چکیده ای از مقاله “باقی ماندن سحابی در مسیر مردم” به قلم دکتر حسین رفیعی
شماره ۴۰ ایران_فردا
در شمارهي 79 ويژهنامه آدينه مورخ 11 خرداد 1397 روزنامه سازندگي، ارگان رسمي حزب كارگزاران سازندگي ايران، مقالهای انتشاری افته است تحت عنوان «زندهباد بورژوازي، عزتالله سحابي چگونه از چپ به راست بازگشت؟» روي جلد اين نشريه تصويري از مهندس سحابي باهمان عنوان مقاله آمده است. به نظر میرسد هدف از انتشار اين مقاله، القاي همين عنوان بوده است.
مواضع اقتصادي حزب كارگزاران مشخص و شناختهشدهاند و اين حزب حق دارد كه در حوزهي رقابت سياسي از مواضع سياسي خود، ليبراليسم يا نئوليبراليسم دفاع كرده و كوشش كند كه با مباني فكري و پایگاه اجتماعي و اهرمهای حكومتي خود، اين مواضع را تبليغ و در جامعه پيدا كند.
در اول انقلاب، گروهي بودند كه خود را «نوك پيكان توحيد» میدانستند و براي حفظ اين موقعيت و با سوءاستفاده از يك اصل تكامل بیولوژیکی، ديگران را يا بايد در خود مستحيل كنند يا با برچسب زدن آنها را ملكوك و منزوي سازند. سالهاست كه در نشريات وابسته، مستقيم و غیرمستقیم، به حزب كارگزاران، اين شيوه در مورد شخصیتهای برجسته ملي، دمكرات، ملي – مذهبي، چپ غيرمذهبي اعمال میشود و شخصیتهای معروف و مشهوري همچون دكتر مصدق، طالقاني، شريعتي، حنيفنژاد، چریکهای چپ غيرمذهبي و… با اين اسلحه نواخته شدهاند تا ليبراليسم ونئوليبراليسم تثبيت شود! شوربختانه اين وظيفه به كساني سپردهشده كه به لحاظ سن وسال و سابقهي فعاليت سياسي و تقيد به پرنسيبهاي تحقيقاتي شناختهشده در جهان و اصالت «حقيقت»، حتماً كسان بهتري از آنها در حزب كارگزاران هستند كه اینقدر به حزب هم لطمه نزنند. اين سخن به معناي نفي نقد نيست. موازين نقد منصفانه و سازنده، با آنچه در سالهاي گذشته جريانهاي ملي، مذهبي، ملي-مذهبي، چپ غيرمذهبي توسط وابستگان به حزب كارگزاران نواخته شدهاند، خيلي فاصله دارند
مقاله سعي دارد چند ويژگي مهم و منحصربهفرد سحابي را به نفع مواضع حزب كارگزاران مصادره كند. اين موارد عبارتاند از:
1- با به قدرت رسيدن اكبرهاشمي رفسنجاني، تكنوكراتهاي پيرامون هاشمي همچون عزتالله سحابي ضرورت توسعه را درك كرده بودند… ليبراليسم آنها در تداوم ليبراليسم نهضت آزادي قرار میگرفت.
2- امضاي نامه 90 نفر در سال 69 باعث بازداشت مهندس سحابي شد.
3- نظريهي بورژوازي ملي ازلحاظ نظري مهندس سحابي را به همانجایی رساند كه نیمقرن پيش پدران او به آن رسيده بودند، تكنوکراتها و ليبرالهايي كه آزادي را نهفقط در رهايي سياسي كه در آزادي اقتصادي… توليد ثروت را مهمتر از توزيع ثروت ميدانستند.
4- سحابي كه از ليبراليسم كلاسيك به سوسياليسم مدرن گرويده بود در دهه پاياني زندگي خود از نقد نئوليبراليسم دستشسته و به ليبراليسم جديد نزديك شده بود… . بيش از كارگران به كارآفرينان بها میداد.
عصاره مقاله اين است كه مهندس سحابي از «ليبراليسم كلاسيك به سوسياليسم مدرن و درنهایت به ليبراليسم جديد» نزديك شده است، يعني ظاهراً مواضع اقتصادي حزب كارگزاران! مقاله هیچکدام از این سه اصطلاح را تعريف نمیکند ولي هدفش معلوم است.
