تقی رحمانی

ظلم مذهبی یا قومی؟

در ایران معاصر ظلم مذهبی الویت داشته است قبل از انقلاب داستان مرکز و پیرامون به دلیل دولت مدرن بر پا شد اما لایه پنهانی بود که شیعه ها قدرت و ثروت داشتند،بعد از انقلاب این ظلم رسمی شد.
استان های محروم تر ایرانی استان هایی هستند که مذهب شیعه در ان اکثریت نیست.
بعد از انقلاب مرکز گرائی ادامه یافت.
پس قوم های ایرانی به دلیل مورد تبعیض نیستند اما اگر شیعه نباشند و به نسبت دوری از مرکز محروم هستند.

هستند استان هایی که جغرافیای بسته دارند و محروم هستند با زبان فارسی و شیعه هم هستند پس عامل جغرافیا هم نقش بازی می کند.
اما مهمترین عامل مسئله مرکز گرائی وتفاوت مذهبی است.
اول باید مسئله خوب شناخت بعد راه حل ملی داد.
راه حل قومی به معنی جنگ و دریای خون است. کرد ها و ترک ها به دلیل نزدیکی با هم بیشتر می توانند با هم در گیر شوند تا مازنی ها و گیلک ها با هم. چرا که ترک ها مجاور هم هستند و هم مذهبی متفاوت دارند.
راه حل مشکل هم قوم گرائی نیست مدیریت استانی داخلی و برنامه توسعه ملی لازم است.
تقسیمات قومی برای کشور به معنی رفتن به سوی نا کجا ابادی است که بعد همه پشیمان می شوند.

پس راه حل ها مهم هستند مثلا تحصیل به زبانی مادر با تحصیل زبان مادری متفاوت است.می شود در مدرسه واحد زبان مادی را تدریس کرد و برنامه های استانی به زبان مادر داشت اما تحصیل به زبان مادری به معنی گسست ملی یک کشور است که باز به ضرر ان منطقه محروم است.

پس مسئله راه حل مهم است مثلا حق تعیین سرنوشت که مسئله پر مناقشه ای در مورد مصداق های ان وجود دارد حتی با ساده ترین تفسیرش به معنی دریای خون است چرا که حق حتی نوع درست برای اجرا به لوازمی نیاز دارد که اگر موجود نباشد یعنی دامن زدن به بحران بیشتر.
مهم تر ان است که دولت -ملت سازی مدرن بر اساس ایده حقوق برابر شهروندی مدیریت متناسب هر کشوری شکل گرفته است. اگر تبعیض مرکزی و مذهبی نادرست است راه حلش تقسیم قومی کشور نیست چرا که این جامعه را به سوی بحران های خطرناک تری می برد.
یکی از عوامل اصلی چسب ملی و مردمی یک کشور زبان است اما عقابد و باورها و اداب رسوم و منافع مشترک و سیستم مورد اعتماد کشور داری عوامل دیگری هستند که چسب ملی را باعث می شود.

نظریه دولت-ملت مدرن یک شیفت پارادیمی است اگر ان را لازم بدانید به طبع دارای نواقصی است که باید بر طرف کرد اما نمی توان ان را برهم زد . یعنی کاری جمهوری اسلامی با تبیعض مذهبی انجام داده است که اما مقابله با این روش نادرست ، به ریختن قاعده دولت-ملت نیست.
وقتی به سوی بر هم ریختن قواعد برویم میدان دار انهائی هستند که هیچ قاعده ای بر نمی تابند پس فاجعه خلق می کنند در این فاجعه انانی که زور بیشتری دارند برنده بازی هستند.

مطالب مرتبط

دکتر نسیب حطیط: مترجم علی سرداری

استقبال برخی لبنانی‌ها از حمله احتمالی «سوریه» ـ با این تصور که چنین حمله‌ای رؤیای آنان برای شکست مقاومت و جامعه شیعه را محقق می‌کند ـ گناه و حماقت سیاسی است. زیرا هنگامی که تکفیری‌ها برسند، همه بدون توجه به فرقه یا مذهب، هدف قرار خواهند گرفت.

أيمن مرابط:مترجم علی سرداری

به‌طور ضمنی، جنگ جدیدی از بامداد چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، حادثهٔ هلیکوپتر آپاچی را بهانه‌ای برای حملات گسترده به مناطق وسیعی از ایران قرار داد و سپس اعلام کرد: «ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داد». این حمله را نمی‌توان از حملهٔ ایران به اسرائیل جدا دانست؛ در واقع آمریکا به‌جای اسرائیل وارد پاسخ‌گویی شده است. در این میان، اسرائیل بار دیگر معادلهٔ «بیروت – شمال» را با بمباران حومهٔ شهر خواهد شکست تا هزینهٔ تهران را افزایش دهد و کارت لبنان را ــ به شکلی که «عجیب» با تصمیم دولت لبنان هم‌پوشانی دارد ــ از میان بردارد؛ تصمیمی که با هدف تل‌آویو برای نابودی آنچه «زیرساخت‌های حزب‌الله» می‌نامد، همسو است، در حالی که این زیرساخت‌ها در واقع روستاها و شهرهای جنوب لبنان‌اند.
روزهای آینده

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

افزون بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ، یعنی تغییر رژیم، نیز وجود داشت؛ نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ. همه این عوامل ترامپ را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ – همان چیزی که نتانیاهو آرزو دارد – ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. همین موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

مطالب پربازدید

مقاله