مازن النجار محقق تاریخ و جامعه‌شناسی:مترجم علی سرداری

کودتا در حال انجام است… به این دلایل، زمان به نفع اسرائیل نیست

شهر غزه، ۴ آگوست: مردم در مراسم تشییع جنازه جمعی برای اعضای خانواده‌های ابوشریعه و الحصینه شرکت می‌کنند؛ بقایای آنها اخیراً پس از حمله‌ای در اوایل جنگ، در ۴ آگوست ۲۰۲۶، در محله صبرا در شهر غزه از زیر آوار خانه‌هایشان بیرون کشیده شد. طبق بیانیه آژانس دفاع مدنی غزه، خدمه این آژانس طی یک عملیات دو هفته‌ای در منطقه مسکونی محل سکونت این خانواده‌ها ـ که در ماه‌های اولیه جنگ، در ۲۳ نوامبر ۲۰۲۳، مورد حمله قرار گرفته بود ـ ۱۱۲ نفر را بیرون کشیدند. (عکس از احمد حسب‌الله/گتی ایمیجز)
اسرائیل در طول جنگ خود علیه غزه مرتکب نسل‌کشی شد (گتی ایمیجز).
پس از نسل‌کشی در غزه، اجماع دوحزبی درباره روابط ایالات متحده و اسرائیل در حال فروپاشی است. با گسترش بحث‌های حقوقی، مبانی سیاسی حمایت نظامی بی‌قید و شرط آمریکا از اسرائیل با جدی‌ترین بحران خود در دهه‌های اخیر روبه‌رو شده است. در آمریکا شکاف نسلی درباره اسرائیل وجود دارد؛ شکافی که پیش‌تر در میان چپ‌ها مشهود بود و اکنون در میان راست‌ها نیز گسترش یافته است. نظرسنجی‌های افکار عمومی نشان می‌دهد که حمایت از اسرائیل، حتی در میان سرسخت‌ترین حامیان آن یعنی انجیلی‌ها، به‌طور مداوم کاهش می‌یابد. جنگ اسرائیل علیه غزه، با تصاویر وحشتناک ویرانی، قتل‌عام و کشتار هزاران کودک، بسیاری از آمریکایی‌ها را از اسرائیل بیگانه کرده است. نیمی از جمهوری‌خواهان زیر ۵۰ سال دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند. اما مهم‌ترین تغییر در حزب دموکرات رخ داده است.
جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور، اخیراً اظهار داشت که اسرائیل «در حال حاضر در نبرد برای جلب افکار عمومی آمریکا شکست می‌خورد» و او «بدون هیچ شکی» می‌داند که چهره‌هایی در دولت اسرائیل به افراد بانفوذ پول می‌دهند تا افکار عمومی را دستکاری کنند، سیاست آمریکا را به سمت ادامه جنگ علیه ایران سوق دهند و به شخص او حمله کنند، تصویرش را لکه‌دار کنند و او را به یهودستیزی متهم کنند.
دن استاینباک، متفکر آمریکایی، معتقد است که برای دهه‌ها، حمایت آمریکا از اسرائیل بر یکی از قوی‌ترین فرضیات حزبی در واشنگتن استوار بود: اینکه کمک نظامی یک ضرورت استراتژیک غیرقابل تغییر است. اما غزه این اجماع را به‌طور قابل توجهی تضعیف کرده است. ناظران اکنون کمک نظامی به اسرائیل را یک استراتژی نادرست و هدفی با انگیزه سیاسی می‌دانند.
طرح‌های قانونی که مقامات آمریکایی را به همدستی و سهل‌انگاری در جلوگیری از تخلفات اسرائیل متهم می‌کنند، بحث را از سیاست به دادگاه‌ها، نهادهای بین‌المللی و عرصه پاسخگویی تاریخی منتقل کرده‌اند.
فروپاشی اجماع دوحزبی درباره اسرائیل
در بحبوحه تغییر رأی‌دهندگان و ترکیب جمعیتی، نگرانی‌های بشردوستانه درباره غزه و درگیری ناموجه با ایران، بیش از ۱۰۰ دموکرات مجلس نمایندگان از اصلاحیه‌ای برای مسدود کردن میلیاردها دلار کمک به اسرائیل حمایت کردند؛ تغییری بی‌سابقه نسبت به الگوهای رأی‌گیری پیشین.
رسمی‌تر، رهبری دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان ـ به‌ویژه حکیم جفریس ـ خواستار «بازنشانی کامل» روابط ایالات متحده و اسرائیل شد. تلاش‌های سنا برای محدود کردن انتقال سلاح نیز حمایت قابل توجهی از سوی دموکرات‌ها جلب کرد که نشان‌دهنده نگرانی فزاینده درباره آسیب به غیرنظامیان، قوانین بین‌المللی و مسئولیت‌های واشنگتن است.
جمهوری‌خواهان نیز کمتر متحد شده‌اند. در حالی که اکثر قانون‌گذاران جمهوری‌خواه همچنان از اسرائیل حمایت می‌کنند، چهره‌های جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» (MAGA)، تحت تأثیر ضد مداخله‌گرایی، اصل «اول آمریکا» و رد کمک‌های خارجی، به‌طور فزاینده‌ای نسبت به تعهدات نامحدود تردید کرده‌اند.
مخالفت فزاینده درون این جنبش با انتقال سلاح‌های آمریکایی، شکاف ایدئولوژیک عمیقی درباره مداخلات خارجی آشکار کرده است. مارجوری تیلور گرین، نماینده سابق جورجیا، در ژانویه ۲۰۱۶ پس از اختلاف شدید با ترامپ استعفا داد.
در حالی که بخشی از پایگاه جمهوری‌خواهان از سیاست خارجی ترامپ حمایت می‌کنند، جناح رو به رشدی ـ با حمایت چهره‌هایی مانند تاکر کارلسون، کندیس اوونز و نماینده توماس ماسی ـ آشکارا با ادامه ارسال بی‌قید و شرط سلاح مخالفت می‌کند.
به گفته استاینباک، نتیجه چشم‌انداز سیاسی جدیدی است: دموکرات‌های سنتی طرفدار اسرائیل، محافظه‌کاران انجیلی، دموکرات‌های مترقی، جمهوری‌خواهان آزادی‌خواه و محافظه‌کاران ضد مداخله که از دیدگاه‌های مختلف به این موضوع می‌پردازند. بحث دیگر صرفاً موضوع «طرفداری از اسرائیل در برابر ضدیت با اسرائیل» نیست، بلکه حول محور امکان تطبیق منافع استراتژیک، قوانین داخلی، تعهدات بین‌المللی و ملاحظات بشردوستانه در چشم‌انداز سیاسی فعلی می‌چرخد.
از بحث سیاسی تا چالش‌های حقوقی
طرح‌های حقوقی که مقامات آمریکایی را به همدستی و سهل‌انگاری در جلوگیری از تخلفات اسرائیل متهم می‌کنند، بحث را از سیاست به دادگاه‌های بین‌المللی، نهادها و عرصه پاسخگویی تاریخی منتقل کرده‌اند. برجسته‌ترین پرونده ایالات متحده «دفاع از کودکان ـ فلسطین علیه بایدن» بود که توسط سازمان‌های فلسطینی، ساکنان غزه و آمریکایی‌های فلسطینی‌تبار علیه رئیس‌جمهور بایدن، آنتونی بلینکن وزیر خارجه و لوید آستین وزیر دفاع مطرح شد و آنها را به «همدستی و سهل‌انگاری در جلوگیری از نسل‌کشی جاری علیه غزه» متهم کرد.
علاوه بر سازمان‌های حقوق بشری، جاش پال ـ که از وزارت خارجه استعفا داد ـ و سازمان «صدای یهودیان برای صلح» نیز به دلیل ارسال سلاح به اسرائیل این پرونده را تقویت کردند. ویلیام شاباس، وکیل بین‌المللی، رهبری گروهی از محققان متخصص در نسل‌کشی و هولوکاست را بر عهده داشت.
شاکیان ادعا کردند که نسل‌کشی یا تهدید جدی نسل‌کشی علیه فلسطینیان در غزه در حال انجام است. آنها استدلال کردند که آمریکا تعهدات خود را تحت قوانین بین‌المللی برای جلوگیری و عدم همدستی در نسل‌کشی نقض می‌کند. این شکست‌های آمریکا به‌عنوان عاملی در فرسایش «هنجارهای تثبیت‌شده حقوق بین‌الملل»، از جمله کنوانسیون نسل‌کشی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، تلقی شد.
دیوان عالی ایالات متحده پرونده «فلسطین علیه بایدن و همکاران» را رد کرد و حکم داد که «اگرچه منطقی است فرض کنیم رفتار اسرائیل معادل نسل‌کشی است»، سیاست خارجی ایالات متحده موضوعی نیست که دادگاه‌ها درباره آن تصمیم بگیرند. قاضی جف در تصمیم کتبی خود به این موارد اشاره کرد.

