ملی‌گرایی تازه مشروعیت از دست‌رفته را بازمی‌گرداند؟

ایران گرایی جمهوری اسلامی و صبر سر آمده ایرانیان

ملی مذهبی _  در حالی که حکومت ایران تلاش می‌کند با تکیه بر نمادهای ملی‌گرایانه و روایت «مقاومت» جایگاه خود را تحکیم کند، به نظر می‌رسد صبر شهروندانی که سال‌هاست با بحران‌های اقتصادی، کمبود آب و برق و سرکوب سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کنند به سر آمده است. نشریه فایننشال تایمز بریتانیا در تحلیلی به وضعیت جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه پرداخته است.

به گزارش یورونیوز، بنا بر این تحلیل که به قلم بُرقو اوزچلیک، پژوهشگر ارشد در اندیشکده سلطنتی مطالعات امنیتی و دفاعی در لندن، نوشته شده جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ماه ژوئن ضعف‌های امنیتی و اطلاعاتی ایران را برملا کرده است.

در پی حملات هوایی اسرائیل، حکومت ایران به‌سرعت به ابزار نمادین ملی‌گرایی متوسل شد و در میدان‌ها و شبکه‌های اجتماعی، تصاویر کوروش بزرگ، تخت جمشید و دیگر نمادهای ایران باستان در کنار نشانه‌های مذهبی شیعه به نمایش درآمد.

این ترکیب از «ملی‌گرایی پیشااسلامی» و «ایدئولوژی دینی» به‌عنوان چرخشی نوین توصیف شده که هدفش تقویت پایه‌های داخلی جمهوری اسلامی است.

روایت «غرب غیرقابل اعتماد است»

این تحلیل می‌افزاید که بمباران اسرائیل و تداوم جنگ در غزه سبب شده بسیاری از ایرانیان نسبت به امکان بهبود روابط با غرب تردید کنند.

جمهوری اسلامی از این فضا بهره گرفته است تا این روایت را تقویت کند که «غرب هرگز شریک قابل اعتمادی برای ایران نخواهد بود».

با این حال، نویسنده یادآور می‌شود که برخلاف ادعای حکومت، جامعه ایران یکپارچه پشت حاکمیت نایستاد، بلکه بیشتر نوعی «غرور ملی» و احساس مقاومت در برابر تهدید خارجی شکل گرفت.

سرکوب در پوشش دفاع از وطن

ملی‌گرایی تازه با ایجاد فضای ترس و تهدید همراه شده و بهانه‌ای برای سرکوب شدید مخالفان در داخل فراهم کرده است.

تنها پس از جنگ ژوئن، گزارش‌ها از بازداشت بیش از ۲۰ هزار نفر در سراسر کشور حکایت دارد؛ اقدامی که حکومت آن را «دفاع از امنیت ملی» معرفی می‌کند.

حملات اسرائیل به اهدافی تهران در جریان جنگ ۱۲ روزه
حملات اسرائیل به اهدافی تهران در جریان جنگ ۱۲ روزه عکس: آسوشیتد پرس

بحران جانشینی و آینده جمهوری اسلامی

این در شرایطی است که بحران جانشینی نیز در این میان به گونه‌ای جدی مطرح شده است. پرسش اصلی این است که چه کسی جایگزین آیت‌الله علی خامنه‌ای خواهد شد؟ سوالی که به گونه‌ای به هویت آینده جمهوری اسلامی گره خورده است.

تحلیلگر فایننشال تایمز می‌گوید به‌رغم موج کوتاه‌مدت حمایت داخلی پس از حملات اسرائیل و آمریکا، مشکل اصلی حاکمیت همچنان «مشروعیت سیاسی فرساینده» است.

مشکلات داخلی؛ از کمبود آب و برق تا تحریم‌ها

یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که بحران‌های داخلی ایران جدی‌تر از آن است که با شعارهای ملی‌گرایانه پوشانده شود. خاموشی‌های گسترده، خشکسالی و سوءمدیریت منابع آبی، زندگی روزمره مردم را مختل کرده است.

همزمان تحریم‌های بین‌المللی که هفته گذشته توسط بریتانیا، فرانسه و آلمان دوباره تمدید شد، در کنار میراث کارزار «فشار حداکثری» دولت دونالد ترامپ، اقتصاد کشور را به شدت تضعیف کرده است.

قطعی برق در ایران

تغییرات در ساختار قدرت

در هفته‌های اخیر، حکومت ایران کوشیده با تغییرات سریع در رده‌های نظامی و امنیتی، نشانه‌ای از «بازسازی قدرت» بروز دهد.

انتصاب فرماندهان جدید برای سپاه پاسداران پس از ترور برخی چهره‌های کلیدی، و بازگشت علی لاریجانی به شورای عالی امنیت ملی پس از ۱۸ سال، حاکی از آن است که جمهوری اسلامی به‌دنبال ترکیبی تازه از چهره‌های تندرو و باتجربه در سیاست داخلی و خارجی است.

در عین حال و با وجود درخواست‌های رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان و دیگر اصلاح‌طلبان برای ازسرگیری مذاکرات، جناح‌های تندرو هرگونه تعامل با غرب را «دعوت به تجاوز بیشتر» توصیف می‌کنند.

به باور نویسنده، مسیر آینده ایران به موضع‌گیری نیروهای نظامی گره خورده است: آیا سپاه پاسداران همچنان بر «صدور انقلاب» تأکید خواهد کرد یا به دفاع از داخل کشور و رفع بحران‌های اجتماعی و اقتصادی خواهد پرداخت؟

در پایان این گزارش آمده است که موج ملی‌گرایی شاید در کوتاه‌مدت به جمهوری اسلامی قدرتی تازه بدهد، اما در داخل و خارج، صبر نسبت به رژیمی که نیازهای اولیه مردمش را فدای پروژه‌های منطقه‌ای می‌کند رو به پایان است.

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

مطالب پربازدید

مقاله