جمال زهالکا مترجم علی سرداری

دیدار نتانیاهو – ترامپ: میان هسته‌ای و هرمز

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، دوشنبه گذشته بدون مراسم رسمی استقبال، بدون عکس‌برداری و بدون حضور رسانه‌ها از درِ پشتی وارد کاخ سفید شد؛ امری که نشان می‌دهد واشنگتن این دیدار را «افتخارآمیز» برای میزبانان تلقی نمی‌کند. نتانیاهو با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و شماری از مقامات ارشد آمریکایی دیدار کرد: جی.دی. ونس معاون رئیس‌جمهور، مارکو روبیو وزیر خارجه، پیت هاگستث وزیر جنگ، سی.آی.ای. جان رتکلیف و استیو ویتکوف فرستاده ویژه. در مقابل، هیچ مقام بانفوذ اسرائیلی با وزن سیاسی در هیئت همراه نتانیاهو حضور نداشت؛ اما ران درمر، وزیر سابق امور استراتژیک و نزدیک‌ترین فرد مورد اعتماد نتانیاهو، در این نشست شرکت کرد. او سمت رسمی ندارد و اخیراً از سوی نتانیاهو برای مدیریت پرونده‌های سوریه و لبنان فراخوانده شده است؛ نتانیاهو به توانایی‌ها، تجربه دیپلماتیک، افراط‌گرایی سیاسی و روابط نزدیک او با مقامات کاخ سفید تکیه می‌کند.
ترکیب کامل مقامات آمریکایی حاضر در این دیدار ممکن است ناشی از اهمیتی باشد که دولت آمریکا برای گفت‌وگو با نتانیاهو قائل است و نیز به دلیل تعدد پرونده‌های معلق مرتبط با اسرائیل؛ پرونده‌هایی که تصمیم‌گیرنده اصلی در آنها شخص نتانیاهو است. با این حال، برخی تحلیلگران اسرائیلی این حضور گسترده آمریکایی‌ها را چنین تفسیر کردند که نتانیاهو آمده است تا مطمئن شود ترامپ در مسیر مورد نظر او قرار نمی‌گیرد؛ مسیری که تشدید تنش را به سمت جنگی فراگیر سوق می‌دهد و پیامدهای سنگینی برای دولت‌های متحد خواهد داشت. نتانیاهو پس از تجربه جلسه قبلی با ترامپ، نسبت به کشیده شدن دوباره او به جنگ هشدار داده بود، اما این بار تمام پیام‌های خود را در قالب «ارائه دیدگاه اسرائیل» مطرح کرد؛ دیدگاهی که پرونده هسته‌ای ایران را محور اصلی می‌داند و تأکید می‌کند این پرونده فوریت بیشتری یافته و «هیچ راه گریزی از حملات بیشتر به تأسیسات هسته‌ای وجود ندارد». به گفته رسانه‌های اسرائیلی، هدف از این حملات بی‌ثبات کردن رژیم ایران و کاهش توان آن برای احیای پروژه هسته‌ای است.
یکی از مهم‌ترین اهداف سفر نتانیاهو و اصرار او بر دیدار با ترامپ، باور او به نزدیک بودن تصمیمات قاطع رئیس‌جمهور آمریکا درباره ایران است؛ تصمیماتی که اسرائیل می‌خواهد در این لحظه حساس، موضع خود را در آنها تثبیت کند. اما توجه ترامپ اکنون جای دیگری است: بحران تنگه هرمز. از نظر او این بحران اولویت اصلی و غیرقابل تعویق است و به نظر می‌رسد تصمیم گرفته است حل آن را تسریع کند و موضوع هسته‌ای ایران را به پس از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آینده ــ و به تبع آن پس از انتخابات اسرائیل در اکتبر ــ موکول کند. برای ترامپ، باز کردن تنگه هرمز مطابق شرایط آمریکا یک پیروزی محسوب می‌شود؛ اما ناکامی در این کار به معنای تحمیل شرایط ایران است، حتی اگر تهران در میدان نظامی شکست بخورد.
بیشتر تحلیلگران اسرائیلی معتقدند نتانیاهو برای اهداف انتخاباتی به دیدار ترامپ رفت تا «شایعات» درباره بحران در روابطشان را از میان ببرد و عکس‌هایی بگیرد که در نبرد انتخاباتی برای حفظ قدرت به کارش بیاید. این درست است، اما تنها بخشی از حقیقت را نشان می‌دهد؛ زیرا پرونده هسته‌ای برای نتانیاهو یک پروژه حیاتی است. او و اطرافیانش معتقدند ترامپ در آستانه تصمیم‌گیری است و نتانیاهو می‌خواهد مطمئن شود این تصمیمات به نفع اسرائیل باشد یا دست‌کم به آن آسیب جدی وارد نکند. نگرانی اصلی اسرائیل این است که ترامپ در ازای نرمش ایران در پرونده هرمز، در پرونده هسته‌ای نیز نرمش نشان دهد؛ امری که برای اسرائیل تنها در صورتی قابل قبول است که برنامه هسته‌ای و موشکی ایران را محدود کند.