مطالب مرتبط

خلدون الشرقاوي صحفي مصري:مترجم علی سرداری

جنگ ایران و اسرائیل و پیامدهای آن شکاف فزاینده‌ای میان اولویت‌های گفتمان ایدئولوژیک رژیم و فشارهای اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران آشکار کرد. در حالی که کشور با مشکلات معیشتی و تورم فزاینده دست‌وپنجه نرم می‌کرد، انتقادات داخلی نسبت به منابع اختصاص‌یافته به نهادها و فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای رژیم ـ به‌ویژه بخش‌های وابسته به سپاه پاسداران ـ افزایش یافت.

عصام عبدالشفیع :مترجم علی سرداریl

نای در آخرین مقاله‌اش پیش از مرگ نوشت: قدرت نرم هر کشور از سه منبع ناشی می‌شود: فرهنگ، ارزش‌های سیاسی (دموکراسی و حقوق بشر) و سیاست‌های مشروع مبتنی بر درک منافع دیگران. قدرت نرم، روی دیگر قدرت سخت است و آن را چند برابر می‌کند. خطر اصلی برای قدرت آمریکا نه چین است و نه تروریسم، بلکه ناتوانی ما در پایبندی به ارزش‌ها و حفظ اتحادهاست.

سامح الهادی نایب‌رئیس ائتلاف عرب–آمریکایی در حزب دموکرات میشیگان:مترجم علی سرداری

این تغییر، دموکرات‌ها را واداشته تا در استراتژی‌های خود تجدیدنظر کنند. مدل سنتی سیاستمدار منضبط، که بر لفاظی‌های معتدل و محتاطانه تکیه دارد، دیگر مانند گذشته موفقیت را تضمین نمی‌کند. جریان جدیدی در حزب، رویکرد متفاوتی پیشنهاد کرده است؛ شاید مشکل نه در جسارت گفتمان، بلکه در فقدان جسارت یا حتی گاهی بی‌پروایی آن باشد.

مطالب پربازدید

مقاله