مهندس سحابي از دهه چهل تا روز مرگ، 50 سال بهطور سيستماتيك به شكل فردي و گروهي، امر توسعه و اقتصاد را مطالعه كرد و هزاران صفحه مطلب، فقط در مورد توسعه و نظرات اقتصادي از خود به يادگار گذاشته است. او وقتي به سازمان برنامهوبودجه رفت كارشناسان اين سازمان گفتهاند كه سحابي عملكرد ما را سالهای متمادي رصد میکرده است
مهندس سحابي تاريخ بحثهاي مربوط به «استراتژي اقتصادي» را بسيار طولاني بيان میکند و میگوید كه دكتر سحابي و مهندس بازرگان به آزادي اقتصادي معتقد بودند و اين به سوابق، تربيت، اعتقادات و مطالعات آنها مربوط میشد ولي نيروهاي جوانتر به «اقتصاد رهبري شده و سوسياليسم» اعتقادداشتند
مهندس سحابي میگوید كه در زندان قصر به توافق نرسيديم و در زندان برازجان و در غياب آقاي طالقاني سرانجام بحث به آنجا منتهي شد كه مهندس بازرگان به وي كه طرف اصلي بحث با ايشان بوده، گفتهاند كه: «روي مباني اقتصادي در اسلام مطالعاتي انجام دهم و اگر نتيجه مطالعات و بررسیهای من حكايت از تائید سوسياليسم از سوي اسلام داشت، آنگاه من هم حرفي ندارم و تسليم میشوم.»
????در ادامه مهندس سحابی میگوید که بهتدریج به منابع ومآخذ اصلی روایات مراجعه کرده و بهویژه به مباحث مربوط به باب زکات از منابعی همچون «وسائل الشیعه». نتیجه تحقیقاتم هم تأیید سوسیالیسم از سوی اسلام بود و اینکه اسلام درزمینهي اقتصادی به سوسیالیسم نزدیکتر است.
کار عمیق تحقیقاتی طولانیمدت با تکیهبر متون اسلامی است. وسواس و احاطهی او به مسائل اسلامی، او را یک مجتهد ساخته بود که اهل استنباط از قرآن و متون اسلامی بود، مخصوصاً که مرحوم طالقانی در موارد اقتصاد اسلامی، همعقیده و همنظر او بودهاند.
مهندس سحابی یک تکنوکرات نبود، او یک متفکر مسائل استراتژیک اقتصاد و توسعه بود، آ ن هم در چارچوب مبانی اسلامی و مطلع از تحولات جهانی. او از تکنوکراتهای پیرامون هاشمی نبوده است که با به قدرت رسیدن هاشمی بهضرورت توسعه پی ببرد. او 28 سال قبل از به قدرت رسیدن آقای هاشمی روی امر توسعه و فلسفهی اقتصاد اسلامی با مجتهد و مفسر قرآنی همچون آیتالله طالقانی کارکرده بود. او در اولین ماههای به قدرت رسیدن آقای هاشمی، برنامهی 5 سالهی اول ایشان را نقد و آن را خطرناک ارزیابی کرده است و آقای هاشمی را از اجرای سیاستهای بانک جهانی و صندوق بینالمللی در مورد؛ تعدیل اقتصادی، درهای باز، وام های خارجی، استراتژی توسعه صادرات، فروش سهام کارخانهها و بانکها، تثبیت نرخ ارز، سیاست نگاه به خارج، فضای بسته سیاسی، برحذر داشته است
کار دیگری که مهندس سحابی در سال 68 کرد، نقد بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی در موارد:
– وظایف و اختیارات رهبری،
– اختیارات و مسئولیت ریاست جمهوری،
– قوه قضائیه،
– تعداد نمایندگان مجلس
– ولایت مطلقه امر وامامت
– نحوه بازنگری قانون اساسی، بود.(نقد بازنگری قانون اساسی 1368)
علت بازداشت او، امضای نامهی 90 نفر نبود، آن نامه بهانه بود. علت بازداشت او در سال 1369 و بعد در سال 1379 و 1380؛ نقد این دو سند و نقدهای بعدی او بود که به «رویش زیاد شده بود» تعبیر کردند و باید به زندان میرفت و الّا «تکنوکرات پیرامون هاشمی» که نباید به زندان میرفت!
مهندس سحابی، از همان اوایل انقلاب و مسئولیت سازمان برنامه به توسعه بورژوازی ملّی رسیده بود. منتها، او بورژوازی ملّی را دقیق تعریف میکند (ایران فردا شمارههای 13 و 14 خرداد تا شهریور1373):
او ضمن نقد توسعهی اقتصادی استالینی، توسعهی اقتصادی به کمک بورژوازی ملّی را مشروط به شروط دهگانه میکند:
1- دولت باید استقلالگرا (معتقد بهضرورت رهایی جامعه ازاسارت و وابستگی)، توسعهگرا، قابلکنترل و نظارت ساختاری (دمکراتیک) و همجهت با مردم، ملت، انقلابیون (ملی – انقلابی) و صاحب تشخیص و درک واقعی و علمی از شرایط روز، باشد.