موضع نتانیاهو در واشنگتن این بار با سفر قبلی او بسیار متفاوت بود. در دیدار پیشین، او طرح خود برای جنگ علیه ایران را ارائه داده بود و وعده داده بود رژیم ایران را با طرحی چهارمرحله‌ای سرنگون کند: ترور رهبری؛ ورود نیروهای مسلح کرد؛ یک کمپین تبلیغاتی گسترده؛ و نصب یک چهره حقوقی که گفته می‌شد احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور سابق ایران است. تنها بخش اجراشده این طرح، ترور رهبر انقلاب و چند مقام ایرانی بود و کل طرح فروپاشید؛ همراه با اعتماد به وعده‌های نتانیاهو. در دیدار اخیر، کارکنان ترامپ سخنان نتانیاهو را با دقت بررسی کردند تا از همخوانی آنها با منافع آمریکا و اولویت‌های دولت مطمئن شوند.
ترامپ و نتانیاهو اعلام کردند این دیدار موفق و سازنده بوده و بار دیگر تأکید کردند مواضعشان یکسان است. اما واقعیت این است که اختلافات میان آنها همچنان پابرجاست. نتانیاهو خواهان تشدید تنش و رسیدن به جنگی فراگیر علیه ایران است؛ موضعی که افکار عمومی اسرائیل و بخش بزرگی از نخبگان نظامی و سیاسی نیز از آن حمایت می‌کنند. در مقابل، ترامپ به سمت راه‌حل دیپلماتیک و عدم تشدید تنش گرایش دارد؛ موضعی که اکثریت آمریکایی‌ها و بخش مهمی از مقامات واشنگتن نیز با آن همراه‌اند. نتانیاهو در آستانه انتخابات به‌دنبال دستاوردی فوری است، زیرا نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد در مسیر شکست قرار دارد و ممکن است مقام نخست‌وزیری را از دست بدهد؛ بنابراین موضوع برای او کاملاً شخصی و سرنوشت‌ساز است. اما ترامپ با یک نبرد انتخاباتی روبه‌روست که ممکن است اکثریت کنگره را تعیین کند؛ مهم، اما نه سرنوشت‌ساز برای آینده سیاسی شخصی او.
ترامپ نمی‌تواند نادیده بگیرد که نتانیاهو در افکار عمومی آمریکا چهره‌ای منفور شده و بسیاری او را مسئول بحران‌ها می‌دانند. این امر شاید دلیل استقبال سرد از او در کاخ سفید و ورودش از درِ پشتی باشد. در نظرسنجی «اکونومیست»، ۴۹٪ از آمریکایی‌ها از دستگیری نتانیاهو طبق تصمیم دادگاه کیفری بین‌المللی حمایت کرده‌اند و تنها ۲۷٪ مخالف‌اند. نظرسنجی‌های متعدد نشان می‌دهد اکثریت شهروندان آمریکا نگرشی بسیار منفی نسبت به اسرائیل و شخص نتانیاهو دارند و مخالف تشدید تنش و جنگ‌اند و خواهان توقف کامل عملیات نظامی در خلیج فارس هستند. این تغییر بزرگ در افکار عمومی هنوز سیاست رسمی آمریکا را دگرگون نکرده، اما اثر تجمعی آن در کاهش شتاب حمایت از خواسته‌های اسرائیل قابل مشاهده است؛ هرچند اتحاد استراتژیک میان آمریکا و اسرائیل همچنان پابرجاست.
مشخص نیست در نشست ترامپ – نتانیاهو و پشت‌صحنه آماده‌سازی آن چه گذشته است؛ زیرا اطلاعات منتشرشده ممکن است عمدی و گمراه‌کننده باشد. برای نمونه، تزیپی هاتوولی، مقام رسانه‌ای دولت اسرائیل و سفیر سابق در لندن، گفت موضوع «کوه تبر» مطرح نشده است؛ ادعایی که شاید پوششی برای حساسیت ایران باشد. نیر دووری، خبرنگار نظامی کانال ۱۲ اسرائیل، گزارش داد ترامپ از نتانیاهو نخواسته از سوریه یا لبنان عقب‌نشینی کند؛ اما نشانه‌هایی خلاف این وجود دارد: «تصمیماتی که انتظار می‌رود ترامپ اتخاذ کند، چهره خاورمیانه را تغییر خواهد داد… بستن جبهه‌ها در سوریه و لبنان بار ارتش را کاهش می‌دهد و تشکیلات امنیتی خروج را تنها در ازای دستاوردهای سیاسی تضمین‌کننده امنیت شمال توصیه می‌کند.» این لزوماً به معنای طرح این موضوع در نشست واشنگتن نیست، اما نشان می‌دهد آمریکا از اسرائیل می‌خواهد پرونده‌های «غیرضروری» را ببندد.
اختلافات آمریکا و اسرائیل گاهی به شکلی ظاهر می‌شود که رسوایی‌آمیز به نظر می‌رسد؛ مانند سخنان ترامپ که نتانیاهو را به سخره گرفت: «او تصمیم نمی‌گیرد که ما به ترکیه سلاح بفروشیم. ما برای به‌دست آوردن اطلاعات درباره کوه تبر این کار را می‌کنیم.» یا سخنان وزیر امنیت اسرائیل، یسرائیل کاتز: «اگر آمریکا از ما بخواهد از لبنان و سوریه عقب‌نشینی کنیم، نیازی به انجام آن نداریم.» با این حال، آشکار شدن اختلاف نظر اغلب نشانه‌ای از استحکام رابطه است؛ زیرا این اختلافات به عمق روابط استراتژیک و نزدیک میان آمریکا و متحد اصلی‌اش در خاورمیانه لطمه نمی‌زند.

