارهای سینمایی و بصری و ساختارهای اقتصادی و مالی موازی پرداخته شد، این بخش پایانی مهم‌ترین آزمون استراتژیک ماشین فرهنگی و رسانه‌ای ایران را پس از تحولات منطقه‌ای ژوئن ۲۰۱۵ بررسی می‌کند. این بخش نشان می‌دهد که چگونه این تحولات، گفتمان ایدئولوژیک و رسانه‌ای را دگرگون کردند؛ با افزایش اهمیت لفاظی‌های دفاع از «بقای دولت و مرکز» در کنار شعارهای «صدور انقلاب.»
این تغییرات در بستری منطقه‌ای پیچیده رخ داد که با تشدید رویارویی میان اسرائیل و متحدان ایران در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد. سال ۲۰۲۴ شاهد مجموعه‌ای از تحولات امنیتی و سیاسی بود؛ از جمله حملاتی که چهره‌های برجسته محور تهران را هدف قرار داد و مهم‌ترین آنها ترور حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله، بود.
با شدت گرفتن درگیری ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ و ورود مستقیم ایالات متحده، رهبران ارشد ایران هدف قرار گرفتند و این روند به ترور علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، انجامید. این رویداد مرحله‌ای بی‌سابقه از فشار و چالش‌های ساختاری را برای محیط استراتژیک پیرامون ایران رقم زد.
این تحولات محاسبات امنیتی و سیاسی تهران را تغییر داد و پرسش‌هایی درباره کارآمدی سیستم بازدارندگی جمهوری اسلامی در دهه‌های گذشته مطرح کرد. همچنین نهادهای رسانه‌ای و فرهنگی را واداشت تا در استراتژی‌های لفاظی و بسیج خود بازنگری کنند و با واقعیت جدید منطقه‌ای سازگار شوند.
لحظه افشاگری و آزمون استراتژیک
جنگ ژوئن ۲۰۱۵ و تغییرات ژئوپلیتیکی و نظامی مرتبط با آن نقطه عطفی در مسیر جمهوری اسلامی ایران بود. این درگیری‌ها صرفاً دور تازه‌ای از نزاع‌های منطقه‌ای نبودند، بلکه آزمونی مستقیم برای تاب‌آوری «استراتژی بازدارندگی پیچیده» تهران محسوب می‌شد؛ استراتژی‌ای که طی چهار دهه برای مقاومت در برابر فشارهای فزاینده نظامی و امنیتی طراحی شده بود.
حملاتی که نیروهای نیابتی ایران و شبکه‌های فرماندهی، کنترل و تأمین مالی آن را هدف قرار دادند، چالش‌های تازه‌ای برای حوزه نفوذ ایران، از جمله ابزارهای رسانه‌ای و فرهنگی، ایجاد کردند.
برای نخستین بار در این سطح، دستگاه رسانه‌ای و فرهنگی رژیم ایران همراه با سپاه پاسداران با معضلی جدی در اصلاح گفتمان سیاسی خود روبه‌رو شد: چگونه می‌توانست روایت «صدور انقلاب» را در شرایطی حفظ کند که پرسش‌هایی درباره توانایی رژیم در حفاظت از عمق داخلی و انسجام نهادهای مرکزی مطرح شده بود؟
روایت رو به زوال: از «صدور انقلاب» تا «دفاع از میهن»
تحولات نظامی و میدانی اخیر، دستگاه تبلیغاتی و رسانه‌ای تهران را ناگزیر کرد تا گفتمان خود را در داخل و خارج بازتعریف کند. پس از دهه‌ها تمرکز بر شعارهای انقلابی و فراملی ـ از جمله «صدور انقلاب»، حمایت از «مظلومان»، ایجاد «محور مقاومت» و تقویت حضور ایدئولوژیک منطقه‌ای ـ پس از جنگ ژوئن ۲۰۱۵ گفتمانی شکل گرفت که بیشتر بر دفاع از عمق جغرافیایی و امنیت ملی ایران و بسیج داخلی از طریق نمادهای ملی و میهنی متمرکز بود. در این چارچوب، حفاظت از مشروعیت رژیم و ثبات نهادهای مرکزی در اولویت قرار گرفت.
به گفته تحلیلگران، این تغییر به معنای حذف کامل واژگان انقلابی نیست، بلکه بازآرایی گفتمان برای انطباق با واقعیت امنیتی و سیاسی جدید است. مرکز ثقل از نمایش پروژه انقلابی فراتر از مرزها به تأکید بر توانایی دولت در مقاومت و حفظ انسجام داخلی تغییر یافته است.
بازسازی واژگان بلاغی
گفتمان رسانه‌ای و سیاسی ایران پس از جنگ ایران و اسرائیل شاهد کاهش نسبی استفاده از اصطلاحات انقلابی و فراملی بود؛ مانند تأکید بر «صدور انقلاب» و گسترش منطقه‌ای. در مقابل، مفاهیمی چون «امنیت ملی»، «حاکمیت ملی» و «حفاظت از مرزهای ایران» برجسته‌تر شدند.
تمرکز گفتمان از تصویر ایران به‌عنوان پروژه‌ای انقلابی در حال گسترش، به ارائه آن به‌عنوان کشوری که با تهدیدات مستقیم علیه امنیت و ثبات خود مواجه است، تغییر یافت.
تقویت بُعد ملی (اول ایران)
گفتمان رسانه‌ای و تولیدات سینمایی وابسته به نهادهای نزدیک به سپاه پاسداران، از جمله بنیاد «اوج»، بیش از پیش نمادهای ملی و تاریخی ایران را در کنار عناصر ایدئولوژیک سنتی برجسته کردند. در این چارچوب، درگیری‌ها در گفتمان رسانه‌ای به‌عنوان دفاع از دولت ایران و اتحاد آن در برابر تهدید خارجی بازتعریف شد، نه صرفاً امتداد یک پروژه منطقه‌ای یا ایدئولوژیک.
بحران مشروعیت داخلی: شکاف ایدئولوژی و واقعیت اقتصادی
جنگ ایران و اسرائیل و پیامدهای آن شکاف فزاینده‌ای میان اولویت‌های گفتمان ایدئولوژیک رژیم و فشارهای اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران آشکار کرد. در حالی که کشور با مشکلات معیشتی و تورم فزاینده دست‌وپنجه نرم می‌کرد، انتقادات داخلی نسبت به منابع اختصاص‌یافته به نهادها و فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای رژیم ـ به‌ویژه بخش‌های وابسته به سپاه پاسداران ـ افزایش یافت.
این شکاف میان گفتمان ایدئولوژیک و واقعیت اجتماعی و اقتصادی به‌وضوح نمایان شد.
منبع حفریات

