آیا خشم بازاریان می‌تواند به «انقلاب» در ایران بینجامد؟

اعتراضات، سایه جنگ، سقوط ریال و چند ماجرای دیگر!

ملی مذهبی _ اعتراضات در ایران که از یکشنبه در واکنش به افزایش بی‌سابقه بهای ارز و بی‌ثباتی بازار آغاز شد و در روز دوشنبه ادامه پیدا کرد، از یک جنبه با اعتراضات چهار دهه اخیر متفاوت است؛ این بار بازاریان و کسبه در مرکزیت قرار دارند. این امر در تاریخ ایران مدرن بی‌سابقه نیست و بارها به تحولات سیاسی ختم شده‌ است.

به گزارش یورونیوز، مایکل روبین، مورخ، متخصص امور خاورمیانه و پژوهشگر ارشد اندیشکده «موسسه آمریکن انترپرایز» (AEI) طی مقاله‌ای در «میدل‌ایست فاروم» با اشاره به سابقه حضور بازار در اعتراضات یک قرن اخیر در ایران درباره اعتراضات کنونی نوشت: «مردم ایران دیگر به تنگ آمده‌اند. در بیش از یک قرن اخیر، اعتصابات در بازار تهران دولت‌ها را سرنگون کرده و نوید انقلاب داده است.»

آقای روبین به عنوان نخستین مثال به اعتصاب بازاریان در سال ۱۹۰۵ که به عنوان رویداد آغازگر انقلاب مشروطه شناخته می‌‌شود، اشاره کرد.

در ۱۲ دسامبر ۱۹۰۵ پس از آن‌ که علاءالدوله، حاکم وقت تهران به ماموران دستور داد که به دلیل گرانی قند چند تن از تجار سرشناس قند در بازار تهران را فلک کنند، بازاریان اعتصاب کردند و بازار تهران تعطیل شد.

آقای روبین نوشت: «این رویداد آغاز انقلاب مشروطه بود. انقلابی که به پایان‌دادن به سلطنت مطلقه شاه انجامید.»

مایکل روبین در مثالی دیگر با اشاره به نقش تعطیلی بازار در بحران ۳۰ تیر و نهضت ملی شدن صنعت نفت، نوشت: «بازار تهران در ژوئیه ۱۹۵۲ برای مطالبه بازگشت محمد مصدق، نخست‌وزیری که شاه برکنارش کرده بود، اعتصاب کرد. پانزده ماه بعد، زمانی که ارتش ایران با پشتیبانی ایالات متحده و بریتانیا بار دیگر مصدق را کنار زد تا شاه را به قدرت بازگرداند، بازار دوباره تعطیل شد.»

او افزود: «تعطیلی بازار تهران در ۸ و ۹ ژانویه ۱۹۷۸، در اعتراض به مقاله روزنامه دولتی [روزنامه اطلاعات] علیه روح‌الله خمینی، جرقه جنبش اعتراضی را زد که رفته‌رفته گسترش یافت و به انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ انجامید. در آن دوره پرآشوب انقلابی، بازار چند بار دیگر نیز در حمایت از معترضان و برای نشان دادن نارضایتی از شاه تعطیل شد.»

کاهش حمایت از رژیم در میان حامیان اصلی

به گفته مایکل روبین، چه در زمان اعتراضات پیش از انقلاب سال ۵۷ و چه در اعتراضات کنونی بازاریان همواره مذهبی و محافظه‌کار بودند و به همین دلیل، اعتصاب بازاریان به معنای «کاهش حمایت از رژیم در میان حامیان اصلی آن است.»

احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی روز دوشنبه ضمن ابراز نگرانی از اعتراضات کنونی با اشاره به اعتراضات پیشین گفت: «من معتقدم که شرایط کمی متفاوت است، زیرا جمهوری اسلامی در سال‌های ۸۸ و ۹۶ چنین تجربیاتی را نداشت.»

آقای اردستانی افزود: «در علوم سیاسی، اصولی وجود دارد که نشان می‌دهد هر گروه ناراضی از لحاظ اقتصادی، نهایتا به گروه ناراضی سیاسی تبدیل می‌شود، به‌ویژه در جوامعی مانند جمهوری اسلامی، چین و روسیه.»

او تاکید کرد: «معمولا گروه‌های ناراضی از لحاظ اقتصادی به گروه‌های ناراضی سیاسی تبدیل می‌شوند و شعارهای آن‌ها نیز سیاسی می‌شود. شعارهایی که اکنون مشاهده می‌شود، شعارهای صنفی نیست و شعارهایی با بن‌مایه سیاسی است.»

آقای روبین با اشاره به تورم افسارگسیخته در ایران و سقوط پی‌در‌پی ارزش ریال نوشت: «تجار ایرانی امروز حق دارند خشمگین باشند.»

به گفته آقای روبین جنگ ۱۲ روزه نیز منجر به کاهش مقبولیت نظام در میان حامیان اصلیش شده است. او گفت: «لاف‌‌های قدرت علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی توخالی از آب درآمده و آن دسته از ایرانیان که در سه دهه گذشته حاضر بودند [برای توانایی هسته‌ای] صدها میلیارد دلار را فدای تحریم‌ها و موقعیت‌های از دست‌رفته کنند، دیدند که فداکاری‌هایشان با حملات آمریکا و اسرائیل یک‌شبه به آهن‌پاره و خاکستر تبدیل شد.»

این پژوهشگر با اشاره به تاب‌آوری جمهوری اسلامی و رژیم‌های همانند از جمله کره شمالی و اریتره، گفت: «با این حال، جمهوری اسلامی بیش از آن‌که اوج طبیعی تکامل سیاسی ایران باشد، یک ناهنجاری بوده است و مانند رژیم‌های انقلابی نامحبوب دیگر سرنگون خواهد شد.»

او افزود: «چه جمهوری اسلامی از جنبش اعتراضی اخیر جان به در ببرد و چه نبرد، مسیر آن روشن است؛ اعتراضات پرتکرارتر می‌شوند و لایه‌های بیشتری از جامعه را در بر می‌گیرند.»

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

مطالب پربازدید

مقاله