2- تأسیس واحدهای مشخصی که پایگاه عینی تولید ملّی و مدرن باشند.
3- واحدها، جایگاهی برای سازمان یا حتی نیروی انسانی باشند.
4- سهم منابع داخلی (مواد اولیه و واسطه، ابزار و ماشین، سرمایه و نیروی کارشناسی) در حداکثر باشد.
5- ارزشافزوده بالا باشد و مرتباً افزایش یابد.
6- واجد صرفهجویی ارزی باشد.
7- در جستوجوی نوآوری و تصرف فن و ماشینآلات و کاهش هزینه تولید از طریق بهبود فن و مدیریت ونه فشار بر نیروی کار یا سایر منابع کشور، باشد.
8- حقوق دولتی را رعایت کند، مالیات بپردازد.
9- در هزینه شخصی به حداکثر ممسک باشد و سودهای حاصله را صرف توسعهی صنعت و خدمات اجتماعی در داخل کشور کند.
10- به منافع ملی در برابر قدرتهای اقتصادی خارجی وفادار باشد.
ملاحظه میشود که بورژوازی ملی در دیدگاه او گلهگشاد نبود. بورژوازی، بورژوازی لیبرال، بورژوازی نئوليبرال، بورژوازی رانتخوار و بورژوازی کمپرادور در دیدگاه او دقیقاً مرزبندی داشتند و از میان همهی بورژواها فقط بورژوازی ملی که در بعد از انقلاب و همین حالا و با آن شروط فوقالذکر، ضرورت توسعه داشته و دارد، مدنظر او بود.او، بورژوازی ملّی را محمل و مقوم دمکراسی و مردمسالاری هم میدانست. چیزی که با عملکرد برنامه اول و دوم و مخصوصاً در دوران احمدینژاد، نابود شد. مهندس سحابی، بورژوازی لیبرال، کمپرادور، رانتخوار و نئولیبرال را ضد دمکراسی و ضد منافع ملّی، عدالت اجتماعی و استقلال مملکت ارزیابی میکرد
اعتقاد به سوسیالدمکراسی در بزرگان نحلهی ملی- مذهبی مسبوق به سابقه است. مرحوم نخشب در دهه 1320 که حزب توده فعالیت گسترده داشت، شعار «آزادی – عدالت – اخلاق» را مطرح کرد و دکتر شریعتی در آخرین ماههای عمرش «عرفان – عدالت (برابری)- آزادی» را مطرح نمود و علی ابن ابیطالب را، نمونهی مجسم این ایده در 5 سال حکومت او، میدانست. آیتالله طالقانی بهعنوان یک فقیه و مفسر قرآن هم به مقولات توأم آزادی-عدالت، تأکید داشته است.
مهندس سحابی، مبانی استراتژی ملّی را بر پایهی سه امر مهم استوار میکند که عبارتاند از:
1- تجربه تاریخی ملت ایران
2- مبانی آموزههای مکتبی وایمانی
3- مبانی نظری علمی و عقلانی (نظریه سیستمها)
خلاصه و جمعبندي:
1- مهندس سحابي، هزاران صفحه مطلب در مورد اقتصاد و توسعهي درونزاي ايران از خود بهجا گذاشته است. او هیچوقت به ليبراليسم اقتصادي اعتقادي نداشت و از اوايل دهه 1340 با شادروان مهندس بازرگان در اين موردبحث و جدل داشته است. جدايي او از نهضت آزادي در خاطراتش آمده و علل آن را بيان كرده است.
2- او، بورژوازی ملي، با قيود مشخص را تعريف كرده و آن را براي توسعهي اقتصادي و تحكيم وقوام دمكراسي ضروري ميداند. مفاهيم، بورژوازي، بورژوازي ملي، بورژوازي ليبرال و نئوليبرال و كمپرادور و رانتخوار، در تفکر مهندس مرزبندي مشخص و دقيق دارند و نمیتوان آنها را مخدوش كرد. حدود 60 سال با اين مفاهيم كلنجار رفته است و درنهایت بر پايهي تجربه تاريخي ملّي، مباني اعتقادي اسلامي و موازين علمي به اين عقيده رسيده است.
3- او يك «سوسیالدمکرات بومي» يا «سوسیالدمکرات ايراني» يا «سوسیالدمکرات اسلامي» است كه مرزهاي اعتقادي او را از سوسياليسم ماركسيستي و سوسیالدمکراسی اروپايي، جدا میکند.
4- ارادهگرایی بهمنظور القاءِ در يك نشريه حزب معروف- كارگزاران- ما را به ياد تکیهکلام مأموران «كا- گ- ب» استالين میاندازد كه: «يك اسم به ما بدهيد يك پرونده تحويل ميدهيم».