مطالب مرتبط

مازن النجار محقق تاریخ و جامعه‌شناسی:مترجم علی سرداری

در بحبوحه تغییر رأی‌دهندگان و ترکیب جمعیتی، نگرانی‌های بشردوستانه درباره غزه و درگیری ناموجه با ایران، بیش از ۱۰۰ دموکرات مجلس نمایندگان از اصلاحیه‌ای برای مسدود کردن میلیاردها دلار کمک به اسرائیل حمایت کردند؛ تغییری بی‌سابقه نسبت به الگوهای رأی‌گیری پیشین.

عصام عبدالشفیع :مترجم علی سرداریl

نای در آخرین مقاله‌اش پیش از مرگ نوشت: قدرت نرم هر کشور از سه منبع ناشی می‌شود: فرهنگ، ارزش‌های سیاسی (دموکراسی و حقوق بشر) و سیاست‌های مشروع مبتنی بر درک منافع دیگران. قدرت نرم، روی دیگر قدرت سخت است و آن را چند برابر می‌کند. خطر اصلی برای قدرت آمریکا نه چین است و نه تروریسم، بلکه ناتوانی ما در پایبندی به ارزش‌ها و حفظ اتحادهاست.

سامح الهادی نایب‌رئیس ائتلاف عرب–آمریکایی در حزب دموکرات میشیگان:مترجم علی سرداری

این تغییر، دموکرات‌ها را واداشته تا در استراتژی‌های خود تجدیدنظر کنند. مدل سنتی سیاستمدار منضبط، که بر لفاظی‌های معتدل و محتاطانه تکیه دارد، دیگر مانند گذشته موفقیت را تضمین نمی‌کند. جریان جدیدی در حزب، رویکرد متفاوتی پیشنهاد کرده است؛ شاید مشکل نه در جسارت گفتمان، بلکه در فقدان جسارت یا حتی گاهی بی‌پروایی آن باشد.

مطالب پربازدید

مقاله