میراث تاریخی ایران در معرض نابودی است

ایران، سومین کشور جهان در گستردگی بحران فرونشست

ملی مذهبی _  خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران در گزارشی نوشته است که‌ایران سومین کشور دنیا از نظر گستردگی فرونشست است؛ پدیده‌ای که نه‌تنها زمین‌های کشاورزی و سکونتگاه‌ها را تهدید می‌کند، بلکه آثار تاریخی بی‌بدیل کشور را نیز در معرض تخریب قرار داده است.

مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی می گوید که ایران سومین کشور دنیا از نظر گستردگی فرونشست است و در استان گلستان وسیع‌ترین پهنه فرونشستی مشاهده می‌شود. عامل اصلی فرونشست در ایران پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی است؛ در برخی مناطق سطح آب از ۲۰–۳۰ متر به ۱۲۰ متر رسیده و بیلان منفی آب شکل گرفته است. اگر کانالی از ساحل دریای مازندران تا دریای عمان با عمق ۱۰۰ متر و پهنای یک کیلومتر تصور کنیم، حجم آبی که کشور از دست داده معادل پر شدن چنین کانالی است. فرونشست زمین باعث از بین رفتن دشت‌های حاصلخیز، آسیب به آثار تاریخی و تأثیر بر خطوط ریلی و جاده‌ها شده و فراگیری آن در کشور بسیار زیاد است.

علی بیت‌اللهی، رئیس بخش زلزله‌شناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی در گفتگو با تسنیم با بیان اینکه عامل اصلی فرونشست در ایران «بیلان منفی آب» است، توضیح داد: اگر کانالی از ساحل دریای مازندران تا دریای عمان با عمق ۱۰۰ متر و پهنای یک کیلومتر تصور کنیم، حجم آبی که کشور از دست داده معادل پر شدن چنین کانالی است. این بیلان منفی آب خود را در قالب فرونشست نشان داده و اگر مدیریت نشود، طبیعت قطعا پاسخ سختی خواهد داد.

او تاکید کرد که در اطراف تهران سطح آب زیرزمینی که روزگاری در عمق ۲۰ تا ۳۰ متری بود، اکنون به بیش از ۱۲۰ متر رسیده و در بسیاری موارد دیگر اثری از آب باقی نمانده است. پیامد این وضعیت، نشست زمین، از بین رفتن آبخوان‌ها و جاری شدن روان‌آب‌ها در سطح است که به نابودی خاک حاصلخیز و تبدیل دشت‌های پرمحصول به بیابان منجر می‌شود.

بیت‌اللهی هشدار داد: امروز میدان نقش جهان اصفهان ترک خورده، مسجد سید اصفهان، محوطه تخت جمشید و پای نقش رستم آسیب دیده‌اند. از میان ۶۷ اثر مهم میراث فرهنگی کشور، ۲۷ اثر در پهنه فرونشست قرار دارند.

هم‌اکنون بیش از ۸۰۰ شهر و ۱۶ کلان‌شهر ایران در معرض خطر فرونشست قرار دارند. سرعت نشست زمین در برخی نقاط بحرانی از جمله جنوب البرز، ورامین، کاشان، مرودشت و کرمان بین ۲۰ تا ۴۰ سانتی‌متر در سال گزارش شده است؛ نرخی که چندین برابر استاندارد جهانی محسوب می‌شود.

این بحران، علاوه بر تهدید میراث فرهنگی، زیرساخت‌های کلیدی کشور مانند خطوط ریلی، جاده‌ها، شبکه‌های لوله و حتی شهرهای پرجمعیت را با خطر جدی روبه‌رو کرده است.

به گفته کارشناسان، ریشه اصلی این فاجعه در مدیریت ناکارآمد منابع آب، توسعه کشاورزی غیرپایدار، حفر چاه‌های غیرمجاز و تغییرات اقلیمی نهفته است؛ عواملی که در کنار تحریم‌های بین‌المللی و نبود فناوری‌های نوین، وضعیت را به مرحله‌ای بحرانی رسانده است.

کارشناسان بارها هشدار داده‌اند که فرونشست پایداری سرزمینی ایران را به شدت تهدید می‌کند و  اگر امروز مدیریت نشود، فردا نه‌تنها زمین‌های کشاورزی، بلکه تاریخ و هویت ایران در زیر خاک فرو خواهد رفت.
فرونشست زمین باعث از بین رفتن دشت‌های حاصلخیز، آسیب به آثار تاریخی و تأثیر بر خطوط ریلی و جاده‌ها شده و فراگیری آن در کشور بسیار زیاد است.

مطالب مرتبط

Mammad Sahimie

درباره این موضوع و مسائل مربوطه با دکتر پیمان عارف بحث خوبی‌ در برنامه ایشان داشتم که در زیر میتوانید تماشا و گوش کنید. مانند همیشه از پیشنهادات و انتقادات سازنده شما بهره خواهم برد.

درباره عدالت اجتماعی با زبان سوسیالیسم سخن بگوید.

به نظرم شکست مهم روشنفکری دینی ما از دهه هشتاد به بعد هم همین‌جا رخ داد. مسئله‌ای که می‌توانست یک پروژه بزرگ فکری باشد، به تدریج در سیاست روز حل شد. بحث «دین و مدرنیته» کم‌کم جای خود را به بحث‌های جناحی داد؛ مسئله الهیات، اخلاق و انسان‌شناسی سیاسی زیر سایه اصلاح‌طلبی قرار گرفت؛ و روشنفکر دینی در مواردی به جای اینکه مستقل از قدرت، حتی قدرتی که دوستش دارد، بایستد، به ذخیره نظری یک جریان سیاسی بدل شد. این معامله دیر یا زود هزینه دارد. سیاستمدار از روشنفکر زبان می‌گیرد، اعتبار می‌گیرد، مفاهیم می‌گیرد و بعد که شرایط عوض شد، همان روشنفکر را کنار می‌گذارد. عجیب نیست که بخشی از همان کسانی که زمانی از روشنفکران دینی بهره می‌بردند، امروز آنان را آماج طعن قرار می‌دهند. باری، خطای اصلی آن نسل همین بود که گمان کرد مسئله دین با پیروزی یک جناح سیاسی حل می‌شود. حال آنکه سیاست می‌رود و پرسش الهیاتی باقی می‌ماند.

توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

۱. در ایتدا با مفهوم امنیت آغاز می‌کنیم و در ادامه به این‌موضوع‌ ورود می‌کنیم؛ زمانی که برای تبیین مفهوم «امنیت ملی» به نظریه‌پردازان کلاسیک بورژوازی و تئوریسین‌های حفظ وضع موجود (مانند مورگنتا و مرشایمر) پناه می‌بریم، آیا مرزهای میان دفاع از جان و زیستِ توده‌ها با دفاع از ساختارهای حاکمیت طبقاتی مخدوش نمی‌شود؟

مطالب پربازدید

مقاله