زمینِ ایران همراه با متعلقات طبیعی آن مادر ما است که مسئولیت تأمین حیات ما به او واگذار شده است. ما، در ایران به این مادرمان تعدی کردهایم. ما تمامی اندامهای حیاتی او را مثله کردهایم و آن را تبدیل به کالا و کالا را تبدیل به پول و پول را آزمندانه به تجمع ثروت و امرار معاش از نوع طاغوتی کردهایم.
مافیای اتومبیل، آنقدر سواری وارد کردهاند تا همه اکسیژن شهرها را ببلعند و به جای آن ۸۰ نوع ماده سمّی مرگآفرین وارد فضای شهرها کنند، سونامی سکتهها، سرطانها، حساسیتها و چندین بیماری مهلک «ارمغان» آورند و مافیای سدسازی، آنچنان سد بدون کارشناسی علمی و ناسازگار با طبیعت ساختهاند که تالابها، دریاچهها، هورها، رودخانهها، نخلهای خوزستان و زمینهای مرغوب کشاورزی را نابود کنند.
مافیای فاسد در ادارات دولتی حدود ۸۰۰ هزار چاه عمیق کشاورزی را (که فقط ۳۰۰ هزار تای آن در دوره احمدینژاد صادر شده) مجوز داده است تا تمامی آب ذخیرهی میلیونها سال را برداشت کنند و ۸۰ درصد دشتها را به نابودی بکشانند و برای همیشه خیالشان از تولید کشاورزی راحت شود.
هر کالای بنجل چینی را به خورد ملت دهند و کارخانجات داخلی را به تعطیلی بکشند تا بیکاری و اعتیاد و فحشا و فقر توسعه یابد! همین مافیای قدرت، اجازه صید «ترال»، در عمق دریای جنوب را به چینیها میدهد تا در اطراف ساحل ما حتی تخم آبزیان را هم به غارت ببرند و خلیج فارس و دریای عمان را برای همیشه عقیم نمایند.
ائتلاف برخی مقامات امنیتی- نظامی- قضایی باعث شده است تا حدود ۵-۶ میلیون ایرانی از کشور فراری شوند و مغزها و سرمایهها را به کشورهای «دشمن» ببرند.
شرایط خشکسالی به حدی رسیده است که به قول دکتر کلانتری در فلات مرکزی ۵۶ میلیون نفر مجبور به مهاجرت به استانهای شمالی و غربی خواهند شد. کارشناسان معتقدند که در مورد آب از بحران گذشته و به «ورشکستگی» رسیدهایم.
خشکی و کمی نزولات آسمانی را بهانه میکنند تا کمکاری و توطئه مافیاها را توجیه کنند. راندمان آبیاری در بخش کشاورزی که ۹۰ درصد آب را مصرف میکند در بهترین حالت ۳۰ درصد است در حالی که با تکنولوژیهای شناختهشده و قابل حصول، این راندمان در اسرائیل فلان فلان شده ۹۵ درصد است.
توسعه پایدار یعنی حقی برای آیندگان قائل بودن؛ طوری زندگی کنیم که آیندگان هم بتوانند در این مملکت زندگی کنند ما از توسعه پایدار نه تنها فاصله بعیدی داریم که در بدبینانهترین حالت، بعضیها معتقدند که آنچنان در مسیر خطا غرق شده و پیش رفتهایم که بازگشت به توسعه پایدار مقدور نخواهد شد.
همین شرایط است که مثلثی به سرکردگی آمریکا، اسرائیل و عربستان را به طمع انداخته تا آرزوی برنارد لوئیس، صهیونیست ضدایرانی را برآورده شدنی بدانند و ایران را به کشورهای کوچکی تبدیل کنند كه هر كدام راحت الحلقومی برای جهانخواران شوند.
فاجعه آنجاست که اگر انسانی دلسوز و متعهد پیدا شود و با مافیاهای فوقالذکر درگیر شود و از حقوق ملت دفاع کند و هدف توسعه پایدار داشته باشد، فوراً گرفتار پروندهسازی میشود. مورد مهدی حاجتی، عضو شورای شهر شیراز، نمونهای از این رویکرد است.
امروز مافیای آب و سدسازی در ایران به تکاپو افتادهاند تا همچنان مسئولان تصمیمساز را وارد خطای دیگری کنند. طرحهایی چون انتقال آب از دریای جنوب و دریای شمال به داخل کشور و حتی از جنوب تا مشهد یا آبهای ژرف، توطئهی دیگر این مافیاست که باز ۳۰ سال دیگر برای مافیا نان بسازد و برای ما هزینه و حرمان.
نور خورشید و آب اقیانوسها، منابع لایزال ما در سواحل خلیج فارس و دریای عمان است که ۱۸۰۰ کیلومتر طول دارد. از این دو منبع خدادادی در همانجا باید برای توسعهی پایدار و درونزای ایران اقدام کنیم:
۱- در سراسر این ۱۸۰۰ کیلومتر، انرژی مورد نیاز را از نیروگاه های خورشیدی تأمین کنیم.
۲- با آن برق، آب دریا را پالایش کنیم تا برای کشاورزی، دامداری، شیلات و صنایع مربوطه مناسب باشد.
۳- به عمق ۵۰ کیلومتر به داخل ایران با این آب، کشاورزی، دامداری، شیلات، مرتعداری و صنعت تبدیلی و… ایجاد کنیم.
۴- فشار را از روی منابع آب و جنگل و مرتع و محیط زیست داخلی برداریم تا این منابع بازسازی شوند.
۵- یک برنامهی ۳۰ ساله برای تکمیل این توسعه تدوین کنیم.
با این طرح ۹ میلیون هکتار زمین قابل توسعه فراهم میشود که با تکنولوژیهای جدید کشاورزی و باغداری و دامداری و شیلاتی میتواند پایداری ایران را تأمین کند.
شرایط تحقق پیشنهادات این است که:
اولاً در پارادایم متناقض امت-ملت به ملت شیفت کنیم.
ثانیاً دست مافیاها را از خرابکاری کوتاه کنیم.
ثالثاً مدیریت و سازماندهی مناسب برای اجرای این طرحها را فراهم سازیم؛ آنهم از طریق «ملت»سازی و «ملی» کردن نهادهای قانونی مملکت.
http://t.me/iranfardamag