منبع القد العربی

مطالب مرتبط

" دلیل "شیاد ی شریعتی ! علی فیاض

اتفاقا این موسی خان غنی نژاد که سال هاست دستش توی دست آخوندهاست و از طرفداران آخوند بنفش حسن روحانی بوده است و مدام علیه جریان چپ دست به هوچی گری می زند، حالا شده است منبع و مرجع شاه پرستان لمپن و فحاش و بی مغز! و یک مشت نادان هم این گفته بی پایه او را چپ و راست تکرار می کنند که گویی به کشفی تاریخی نائل شده اند! مساله اما، به بد اخلاقی و عدم رعایت حرمت انسان ها مربوط می شود که بدون دلیل و با دلیل به دیگران بتازیم، آنان را مورد بی احترامی قرار دهیم و بعد هم مثل آخوندهای "بزرگ" فتوای تکفیر هم صادر کنیم که شریعتی مسلمان هم نبود! و البته موساخان غنی نژاد این نوع نگاه را از امامش روح الله خمینی آموخته است که درباره مصدق گفت که؛ آن مرد مسلم هم نبود! به راستی چه تفاوتی بین موسای غنی نژاد با آخوندها وجود دارد؟

نشریه میدل ایست آی

نخست، باید یک چارچوب جدید امنیت دریایی در منطقه شکل گیرد که بر این واقعیت استوار باشد که تنگه هرمز در محدوده آب‌های سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. بر این اساس، ایران و عمان باید مطابق حقوق بین‌الملل مسئولیت اصلی تأمین ایمنی کشتیرانی را بر عهده داشته باشند، در حالی که توافقی گسترده‌تر میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، ایران و ایالات متحده، آزادی کشتیرانی را تضمین کند.
در چارچوب چنین توافقی، ایران و عمان می‌توانند در ازای ارائه خدمات ایمنی دریانوردی و کمک‌های ناوبری، کارمزدهای متعارفی دریافت کنند، بدون آنکه استفاده از این خدمات برای کشتی‌ها اجباری باشد. برای آنکه این سازوکار از دوام، مشروعیت بین‌المللی و ضمانت اجرایی حقوقی برخوردار باشد، لازم است که به موجب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب برسد.

توفیق رباحی:مترجم علی سرداری

چین نیز هست. از آنجا که چین در هنر سرمایه‌گذاری در بحران‌های دیگران مهارت دارد، صادرات تهویه مطبوع این کشور به اتحادیه اروپا تنها در تابستان امسال با ۴۳ درصد افزایش به حدود ۳.۸ میلیارد دلار رسیده است.